X
تبلیغات
نگین انگشتری
صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

یزدفردا :علی آبادی :جهت اطلاع رسانی به فردائیان و ثبت در تاریخ در این سلسله مطالب ، مشروح مذاکرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و تدوین قانون اساسی آورده می شود.

توجه: تمام نوشته های مندرج در این بخش، از سایت شورای نگهبان بازانتشار می شود. آوردن این جلسات در سایت یزدفردا به خاطر دسترسی مستقیم پژوهشگران و فردائیان به متن این جلسات در این سایت است.

یزدفردا


جلسه ششم سي ام مرداد ماه 1358 هجري شمسي


جلسه ساعت هفده روز سيام مرداد ماه 1358 هجري شمسي برابر با بيست و هفتم رمضان المبارك 1399 هجري قمري به رياست آيت الله حسينعلي منتظري تشكيل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسميت جلسه و قرائت اساسي غائبين جلسه قبل
2ـ بحث پيرامون آئين نامه داخلي
3ـ اخذ رأي براي انتخاب سه نفر اعضاي شوراي هماهنگي
4ـ پايان جلسه وتعيين زمان تشكيل جلسه بعد دبيرخانه مجلس بررسي نهائي قانون اساسي [--------------------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسميت جلسه و قرائت اسامي غائبين جلسه رئيس (منتظري) ـ جلسه رسمي است، غائبين جلسه امروز صبح عبارتند از: آقاي رحماني كه فرزندشان شهيد شده اند و غيبتشان بجا است ـ آقاي طالقاني ـ آقاي مدني و آقاي قاسملو و اما كساني كه تأخير داشتهاند، آقايان: بشارت ـ بني صدر ـ بيت اوشانا ـ حائري ـ حجتي ـ كرماني ـ خادمي ـ رباني شيرازي ـ دستغيب ـ سحابي ـ صدوقي ـ عرب ـ ملازاده ـ فلسفي ـ مقدم مراغهاي ـ مير مراد زهي.
به مناسبت شهادت فرزند حضرت حجة الاسلام آقاي رحماني تلگرامي از طرف مجلس خبرگان تهيه شده است كه به ايشان كه در بيجار هستند، مخابره بشود.
(تلگرام به شرح زير قرائت شد) جناب حجة الاسلام آقاي رحماني، نماينده محترم مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران دامت افاضته خبر شهادت فرزند گرامي شما موجب تألم خاطر نمايندگان ملت گرديد.
اين شهادت ها از يك سو چهره ضد خدائي و ضدمردمي افراد و گروههائي را ميشناساند كه به مقابله خصمانه با انقلاب اسلامي ملت ايران برخاسته اند و از سوي ديگر سيماي درخشان شهيداني را كه بر پيشاني انقلاب اسلامي ما ميدرخشند و به آن جلوهاي بس شكوهمند ميبخشد.
ياد آن شهيد و شهيدان بيشمار به خون خفته ديگر انقلاب گرامي باد.

2ـ بحث پيرامون آئيننامه داخلي رئيس (منتظري) ـ آقاي آيت آئين نامه را ميخوانند و در هر قسمت كه لازم بود از ميان كساني كه صبح نامنويسي كرده اند، فقط يك نفر به عنوان موافق و يك نفر به عنوان مخالف ميتوانند صحبت بفرمايند.
لايحه قانوني اداره امور جلسات و نظامنامه داخلي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي فصل اول ـ كليات مادة 1 ـ بمنظور افتتاح دوره اجلاسية مجلس بررسي نهائي قانون اساسي و در اجراي مقررات فصل ششم قانون انتخابات، ستاد مركزي انتخابات موظف است به محض حصول حد نصاب مقرر اعتبارنامههائي كه توسط نمايندگان حوزههاي انتخابيه استانها به دبيرخانه ستاد مركزي انتخابات تحويل شده است، تاريخ جلسه افتتاحيه مجلس را از طريق راديو، تلويزيون و جرايد به آگاهي مردم برساند.
مادة
2ـ دبيرخانه ستاد مركزي انتخابات مكلف است هنگام دريافت اعتبار نامهها با مراجعه تدريجي نمايندگان به دبيرخانه و تحويل رسمي اعتبارنامهها حضور نمايندگان حوزههاي انتخابيه استانها را بترتيب و با ذكر مشخصات در دفتري به نام «دفتر حضورنمايندگان» ثبت نمايد.
مادة
3ـ دبيرخانه ستاد مركزي انتخابات موظف است جايگاه استقرار نمايندگان را به ترتيب ثبت نام از اولين رديف كرسيهاي پيشين مجلس تعيين نموده و كارت حاوي شماره كرسي نمايندگان را به آنان تحويل نمايد.
مادة
4ـ نمايندگان مجلس بررسي نهائي قانون اساسي در اجلاس رسمي مجلس فقط در كرسي خود جلوس خواهند كرد.
مادة 5 ـ غيبت بدون اجازه نمايندگان در دوره اجلاسيه مجلس بررسي نهائي قانون اساسي بيش از يك جلسه مجاز نخواهد بود و در صورت غيبت بيش از يك جلسه مراتب به اطلاع عموم در جلسه علني خواهد رسيد.
رئيس (منتظري) - آقاي رباني شيرازي بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
مادهاي را كه صبح ميخواستم دربارهاش صحبت كنم مادهاي بود كه ميزان آراء لازم را براي تصويب يك ماده معين كرده است و بعد اشارهاي به همين ماده بكنم.
رئيس (منتظري) ـ پس اجازه بفرمائيد آنرا در وقتش صحبت كنيد و حالا فقط راجع بهمين ماده صحبت كنيد.
رباني شيرازي ـ راجع به اين ماده كه چه بكنيم كه اكثريتي را كه لازم داريم در مجلس بوجود بيايد، ميخواستم عرض كنم بجاي اينكه ميزان آرائي را كه در تصويب يك ماده مورد لزوم است پايين بياوريم، سعي كنيم نمايندگان در مجلس حضور پيدا كنند.
و اگر چنانچه بخواهيم بدون در نظر گرفتن مجازاتي بگوئيم آقايان حاضر بشوند، چه بسا آن تعدادي كه لازم است، در مجلس است، در مجلس حضور پيدا نكنند، لذا من خواستم يك تقاضا و يك پيشنهاد بكنم.
از آقاياني كه توانائي حضور در جلسه را بعلت پيري يا علل ديگر ندارند و نميتوانند بطور مداوم در اين مجلس شركت كنند و غيبتهايشان زياد است، ميخواستم تقاضا و استدعا كنم كه استعفا بدهند تا اينكه نفر بعد از آنها در مجلس حاضر شود و از خواستههاي مردم دفاع كند.
زيرا مردم به ما رأي دادند كه بيائيم اينجا و خواستههايشان را تبيين كنيم و از آن دفاع نمائيم.
ولي چنانچه حاضر شويم و مسامحه كنيم صحيح نيست و اين حق فرد بعدي، يعني آن كسي است كه مردم بعد از ما به او رأي دادهاند و او را انتخاب كردهاند.
اما پيشنهاد من اين بود كه اگر چنانچه كسي بدون عذر موجه سه نوبت در جلسه حاضر نشود، بمنزله استعفا محسوب شود و به او ابلاغ شود و فرد بعد از او دعوت شود تا در جلسه حاضر شود.
رئيس (منتظري) ـ آقاي مكارم شيرازي بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
البته از نظر اهميتي كه اين ماده در مساله رأيگيري دارد و ميدانيم سرنوشت، مجلس با همين ماده رأيگيري تعيين ميشود، بنابراين هر چه در مساله غيبت بيشتر تاكيد بشود و راه حلهائي پيدا كنيم كه حداكثر كوشش براي حضور نمايندگان در مجلس بعمل بيايد، بجاست.
براي اين مطلب يك راه همان چيزي است كه در آئيننامه نوشته شده، كه فكر ميكنم كافي نيست و همه آقايان هم شايد تصديق بفرمايند كه فقط اعلان كردن كافي نيست.
و اما اين مطلب كه اگر نمايندهاي در سه جلسه شركت نكند، در حكم استعفا باشد، آنطور كه آقاي رباني گفتند، فكر ميكنم قابل عمل نباشد.
بنابراين خوبست كه راه ديگري انتخاب بشود، مثلا اسامي غائبين در رسانههاي گروهي اعلام شود تا مردم ايران بدانند كه آنها بدون عذر موجه غايب ميشوند و حوزه انتخابيه آنها بدانند و مسلما اين كار اثر عميقي خواهد داشت كه آنها در جلسات شركت كنند.
البته اين مطالب را براي محكم كاري عرض ميكنم والا همه برادرها احساس مسئوليت فوِ العاده ميكنند و اين بخاطر علاقهايست كه ما ميخواهيم اين مجلس بنحو احسن برگزار بشود.
البته هيچ مانعي ندارد كه در آئيننامه محكم كاري كنيم ولو اينكه اين كار بعنوان يك احساس مسئوليت و وظيفة واجب شرعي كه از اوجب واجبات است باشد، اما مانع از آن نيست كه ما كوشش بعمل آوريم كه افراد حاضر بشوند.
اين يكي از راههاست كه در رسانههاي گروهي اسامي غائبين هر جلسه اعلام بشود.
حالا اگر راه حلهاي ديگري براي محكم كاري بنظر آقايان ميرسد، هيچ مانعي ندارد ولي مسأله استعفا با وضعي كه آقايان ميدانند، عملي نيست.
مضافاً به اينكه ممكن است مشكلات ديگري هم ايجاد كند و نتوانيم آنرا عمل كنيم.
اما دربارة آن ماده رأيگيري بعداً صحبت خواهم كرد.
رئيس (منتظري) ـ پيشنهاد آقاي مكارم اينست كه علاوه بر اينكه در صورت جلسه علني نوشته خواهد شد در رسانههاي گروهي نيز اعلام شود.
كرمي ـ اين عمل مخل شخصيت نمايندگان است.
رئيس (منتظري) ـ آقاي دكتر آيت بفرمائيد.
دكتر آيت ـ راجع به نفر بعدي كه ايشان فرمودند، نميشود كاري كرد.
رئيس (منتظري) ـ آقاي رباني شيرازي پيشنهاد كردهاند «كسانيكه نميتوانند مرتب بيايند و مريض هستند استعفا بدهند و نفر بعدي بجاي آن شخص بيايد» كه به عقيدة من ظاهراً عملي بنظر نميرسد.
آقاي رباني را نكوهي فرمايشي داريد، بفرمائيد.
رباني رانكوهي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
ترديدي نيست كه بايد كاري كرد كه آقايان نمايندگان در مجلس شركت كنند.
اما پيشنهادي كه آقاي رباني شيرازي كردند، نه قابل عمل است و نه به مصلحت.
زيرا نمايندگاني كه در مجلس هستند با آراء اكثريت مردم انتخاب شدهاند و به مجلس آمدهاند.
و چه بسا فردي كه پس از نماينده منتخب مردم و داراي رأي كمتري بوده تفاوت بسيار فاحشي با منتخب مردم داشته باشد.
مثلا من خبر دارم كه بعضي از نمايندگان كه در مجلس خبرگان انتخاب شدهاند و نماينده مردم هستند در حدود دويست و پنجاه هزار رأي آوردهاند و نفر بعد از او چهار هزار رأي آورده است.
اين معنايش اينست كه آن فردي كه انتخاب شده مربوط به مردم است و منتخب و مورد اعتماد مردم است و نفر بعدي كه چهار هزار رأي آورده چه بسا وابسته به گروهي باشد كه مورد تنفر مردم بوده است.
پس چطور ما ميتوانيم بگوئيم آقائي كه دويست و پنجاه هزار رأي آورده است، مستعفي شناخته ميشود و شخص بعدي كه داراي چهار هزار يا سه هزار رأي است و تنها مربوط به گروه خاصي است نماينده مردم باشد؟ پس اين فكر عملي نيست زيرا اين شخص نماينده مردم نيست.
فرضاً يك كسي هجده رأي آورده باشد در برابر افرادي كه صدها هزار رأي دارند.
بنابراين يكنفر كه خودش و خانوادهاش و چند نفر از قوم و خويشان خودش يعني مجموعاً هجده نفر باو رأي داده باشند، حالا اگر نفر اولي كه منتخب مردم است در مجلس حاضر نشد مابگوئيم نفر بعدي بيايد كه بهيچوجه صحيح نيست و قابل عمل هم نيست زيرا هم به منتخب مردم توهين و جسارت است و هم به خود مردم.
رئيس (منتظري) ـ آقاي كرمي بفرمائيد.
كرمي ـ اينجا اشخاص محترمي مانند آقاي حاج شيخ مرتضي جابري يا آقاي خادمي يا آقاي طالقاني تشريف دارند.
اين توهين است كه اسامي اين آقايان را در راديو و تلويزيون بعنوان غائبين جلسه اعلام كنند.
رئيس (منتظري) ـ آقاي رباني را نكوهي بفرمائيد.
رباني رانكوهي ـ پيشنهاد ميكنم همان مجازاتي كه در آئيننامه قبلي بود كه «اگر كسي يك جلسه غيبت بدون عذر موجه كرد در جلسه بعدي حق رأي نداشته باشد» اعمال شود.
رئيس (منتظري) ـ آقاي رباني شيرازي بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ ما روي واقعيات بايد صحبت كنيم زيرا مسائل را اينطور روي ذهنيات مطرح كردن درست نيست.
اگر مردم بما رأي دادهاند، براي اينست كه در مجلس حاضر شويم و از خواستههايشان دفاع كنيم.
رئيس (منتظري) ـ يكي از پيشنهادات آقاي رباني اينست كه «كسانيكه بنا بعللي نميتوانند به مجلس بيايند، استعفا بدهند و نفر بعدي بيايد» آقاي بنيصدر بفرمائيد.
بني صدر ـ شما كه نمايندگان را انتخاب نفرمودهايد، مردم انتخاب كردهاند و مردم بايد بپرسند كه چرا نمايندةشان به مجلس نميآيد.
رباني شيرازي ـ پيشنهادهاي من دو تا بود.
پيشنهاد اول اين بود كه كسانيكه نميتوانند در تمام جلسات حاضر شوند، از حضورشان خواهش كنيم استعفا بدهند تا نفر بعدي بتواند به مجلس بيايد.
پيشنهاد دوم اين است كه كسانيكه بدون عذر موجه چند جلسه در مجلس حاضر نميشوند، عدم حضورشان استعفا محسوب بشود.
رئيس (منتظري) ـ يكي از پيشنهادهاي آقاي رباني شيرازي اين بود كه اگر يكي از نمايندگان بيش از سه مرتبه غيبت كرد و مجلس تشخيص داد كه اين شخص بدون عذر موجه مجلس را ترك ميكند در اينجا براي چنين شخصي حكم مستعفي قائل شويم.
كساني كه با اين پيشنهاد موافقند، قيام فرمايند (عده كمي برخاستند) اين پيشنهاد رد شد.
حالا پيشنهاد آقاي مكارم مطرح است كه «اگر كسي بيش از يكدفعه غيبت كرد علاوه بر اينكه اسم او در مجلس خوانده ميشود كه غيبت كرده بوسيله رسانههاي گروهي هم به اطلاع مردم برسد» كساني كه با اين پيشنهاد موافقند قيام فرمايند (كسي برنخاست) اين پيشنهاد هم رد شد.
بنابراين، اين ماده به همان صورتي كه در آئين نامه موجود است باقي ميماند.
يعني اگر نمايندهاي يك مرتبه غيبت كرد اسم او در جلسة علني روز بعد اعلام خواهد شد.
آقاي رشيديان بفرمائيد.
رشيديان ـ آقاي رئيس شما مرتب خودتان صحبت ميفرمائيد به ديگران هم اجازه بفرمائيد نظراتشان را ابراز كنند.
رئيس (منتظري) ـ حالا به پيشنهاد آقاي رباني را نكوهي رأي ميگيريم و آن اين بود كه در آئيننامه قبلي ذكر شده كه «اگر نمايندهاي بيش از يكمرتبه غيبت كرد در جلسه بعد حق رأي نداشته باشد» كسانيكه با اين پيشنهاد موافقند قيام فرمايند (كسي برنخاست) اين پيشنهاد هم رد شد.
آقاي هاشمي نژاد بفرمائيد.
هاشمينژاد ـ به عقيده بنده از طرف مجلس كسي ماموريت پيدا كند و با آن نماينده صحبت كند كه چرا غيبت كرده است و اهميت قضيه را به ايشان تفهيم كند و صبح و عصر هم از رسانههاي گروهي اعلام شود كه چه كساني آمدهاند و چه كساني نيامدهاند.
رئيس (منتظري) ـ كساني كه با پيشنهاد ايشان موافقند، قيام فرمايند (كسي برنخاست) اين پيشنهاد هم رد شد.
آقاي هاشمينژاد بفرمائيد.
هاشمينژاد ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
معذرت ميخواهم از اينكه وقت آقايان را ميگيرم مساله به اين صورت نبود كه صبح و عصر اعلام بشود كه فلان شخص نيامده، بلكه بايد ضمن اينكه جزو مقررات باشد كه رسانههاي گروهي اعلام بكنند كه صبح و عصر مجلس خبرگان تشكيل شد، علاوه بر آن بگويند مجلس خبرگان با حضور چه كساني تشكيل شد و چه كساني هم غيبت داشتند.
اين بايد روال كلي كار رسانههاي گروهي باشد.
بنابراين ضمن اينكه يك موضعگيري خاص نيست، در عين حال كساني هم كه غيبت كردهاند مشخص خواهند شد.
ولي چون افرادي كه در اينجا هستند بر اساس احساس وظيفه كار ميكنند، خوب است ازطرف مجلس به آنها تذكر داده شود و اهميت مطالب بيش از پيش به آنها تفهيم بشود.
من تصور ميكنم اين كار حداقل در مورد عدهاي مؤثر واقع خواهد شد.
پيشنهاد من اين بود كه عرض كردم متشكرم.
رئيس (منتظري) ـ كساني كه با پيشنهاد ايشان موافقند، قيام فرمايند (كسي برنخاست) رد شد.
مواد بعدي قرائت ميشود.
مادة 6 ـ مرخصي نمايندگان در دورة اجلاسيه مجلس بررسي نهائي قانون اساسي بيش از يك جلسه مجاز نخواهد بود، مگر با تصويب كميسيون يا اجازه هيئت رئيسه مجلس.
مادة 7 ـ جلسات عمومي بررسي نهائي قانون اساسي و اخذ تصميمات در اصول قانون اساسي با حضور دو سوم كليه نمايندگان يعني (پنجاه نفر) رسميت مييابد و تصميمات متخذه با اكثريت نصف بعلاوه يك مجموع نمايندگان، بعقيده بعضي بجاي پنجاه نفر با (سي و هشت نفر) معتبر است.
جلسات كميسيونها و شوراي دبيران با حضور اكثريت اعضاء رسميت پيدا ميكند و تصميمات متخذه با اكثريت حاضرين درجلسه معتبر خواهد بود.
رئيس (منتظري) ـ آقاي موسوي تبريزي از كساني هستند كه در مادة هفتم وقت گرفتهاند كه صحبت كنند.
آقاي موسوي بفرمائيد.
موسوي تبريزي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
راجع به اين ماده هفت كه مجلس با حضور دو سوم كليه نمايندگان يعني با پنجاه نفر رسميت پيدا كند، اشكال ندارد ولي هنگام اخذ تصميم و رأيگيري ملاك نصف به علاوه يك مجموع نمايندگان يعني سي و هشت نفر است؟ يا دو سوم مجموع كه پنجاه نفر ميشود؟ رئيس (منتظري) ـ دو سوم حاضرين يا دو سوم همه نمايندگان؟ موسوي تبريزي ـ نصف بعلاوه يك مجموع نمايندگان، بعقيده من درست نيست.
براي اينكه اگر سي و هفت نفر با يك تصميمي مخالفت داشته باشند و يكي از مخالفين آقاي منتظري و يكي هم آقاي بهشتي و يكي هم آقاي طالقاني باشند، مخالفين اگر در اين اعداد باشند يعني هر يك از اين آقايان كه اسم بردم بيش از يك ميليون رأي آوردهاند.
در واقع اگر سي و هشت نفر در يك رأيگيري موافق و سي و هفت نفر هم مخالف بودند و بطور متوسط اگر به هر نماينده حداكثر نيم ميليون نفر رأي داده باشند، پس در واقع چندين ميليون نفر از افراد اين مملكت با آن رأي مخالف ميباشند خداوند به پيامبر(ص) خطاب ميكند «وشاورهم في الامر» يا «وامر هم شوري بينهم» پس مبناي اكثريت بايد يك اكثريت معقول باشد.
چون وقتي اكثر افراد، عقول، افكار و انديشههايشان رويهم ريخته شد، به انسان يك اطميناني ميبخشد.
مثلا در مقابل صد نفر موافق اگر ده نفر هم مخالف باشد، تصميم آنها اطميان بخش است ولي اگر چهل و نه نفر مخالف و پنجاه و يك نفر موافق باشند، اينكه ديگر موجب اطمينان براي انسان نميشد.
بنابراين آنچه كه من از آيه استنباط ميكنم اينست كه اكثريتي كه مبناي كارها در اسلام قرار ميگيرد آن اكثريتي است كه موجب اطمينان است.
و الا ما هفتاد و سه نفر نماينده داريم و اگر مبناي نصف بعلاوه يك عملي شود معنايش اينست كه رأي سي و هشت نفر را به تمام مردم ايران تحميل كردهايم.
بنابراين بايد بگوئيم، همان نصابي كه براي رسميت جلسه معتبر است، همان نصاب هم بايد در مقام اخذ رأي و تصميمگيري معتبر باشد.
يعني اقلا دوسوم نمايندگان بايد با اين رأي موافق باشند.
اگر دو سوم نمايندگان موافق بودند، نتيجتاً ميتوانيم به سي و شش ميليون نفر جمعيت ايران بگوئيم كه نمايندگان شمابه اين قانون رأي دادهاند.
اما اگر سي و هشت نفر رأي بدهند و سي و هفت نفر رأي ندهند و مثلا يكي از كساني كه رأي مخالف داده باشد، آقاي بني صدر باشند، ايشان نميتوانند آن قانون را به كساني كه به ايشان رأي دادهاند، تحميل كنند و بگويند كه اين قانون شما است.
بنابراين بايد دوسوم تمام نمايندگان در رأيگيري تصميم بگيرند و اين تنها راه قانونگذاري صحيح است.
والسلام عليكم و رحم الله و بركاته.
رئيس (منتظري) ـ از آقايان دكتر ضيائي ـ دكتر قائمي ـ دكتر آيت ـ سبحاني ـ سيد محمد علي جزايري ـ مولوي عبدالعزيز و يزدي كه صبح وقت گرفتهاند، هر كس مخالف است ميتواند صحبت كند.
آقاي دكتر قائمي بفرمائيد.
دكتر قائمي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
بنده ميخواستم در مخالفت با بيانات آقاي موسوي چند نكته را بعرض برسانم.
ايشان فرمودند اگر نمايندهاي در موقع رأيگيري رأي نداد، چون اين شخص با يك ميليون يا دو ميليون رأي مردم انتخاب شده آن رأي مردم رابحساب نياورده و رد كرده است.
من اين دليل را كافي نميبينم، به اين علت كه عدهاي كه تشريف نميآورند به مجلس، حتما يك مشكلي دارند و يا برنامهاي برايشان هست كه نميتوانند بيايند.
هيچ دليلي نيست كه اگر ايشان در جلسه شركت ميكردند، با آن مسأله مورد بحث مخالف بودند.
عده نمايندگان اين مجلس هفتاد و سه نفر است.
حالا اگر عدهاي به دلايلي نميآيند، دليل بر اين نميشود كه اين عده با جرياني كه در مجلس ميگذرد مخالف هستند فرض كنيد آيت الله طالقاني با دو ميليون رأي براي اين مجلس انتخاب شدهاند و تشريف نميآورند، ولي اين دليل بر اين نيست كه يك مسألهاي را كه در اينجا مطرح ميشود، ايشان تأييد نكنند و اگر بودند تصويب رأي بدهند، بلكه نصف بعلاوه يك و يا دو سوم نمايندگان حاضر رأيشان كافي است.
بنابراين من معتقد هستم كه همان دو سوم رأي شركت كنندگان در مجلس را بپذيريم.
چون همينطور كه در اين دو سه روز ديدهايم، مجلس با پنجاه نفر تشكيل ميشود و از اين پنجاه نفر، دو سه نفري از ميان نمايندگان با موضوعي حتما مخالف هستند.
در غير اينصورت اگر ما يك مسالهاي را بخواهيم تصويب كنيم بايد روزهاي بسياري بنشينيم و منتظر اين باشيم كه يكي از آقايان تشريف بياورند به جلسه كه عده حاضر پنجاه و يك نفر بشود و پنجاه نفر بتوانند رأي موافق بدهند.
نظر من اين است كه دو سوم نمايندگان حاضر در جلسه براي تصويب هر قانوني رأيشان كافيست والسلام.
رئيس (منتظري) ـ آقاي دكتر ضيائي بفرمائيد.
دكتر ضيائي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
به عقيدة من مادة پنج و مادة شش بايد حذف بشود چون بود و نبودشان يكسان است.
زيرا اين يك وظيفه ديني و اجتماعي عجيبي است كه به گردن آقايان محترمي كه انتخاب شدهاند، گذاشته شده است.
حالا هر كس در هر مقامي كه ميخواهد باشد، اگر بنحوي عذري داشت و نميتوانست در جلسه شركت كند از اول نميبايد نمايندگي را قبول ميكرد و خودش را نميبايد كانديدا ميكرد.
بنابراين بايد عذر موجهش را بيان كند و يا اينكه مجلس و يا هيأت ريئسه براي اين كار فكري بكند.
زيرا هفتاد و سه نفر روي معيار معيني انتخاب شدهاند كه از طرف مردم به اين مكان بيايند.
همانطوريكه آقاي موسوي فرمودند با غيبت كردن از قوه و قدرت اين قانون كاسته خواهد شد و يا در آن نقض بوجود ميآيد.
اگر قرار باشد هر كسي غيبت كند، خوب بنده هم فردا نميآيم و كارهاي ضروري خيلي زيادي هم دارم، منتها اگر وظيفه ديني و مسؤوليت اجتماعي خطير، من را مجبور نميكرد، از همه كارم نميبريدم و شبها تا ساعت دو بعد از نصف شب نمينشستم، پيشنهادات و پيشنويسها را مطالعه بكنم.
بنابراين يا بايد وظيفه ديني، آقايان را براي اين كار مجبور كند، همانطوري كه آقايان را مجبور كرده است كه نماز بخوانند و روزه بگيرند و حج بروند و يا اگر چنين نباشد بايد فكر اساسي كرد.
و اما در مورد دو سوماز مجموع يا دو سوم از حاضرين، بااين بياني كه عرض كردم و با اين آئيننامه كه هيچ الزامي براي آقايان منتخبين نميآورد كه در جلسه حاضر بشوند و وقتي كه هيچ الزامي نباشد ممكن است فردا بنده و شما و ديگران روزهاي بعد نيائيم و به اين ترتيب جلسه رسميت پيدا نكند.
و اما اگر الزامي در كار باشد، قهراً غيبتهاي اضطراري كم است.
مثلا اگر غائبين دو سه نفر يا حداكثر ده نفر باشند، بالاخره باز يك حدي است كه ما ميتوانيم به اكثريت آراء مجموع منتخبين برسيم.
وقتي كه دو سوم از مجموع نمايندگان براي رسميت بخشيدن به جلسه حاضر باشند، بهمان نحو كه جناب آقاي موسوي هم فرمودند و تنها فكر من نيست چه در آن صورت ترديد داشتم ولي وقتي يكي ديگر هم فكرش همين فكر من بود، انسان ظن كمي به صحت پيدا ميكند.
اما اگر نظر نه نفر از ده نفر با نفر من موافق شد، بطور قطع و يقين به صحت آن حكم خواهم كرد، چون ديگر مطمئن هستم كه به واقعيت و حقيقت نزديك ميباشد.
بنابراين هر قدر آراء را بتوانيم بيشتر بكنيم چه موافق و چه مخالف هم اگر ديديم اكثريت هست ميفهميم كه ما در خطا بودهايم.
پس هر قدر آراء بيشتر باشد در آن صورت قوت و قدرت قانون بيشتر خواهد شد و يك مقدار احساس سبكي نسبت به وظيفه خطير خود خواهيم كرد.
بنابراين من فكر ميكنم اخذ تصميمات با دو سوم آراء حاضرين هيچ كافي بمقصود و منظور ملت و منظور كساني كه طرفدار اجراء قانون اسلامي هستند، نخواهد بود.
رئيس (منتظري) ـ آقاي دكتر آيت بفرمائيد.
دكتر آيت ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
بعضي از آقايان حكم به نادر ميكنند يعني چيزي كه معمولا اتفاِ نميافتد.
تا حالا اكثريت نزديك باتفاِ آمدهاند و از اين به بعد هم خواهند آمد، ما بگوئيم (اگر نيامدند) صحيح نيست.
گذشته از آن جلسه با دو سوم نمايندگان رسميت پيدا ميكند و اگر اين تعداد نيايند كه جلسه اصلا نميتواند رسمي باشد.
آن وقت اگر دو سوم از افراد حاضر هم رأي بدهند كافي است.
بنابراين نبايد كاري كرد كه مجلس فلج بشود و نتواند تصميمي بگيرد.
واز همه اينها گذشته مصوبة ما بعداً براي اطمينان خاطر به رفراندوم گذاشته خواهد شد، مردم اگر خواستند، قانون را تصويب ميكنند و اگر نخواستند، نميكنند، و آن دوست ما هم كه گفتند مثلا اگر آيت الله منتظري و دكتر بهشتي رأي ندادند، چون در انتخابات اينقدر رأي آوردهاند و يا فلاني اين قدر رأي آورده است، صحيح نيست.
اينجا هم مساوي هستند با هر تعداد رأي كه انتخاب شده باشند.
كسي از اشخاص ديگر نمايندهتر نيست و اين رسم تمام دنيا هست و ما نبايد سنتي كه در دنيا وجود دارد و عاقلانه هم هست، يعني موافقت دو سوم از اعضاي حاضر براي تصويب را زير پا بگذاريم.
رئيس (منتظري) ـ آقاي سبحاني فرمايشي داريد، بفرماييد.
سبحاني ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
مطالب لازم مطرح شد.
يعني مطالبي را كه در نظر من بود، آقايان فرمودند.
ولي يك حاشيه كوچك دارم كه در اينجا عرض ميكنم.
اگر بنا باشد رسميت جلسه ما با پنجاه نفر شروع شود و پنجاه نفر موافق باشند، تا ما بتوانيم تصميم بگيريم، معنايش اينست كه بايددر اكثر مسائل و مجالس اتفاِ آراء داشته باشيم زيرا جلسه با پنجاه نفر رسميت پيدا ميكند.
فرض كنيد كه ما در چند جلسه پنجاه نفر بوديم و قرار هم اينست كه يك سوم از مجموع نمايندگان نظر بدهند.
بنابراين معنايش اينست كه در هر مساله اتفاِ آراء باشد و اين در هيچ كجاي دنيا عملي نيست و نميشود گفت مجلس با پنجاه نفر رسميت پيدا ميكند و رأي معتبرش نيز بايد به ميزان دو سوم حاضرين در جلسه باشد زيرا اين معنايش اينست كه در تمام مسايل اتفاِ آراء داشته باشيم.
رئيس (منتظري) ـ آقاي مكارم شيرازي بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
با نهايت معذرت كه مصدع ميشوم، ميخواستم نظريهاي در تكميل اين ماده عرض كنم.
چون در عمل خواهيم ديد كه با چه مشكلي روبرو خواهيم شد و قبل از آن بايد اين تذكر رابدهم، چون مذاكرات مجلس از رسانههاي گروهي پخش ميشود، از صبح تا به حال يكي دو مرتبه تعبيري تكرار شد كه اينجا مدرسه فيضيه نيست من عقيده دارم كه در تعبيرات بايد خيلي رعايت شود زيرا مدرسه فيضيه كانون انقلاب و كانون بزرگان و علما بوده و البته يك نظر ديگري از گفتن مدرسه فيضيه داريم، يعني يك جلسه بحث دوستانه كه همه حرف بزنند و درباره مسائلي اظهار نظر كنند.
اما تلقي ملت ايران وقتي اين را بشنود، اين نيست، بلكه خيال ميكنند مدرسه فيضيه كانون بدي بوده در حالي كه خاطره مدرسه فيضيه در افكار همه به عاليترين وجه هست بنابراين ما بايد تعبيراتي كه پيش خودمان هست، تغيير بدهيم و بگوئيم كه اينجا يك مجلس دوستانه نيست كه همه با هم صحبت كنيم و نه تنها در اين مورد بله درتمام موارد بايد رعايت اين تعبيرات را با توجه به اينكه در رسانههاي گروهي پخش ميشود بكنيم.
و اما عرضي كه من داشت مطلبي هست كه آن را بايد حل كنيم و آن اين است كه اگر ما مقياس را دو سوم از حاضرين يا دو سوم از مجموع كه پنجاه نفر است، گرفتيم و نتوانستيم رأي بياوريم چكار كنيم؟ بعضي از آقايان ميفرمودند كه هيچ، رهايش ميكنيم.
ولي ما نميتوانيم اينكار را بكنيم براي اينكه بطور مثال در اين پيش نويس يا پيشنويسهاي ديگر بحث شده است كه نخست وزير را چه كسي تعيين ميكند.
در پيش نويس فعلي ميگويد، رئيس جمهور بايد نخست وزير را تعيين كند ولي ممكن است عدهاي از آقايان عقيدهشان اين باشد كه رئيس جمهور اختياراتش زياد است و بايد آن را محدودتر كرد و نخست وزير را بايد مجلس با پيشنهاد رئيسجمهور تعيين كند زيرا ميخواهد با رئيس جمهور همكاري بكند و او بايد همكارش را بشناسد.
ولي اگر احتمالا آن حد نصاب را نياورد و دوره مجلس نمايندگان هم تمام شد، فردا كه ملت ايران ميخواهند نخستوزير تعيين كنند، بايد چكار كنند؟ در اين ماده اگر تعيين نخستوزير نه به دست رئيس جمهور باشد ونه به دست مجلس باشد و مجلس نمايندگان هم اگر مدتش تمام شد، تكليف اينكه نخست وزير بوسيله چه كسي انتخاب شود، معلوم نشده است.
بنابراين مردم ايران چكار بايد بكنند؟ بعلاوه الان درباره خود رئيس جمهور و صفات او بحث است و بعضي معتقدند كه فلان و فلان صفت بايد قيد شود و بعضي معتقدند نه، حالا اگر در مواقع رأيگيري دربارة صفات رئيس جمهور پنجاه رأي نتوانستيم بياوريم يا دو سوم و يا حتي سي و هشت رأي نياورد، از يك طرف سي و چهار رأي ميآورد، با آن طرف صحبت ميكنيم بيست و چهار رأي ميآورد، البته اگر ما بتوانيم تمام مواد را به اتفاِ آراء تصويب كنيم كه خيلي خوب است و ما شك نداريم ولي بايد مسائل را از نظر عملي هم بررسي كنيم.
ما معتقديم هر چه محكمتر و به قول آقايان اطمينان بخشتر باشد بهتر است.
ما حرفي نداريم اميدواريم كه بشود، ولي اگر نشد بايد چكار كرد؟ اگر براي صفات رئيس جمهور اكثريت لازم را نياورديم يعني سي و هشت رأي نشد و يا دو سوم موجود نشد و يا پنجاه رأي نشد و مجلس خبرگان تمام شد و حالا كه ملت ميخواهد با اين قانون اساسي كه شما تهيه كردهايد، رئيس جمهور تعيين كند، چكار بايد بكند؟ بالاخره بعد از دو ماه و يا سه ماه و يا چهار ماه اين مجلس تمام ميشود.
بنابراين بيائيد يك تبصره براي اين ماده بياوريم كه اگر حد نصاب لازم بدست نيامد، نمايندگان در جلسه فردا مجدداً به شور بنشينند و اگر نشد، جلسه پس فردا تا بالاخره در پايان مجبور شوند اين مسأله را تصويب كنند.
چون نميشود كه حكومت مملكت فردا بلاتكليف باشد بالاخره بعد از سه يا چهار يا شش ماه بايد تصويب كنيد و وقتي ميخواهيد تصويب كنيد بايد يك طوري باشد كه قاطع باشد.
حالا بعد از تمام محكم كاريها بالاخره بفرمائيد، آيا اكثريت موجود كافي هست يا نيست؟ و اگر اكثريت موجود هيچ كجا كافي نيست اين بنبست چگونه شكسته ميشود؟ آقاي غفوري امروز فرمودند كه بعضي از قسمتهاي قانونهاي اساسي را ميشود كه يك قسمتش امسال تعيين شود و يك قسمتش سال ديگر.
اين درست، اما يك مسائلي مثل تعيين رئيس جمهور يا نخستوزير يا امثال اينها را كه نميشود براي سال ديگر گذاشت.
در اين روزها ما بايد هر چه زودتر تكليف ملت و مملكت را از نظر استخوانبندي سياي و اجتماعي و قضائي روشن كنيم.
بنابراين بنده پيشنهاد ميكنم تمام محكم كاريها را بفرمائيد و تمام پيشنهادها را هم به رأي بگذاريم و از الان تا آخر كار با يك يا دو يا سه شور اين بن بست را بشكنيم و يا از اين طريق كه علي كل حال با وجود اين همه ناراحتي كه ما داريم و نميخواهيم نصف بعلاوه يك عدة حاضر يا چهل و نه يا پنجاه رأي حاكم باشد بلكه اتفاِ آراء باشد، اما وقتي به بنبست رسيديم چارهاي نداريم جز اين كه رأي اكثريت را بپذيريم چون كار مملكت را نميشود رها كرد.
اين عرضي كه من داشتم كاري به آن معيار هم ندارد، زيرا آن معيار هر چه باشد، پشت سرش بايد فكري براي اين مطلب داشته باشيم.
اما راجع به رفراندوم، اين مساله را كه مكمل اين بحث است، عرض كنم كه رفراندوم به صورت ماده به ماده انجام نميشود، زيرا مسلم است كه وقتي آقايان قانون اساسي را با اكثريت تصويب بكنند، مردم به آن احترام ميگذارند.
بخصوص اينكه با امام در مسائل مشورت ميشود و با مراجع ديگر هم مشورت ميشود و آقايان نظرات همه گروههاي مردم را رعايت ميكنند.
بنابراين رفراندوم يكجا انجام ميشود و باحتمال قريب به يقين آنچه آقايان تصويب بكنند در رفراندوم نيز تصويب خواهد شد.
ولي ما بايد محكم كاري بكنيم زيرا ملت از ما انتظار دارد.
بنابراين براي رفع اين بن بست از اين طريق بايد فكري كرد.
رئيس (منتظري) ـ از فرمايشات آقاي مكارم براي نمايندگان اين تصور پيش آمده است كه منظور ايشان از معيار رأيگيري براي تصويب مواد، نصف بعلاوه يك عده حاضرين است.
در حالي كه معيار تصويب، آراء مثبت نصف بعلاوه يك مجموع نمايندگان و يا دو سوم مجموع نمايندگان است.
منتها دو سوم مجموع نمايندگان پنجاه نفر ميشود كه براي رسميت يافتن جلسه معمول است.
بنظر ميرسد كه مذاكرات كافي باشد، رأي ميگيريم به كفايت مذاكرات،، نمايندگاني كه موافقند قيام فرمايند (اكثر برخاستند) تصويب شد.
حالا رأي ميگيريم به اصل ماده، موافقين با دو سوم مجموع نمايندگان كه در حقيقت ميشود پنجاه يا چهل و نه نفر قيام كنند (اكثر بر خاستند) تصويب شد.
بنابراين تصميمات متخذه با رأي اكثريت حاضر در جلسه (چهل و نه نفر يعني دو سوم مجموع نمايندگان) و جلسات گروهها هم با حضور اكثريت اعضاء رسميت پيدا ميكند.
كسانيكه موافقند كه گروهها هم با اكثريت حاضرين كار را انجام بدهند قيام كنند (اكثر برخاستند) تصويب شد.
مادة هشت قرائت ميشود: مادة 8 ـ پس از رسميت يافتن جلسه، خروج نمايندگان از جلسه تا ميزان اكثريت مطلق (نصف بعلاوه يك) مانع ادامه بحث و رسيدگي نخواهد بود، ولي بهنگام اخذ تصميم و رأيگيري، رأي نماينده يا نمايندگاني كه به جلسه مراجعت نكردهاند، بعنوان رأي ممتنع در مجموع آراء احتساب ميگردد.
رئيس (منتظري) ـ آقاي دكتر بهشتي فرمايشي داريد بفرمائيد.
دكتر بهشتي ـ بنظر من با آن چيزي كه قبلا تصويب كرديم اين ماده زائد است، چون اين در صورتي بود كه با سي و هشت نفر بتوانيم چيزي را بتصويب برسانيم، ولي وقتي ما قبلا گفتهايم كه براي رسميت مجلس پنجاه يا چهل و نه نفر لازم است و براي اينكه اصل يا مادهاي هم تصويب بشود حداقل چهل و نه نفر لازم است، ديگر اين ماده لغو است ولي فقط براي مذاكرات مجلس ميتواند ادامه پيدا كند.
رئيس (منتظري) ـ آقاي دكتر شيباني بفرمائيد.
دكتر شيباني ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
در مورد رأيگيري براي اصول قانون اساسي با رأي دو سوم كل نمايندگان تصويب شد.
در اينجا توضيحي كه ميدهد براي رسميت مذاكرات مجلس است كه اگر دو سوم نمايندگان حضور داشتند مجلس ميتواند شروع بكار كند.
حالا ممكن است وسط كار يك عدهاي بلند شوند و از جلسه بيرون بروند.
اين ماده آن قسمت را ميخواهد توضيح بدهد، كه اگر يك عدهاي بيرون رفتند اشكالي در مذاكرات ايجاد نميكند، مساله اين است يك شق ديگرش هم اين است كه اگر عدهاي از نمايندگان در موقع رأيگيري بيرون از جلسه باشند، رأي آنها بعنوان ممتنع بحساب ميآيد يعني ميخواهد بگويد كه اگر عدهاي موقع رأيگيري بيرون رفتند به اين مسأله توجه داشته باشند كه رأيشان ممتنع بحساب خواهد آمد.
رئيس (منتظري) ـ آقاي دكتر بهشتي بفرمائيد.
دكتر بهشتي ـ آنچه كه بنده عرض كردم زايد است، فقط ذيل ماده است و بخش اول آن لازم است زيرا جلسه با چهل و نه نفر رسميت پيدا ميكند، و وقتي رسميت پيدا كرد و مذاكرات شروع شد با بيرون رفتن دو سه نفر از رسميت نميافتد، تا اينجا لازم است.
آنچه كه عرض كردم زائد است، ذيل اين ماده است.
چون اين قسمت براي وقتي خوب بود كه ما ميخواستيم اصول را با سي و هشت رأي تصويب كنيم.
ولي وقتي ميگوئيم براي تصويب اصول قانون اساسي چهل و نه رأي لازم است، ديگر قسمت ذيل اين ماده لازم نيست.
زيرا ما بعد از تنظيم اين آيئننامه، وظيفه ديگري جز تصويب قانون اساسي نداريم و اصلا تصويب چيز ديگري در صلاحيت ما نيست.
رئيس (منتظري) ـ براي اين قسمت رأي ميگيريم، كه فقط قسمت اول به اينصورت باشد «پس از رسميت يافتن جلسه، خروج نمايندگان از جلسه تا ميزان اكثريت مطلق (نصف بعلاوه يك) مانع ادامه بحث و رسيدگي نخواهد بود» كسانيكه موافقند اين قسمت باشد و بقيه حذف شود قيام فرمايند (عده كمي برخاستند) رد شد.
و اما كساني كه موافقت دارند كه اين ماده بهمين صورت كه هست باقي بماند و چيزي از آن كم نشود قيام كنند (كسي برنخاست) تصويب نشد.
بنابراين، اين بند حذف ميشود.
آقاي دكتر بهشتي بفرمائيد.
دكتر بهشتي ـ خواهش ميكنم به نكتهاي كه ميخواهم تذكر بدهم، عنايت بفرمائيد.
جلسه وقتي ميتواند رسمي باشد كه اكثريتش در حد اكثريت رأيگيري باشد.
چون اگر جلسه بدون چنين اكثريتي شروع بكار كند، ممكن است اصلا كساني بعدا نيايند و مذاكراتي كه آغاز ميشود بينتيجه بماند و اين وقت تلف كردن است.
اين است كه براي شروع جلسه يعني براي رسميت جلسه در آغاز همان عددي را معتبر ميدانيم كه براي رأيگيري و تصويب معتبر دانستهايم.
اين از لحاظ ضرورت تعداد نمايندگان براي شروع كار جلسه است.
ولي بعد از شروع جلسه اگر يكي از آقايان پنج دقيقه بيرون رفت، آيا ما بايد براي ادامة مذاكرات صبر كنيم تا او برگردد؟ و وقتي هم كه برگشت، ممكن است كس ديگري بيرون برود و اگر دو مرتبه هم بخواهيم صبر كنيم تا او برگردد، مذاكرات همينطور تعطيل ميشود و بيثمر خواهد بود.
پس بهتر اين است كه مذاكرات را ادامه بدهيم، آن نمايندهاي هم كه پنج دقيقه رفته است بيرون، وقتي برگشت از دوستش سؤال ميكند كه در اين پنج دقيقه، صحبت درباره چه بوده است، كه در جريان مذاكرات باشد پس با توجه به اينكه اكثريتي كه ما ميخواهيم، يكي در موقع شروع است و يكي هم براي رأيگيري است، بايد بگوئيم براي موقع رأيگيري تمام چهل و نه نفر بايد باشند ولي براي ادامه مذاكرات، كم شدن دو سه نفر از نمايندگان اشكالي ندارد.
رئيس (منتظري) ـ آقاي رباني شيرازي بفرمائيد.
رباني شيرازي ـ چنانچه در جلسهاي چهل و هشت نفر رأي مخالف دادند و يك نفر هم رفت بيرون، آيا رأي آن شخص جزء مخالفين است يا ممتنعين؟ رئيس (منتظري) ـ آقاي دكتر بهشتي بفرمائيد.
دكتر بهشتي ـ آقاي رباني، اصولا ما پنجاه رأي مخالف نميخواهيم، ما براي تصويب اصول چهل و نه رأي موافق ميخواهيم.
آنچه كه ما در رأيگيري ميخواهيم، اين است و مشخص بودن وضع بقيه آراء هيچ نقشي در كار ما ندارد.
چون ما براي تصويب يك مطلب ميگوئيم چهل و نه رأي موافق ميخواهيم، ديگر لازم نيست رأي مخالف هم چهل و نه رأي باشد.
رئيس (منتظري) ـ آقاي سيد محمد علي جزايري چون نوبت گرفته بودند ميتوانند چند دقيقهاي صحبت بفرمايند.
موسوي جزايري ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
اين جمله كه ميگويد «ولي بهنگام اخذ تصميم و رأيگيري نماينده يا نمايندگاني كه به جلسه مراجعت نكردهاند بعنوان رأي ممتنع در مجموع آراء احتساب ميگردد.
» بايد به اين صورت تغيير كند «ولي بهنگام اخذ تصميم و رأيگيري وجود پنجاه نفر لازم است» وجود پنجاه نفر در جلسه، عند الشروع و در موقع رأيگيري لازم است ولي در موقع مذاكرات وجود پنجاه نفر در جلسه ضروري نيست.
ما اين را ميخواهيم بگوئيم، پس از رسميت يافتن جلسه يعني وجود پنجاه نفر اگر در موقع مذاكرات افرادي خارج بشوند، اشكالي ندارد، ولي بشرط آنكه عده حاضر در جلسه از سي و هشت نفر كمتر نشود.
بنابراين ما سه مرحله داريم، رسميت جلسه براي شروع با حضور پنجاه نفر، رسميت جلسه براي مذاكرات با سي و هشت نفر و رسميت جلسه براي رأيگيري كه باز همان پنجاه نفر است.
دكتر بهشتي ـ اگر مادة هفت را به اينصورت اصلاح كنيم، همه اين معاني كه تأييد فرموديد در آن هست و به مادة هشت هم ديگر نيازي نيست.
توجه بفرمائيد قرائت ميكنم: مادة
7ـ جلسات عمومي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي، با حضور دو سوم كليه نمايندگان (چهل و نه نفر) رسميت مييابد.
پس از رسميت يافتن جلسه، براي ادامه مذاكرات حضور نصف به علاوه يك كليه نمايندگان (سي و هشت نفر) كافي است.
ولي براي تصويب هر يك از اصول قانون اساسي، رأي موافق دو سوم كليه نمايندگان (چهل و نه نفر) لازم است.
رئيس (منتظري) ـ مادة هشت در مادة هفت ادغام شد، كسانيكه با مادة هفت به صورتي كه قرائت شد موافقند قيام فرمايند (اكثر برخاستند) تصويب شد.
فصل دوم قرائت ميشود: فصل دوم ـ هيئت ريئسه موقت مادة 8 ـ در نخستين جلسه رسمي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي، مسنترين نماينده حاضر در جلسه به رياست سني تعيين ميشود و با جلوس رئيس موقت در جايگاه هيأت رئيسه، يك نفر از اعضاء مسن حاضر در جلسه نيز به عنوان نايب رئيس، و سه نفر از جوانترين اعضاي حاضر در جلسه به ترتيب دو نفر به عنوان منشي و يكنفر به عنوان دبير تعيين و در اطراف رئيس موقت مجلس در جايگاه هيأت رئيسه جلوس مينمايد.
تبصره ـ تعيين و تشخيص مسنترين و جوانترين نمايندگان مطابق با مشخصات ثبت دفتر حضور و يا دبيرخانه ستاد مركزي انتخابات خواهد بود.
مادة 9 ـ هيأت رئيسه موقت تا انتخاب هيأت رئيسه دائم، كليه وظايف هيأت رئيسه دائم را به عهده خواهد داشت.
مادة 10 ـ با جلوس هيأت رئيسه موقت در جايگاه هيأت رئيسه مجلس، نمايندگان حاضر در مجلس بررسي نهائي قانون اساسي به ترتيب مادة سيزده، مراسم سوگند را بجاي آورده و ذيل صورت قسم نامه را امضاء مينمايند.
مادة 11 ـ رئيس موقت مجلس متعاقب تكبير، صورت قسم نامه را به حالت قيام و خضوع در مقابل قرآن كريم و كتب آسماني اقليتها كه در پيش روي نمايندگان در صدر اجلاس قرار دارد، با بيان شمرده قرائت ميكند.
نمايندگان حاضر در جلسه نيز در حال قيام، قاطع و شمرده آنرا تكرار مينمايند و پس از قرائت قسمنامه، كليه نمايندگان به ترتيب از اولين رديف پيشين مجلس به محل تريبون خطابه كه ورقه قسمنامه روي آن گشوده است، ميروند و ذيل صورت قسمنامه را امضاء مينمايند.
مادة 12 ـ صورت قسمنامه مجلس بررسي نهائي قانون اساسي به شرح زير ميباشد: بسم الله الرحمن الرحيم ما به پروردگار يكتا و در برابر خلق قهرمان، به قرآن و ديگر كتب آسماني سوگند ميخوريم كه در بررسي و تدوين قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي ايران، همواره اصول ذيل را رعايت نموده و به تحقق آنها متعهد باشيم:
1ـ به رژيم جمهوري اسلامي ايران كه به تأييد ملت رسيده، وفادار و مؤمن بوده ودر راه استحكام و دوام آن كوشش نمائيم.

2ـ تماميت ارضي مملكت و همبستگي همه اقوام ايراني را در تحت لواي جمهوري اسلامي ايران، در مد نظر قرار دهيم.

3ـ به مسؤوليت خطير خود در مقابل خدا و ملت مسلمان ايران و مأموريت تاريخي كه اين ملت به ما واگذار كرده توجه عميق مبذول داشته و در جريان بررسي قانون اساسي احقاِ حقوِ پايمال شده ملت ستمديده ايران در طول بيست و پنج قرن سلطه جباران بر اين مملكت و اهداف انقلاب مقدس اسلامي را كه متضمن مصالح ملي جامعه ايران است، نصب العين قرار دهيم.
ماده 13 ـ هيأت رئيسه موقت پس از انجام مراسم سوگند، بدون تأخير نسبت به انتخاب هيت رئيسه دائم «يك رئيس و يك نايب رئيس و يك دبير و دو منشي با رأي مخفي و اكثريت نسبي» اقدام خواهد كرد.
فصل سوم ـ مراحل بررسي و تصويب اصول قانون اساسي مادة 14 ـ طرز كار مجلس در بررسي اصول پيش نويس و تصويب قانون اساسي به شرح زير است:
1ـ تشكيل كميسيونهاي مقدماتي (كميسيون مطالعه نظرات رسيده).

2ـ كميسيون بررسي اصول پيشنهادي.

3ـ جلسات عمومي مجلس براي تصويب اصول.

4ـ جلسات شور نهائي.
رئيس (منتظري) ـ اين چهار قسمت مربوط است بماده چهارده فعلي و مادة پانزده قبلي و بعد از كلمه (اصول) در قسمت سوم يعني (كميسيونهاي مقدماتي به منظور استفاده از نظرات متخصصان مجلس خبرگان يا آنان كه از خارج از مجلس به كميسيون دعوت ميشوند و مطالعه پيشنهادات فراواني كه تا كنون به مجلس رسيده و در دفتر مجلس موجود است يا بعداً ميرسد، بمدت يك هفته تشكيل ميگردد) اين قسمت بايد خودش مستقلا يك ماده باشد بنابراين قسمت فوِ ميشود مادة پانزده و اينها را تماماً صبح تصويب كردهايم، حالا مادة شانزده قرائت ميشود: طرز تشكيل و كار كميسيونهاي مقدماتي مادة 1
6ـ نمايندگان محترم به هشت گروه تقسيم و به تناسب تخصص و تمايلشان در يكي از هشت موضوع زير بحث و بررسي مينمايند:
1ـ مقدمه و اصول كلي.

2ـ حقوِ مردم (يا ملت).

3ـ حاكميت ملي و شوراها.

4ـ قوه مقننه.

5ـ قوه مجريه.

6ـ قوه قضائيه و ديوان داوري اداري.

7ـ امور مالي.

8ـ دين و شوراي نگهبان.
رئيس (منتظري) ـ اين ماده هم صبح تصويب شده است، ماده هفده قرائت ميشود: مادة 1
7ـ براي تعيين اعضاي كميسيونهاي هشت گانه، يك شوراي سه نفره از طرف مجلس خبرگان انتخاب ميشود و ليست موضوعات هشت گانه بوسيله اعضاي اين شورا در اختيار نمايندگان گذارده ميشود، و هر نماينده سه موضوع را انتخاب ميكند و بر اساس آن، اعضاي كميسيونها تعيين ميشوند.
رئيس (منتظري) ـ اگر هشت كميسيون باشد و در هر كدام نه نفر عضو باشند، هشت ضرب در نه ميشود هفتاد و دو نفر، آنوقت يك نفر براي شوراي هماهنگي باقي ميماند، در صورتيكه بايد اعضاي شوراي هماهنگي سه نفر باشند.
به اين جهت يك تبصره پيشنهاد شده و آن اينست: تبصره ـ شوراي سه نفره، خودشان هم ميتوانند عضو كميسيونهاي هشت گانه باشند.
آقاي دكتر بهشتي بفرمائيد.
دكتر بهشتي ـ پيشنهاد من اين است كه براي اينكه دوباره نخواهيم انتخاب كنيم، اينجا هم به همان هفت گروه تقسيم شويم، زيرا ما نه تنها اين فصول را بلكه فصول احتمالي ديگر را هم كه در پيش نويسهاي ديگر هست آنها را هم استخراج ميكنيم.
مثلا ممكن است عناوين فصول پانزده تا بشود، كه آنها را گروهبندي ميكنيم و به آقايان ارائه ميكنيم.
بنابراين بهتر است كيفيتش را به اين نحو عوض كنيم، كه كلية عناويني را كه در متون پيشنهادي قابل توجه است، استخراج كنيم و آنها را با رعايت تناسب بين هفت گروه تقسيم كنيم.
البته ممكن است به يك گروه دو بحث برسد به يك گروه يك بحث برسد و به يكي هم ممكن است سه بحث برسد، كه اين بسته به وسعت ميدان بحث و اصولي كه هست، ميباشد.
به اين جهت من اين ماده را به اين صورت نوشتم.
عنايت بفرمائيد، آن را ميخوانم: «هفتاد نفر نمايندگان مجلس، به هفت گروه ده نفري تقسيم ميشوند.
سه نفر بقيه با رأي مجلس به عنوان اعضاي شوراي هماهنگي ميان گروهها انتخاب ميگردند.
فصول پيشبيني شده در پيشنويسهاي قانون اساسي استخراج و براي رسيدگيهاي مقدماتي با رعايت تناسب ميان گروهها تقسيم ميشود».
يكي از نمايندگان ـ اضافه شود كه اعضاي شوراي هماهنگي ميتوانند عضو كميسيونها هم بشوند.
دكتر بهشتي ـ در آخر مادهاي كه قرائت ميكنم اضافه ميكنيم (يكي از نمايندگان ـ دو نفر هم عضو علي البدل باشند) اين را هم اضافه ميكنيم.
عنايت بفرمائيد، ماده را قرائت ميكنم.
مادة 16 ـ براي رسيدگي مقدماتي به قانون اساسي هفت گروه از نمايندگان مجلس تشكيل ميشود براي اين گروه بندي نخست مجلس با اكثريت آراء، سه نفر از نمايندگان را به عنوان عضو اصلي و دو نفر را به عنوان عضو علي البدل براي شوراي هماهنگي انتخاب ميكند.
اين شورا پيشنويسهاي رسيده براي قانون اساسي را بررسي، و عناويني را كه در اين پيشنويسها براي فصول قانون اساسي آمده استخراج و آنها را بر حسب تناسب بر هفت قسمت تقسيم ميكند.
فهرست اين هفت قسمت براي اطلاع نمايندگان تكثير ميشود، تا هر يك بر حسب علاقه يا تخصص، حداقل سه قسمت را انتخاب كند و به اطلاع شوراي هماهنگي برساند.
شورا پس از دريافت نظر نمايندگان، اعضاي هر گروه را تعيين و به آنها ابلاغ ميكند.
عضويت اعضاي شوراي هماهنگي در گروهها بلامانع است».
در آخرهم اضافه كردهايم (اعضاي شوراي هماهنگي ميتوانند عضو گروهها نيز باشند) من از كلمه كميسيون و هر كلمة خارجي در صورت امكان پرهيز ميكنم و دوست دارم در تهيه اين متن از آنها استفاده نشود.
البته اين سليقة من است، زيرا ما كلماتي مرادف آن كلمات در فارسي داريم و ميتوانيم از آنها استفاده كنيم.
البته تعصبي براي نفي آنها ندارم، ولي دلم ميخواهد كلمات بومي را انتخاب كنم مثل كلمة «گروه» درمقابل كلمة «كميسيون» رئيس (منتظري) ـ اين ماده را به اين ترتيب كه قرائت شد به رأي ميگذاريم.
موافقين قيام فرمايند (اكثر برخاستند) تصويب شد.
در ضمن همه «كميسيون»ها ميشود «گروه» و همة «ارتباط»ها هم ميشود «هماهنگي» مادة 17 قرائت ميشود: كميسيون بررسي اصول مادة 18 ـ پس از خاتمه كار كميسيونهاي مقدماتي، در هفته دوم كميسيون بررسي اصول قانون اساسي تشكيل و مشغول كار ميگردد.
تبصرة
1ـ همه نمايندگان محترم، در اين مرحله به هفت گروه ده نفره و يك شوراي ارتباط سه نفره، به ترتيب مرحله اول تقسيم ميگردند.
تبصرة 2 ـ هر روز تعدادي از اصول پيشنويس (با توجه به ميزان اهميت آنها) وسيله شوراي ارتباط تعيين و در اختيار هيت رئيسه گذارده ميشود و بدستور رئيس مجلس در دستور جلسه قرار ميگيرد.
تبصرة
3ـ پس از قرائت و اعلام اصول در همه كميسيونهاي هفت گانه، همه اصول مورد بحث و بررسي، بطور خلاصه دراختيار شوراي ارتباط قرار داده ميشود تا تكثير و توزيع گردد.
تبصرة 4 ـ براي اينكه نمايندگان محترم مجال كافي براي مطالعه همه نظرات داشته باشند، جلسات كميسيونها هر روز صبح تا ظهر تشكيل و نظرات در پايان هر جلسه براي تكثير آماده ميشود و عصر همان روز در ميان نمايندگان توزيع ميگردد يا در عصر روز بعد در جلسه عمومي مطرح و رأيگيري ميشود.
رئيس (منتظري) ـ براي اصلاح مادة هجده اين پيشنهادها شده است كه كلمة (كميسيونها) به (گروهها) و بعد از كلمه (مقدماتي از هفتة دوم)، (همان) و بعد از (كميسيون)، (ها به) اضافه شود و كلمات (تشكيل) و (كار) حذف شود.
بنابراين مادة هجده بعد از اصلاح قرائت ميشود: مادء 18 ـ پس از خاتمه كار گروههاي مقدماتي، از هفته دوم همان گروهها به بررسي اصول قانون اساسي مشغول ميگردند.
رئيس (منتظري) ـ در ضمن تبصرة يك اين ماده حذف و تبصرة دو بجاي تبصرة يك ميآيد، در آن هم اصلاحاتي شده است كه قرائت ميشود: تبصرة
1ـ هر روز مقداري از اصول پيش نويس، با توجه به ميزان اهميت آنها بوسيله شوراي هماهنگي تعيين و در اختيار هيأت رئيسه گذارده ميشود و بدستور رئيس مجلس در دستور جلسه قرار ميگيرد.
اين اصول هميشه يك روز قبل از تشكيل گروه مربوط بوسيله منشي مجلس، در جلسه علني خوانده ميشود، يعني بايد در آخر جلسه منشي برنامه كار فرداي گروهها را اعلام كند، تا اعضاء توجه داشته باشند و شب آن اصول را مطالعه كنند.
رئيس (منتظري) ـ تبصرههاي بعدي قرائت ميشود: تبصرة 2 ـ (تبصرة 3 قبلي) ـ پس از قرائت و اعلام اصول در همه گروههاي هفتگانه، اصول مذكور مورد بحث و بررسي قرار ميگيرد و نتيجه بحث و بررسي بطور خلاصه در اختيار شوراي هماهنگي قرار داده ميشود تا تكثير و توزيع گردد.
تبصرة 3 ـ براي اينكه نمايندگان محترم مجال كافي براي مطالعه همه نظرات داشته باشند، جلسات گروهها هر روز صبح تا ظهر تشكيل و نظرات در پايان هر جلسه براي تكثير آماده ميشود و عصر همانروز در ميان نمايندگان توزيع مي گردد تا در عصر روز بعد در جلسه عمومي مطرح و رأيگيري شود.
رئيس (منتظري) ـ مادة نوزده قرائت ميشود: مادة 19 ـ هر يك از گروههاي مجلس، براي تنظيم صورت جلسه و انجام امور دفتري و تسريع در جريان امور بايگاني و چاپ و تكثير اوراِ و اسناد، يك مخبر اداري از اعضاي دبيرخانه در اختيار خواهند داشت.
رئيس (منتظري) ـ ماده بيست قرائت ميشود: جلسات عمومي مجلس مادة 20ـ اصول بررسي شده در گروهها، در جلسات عمومي مجلس مطرح و پس از شور و مذاكره به رأي گذارده ميشود.
تبصره ـ جلسات عموي مجلس هر روز بعد از ظهرها تشكيل ميشود و پس از رسميت جلسه از هر يك از گروهها يك عضو منتخب همان گروه، نظرات گروه خود را تشريح ميكند و درصورت وجود نظر مخالف در گروه، يك عضو ديگر هم در تشريح نظر مخالف، سخن خواهد گفت.
رئيس (منتظري) ـ آقاي دكتر بهشتي بفرمائيد.
دكتر بهشتي ـ من در اينجا نظري دارم، ملاحظه بفرمائيد اگر قرار باشد چهارده نفر يا حتي هفت نفر بخواهند روي هر اصلي صحبت بكند و در آن صحبتها سؤال هم باشد، ميخواهم عرض كنم كه اين عده خيلي زياد است بهتر است اين را اينقدر طولاني نكنيم و حداقل يك موافق و يك مخالف صحبت كنند آنوقت اگر ادامه مذاكرات لازم بود، بر حسب تشخيص مجلس و يا بر حسب تشخيص رئيس جلسه، كسان ديگري هم صحبت كنند، ولي اگر چهارده نفر بخواهند صحبت كنند و هر نفر هم بخواهد يك ربع ساعت صحبت كند، فقط سه ساعت و نيم مدت صحبتها ميشود.
با توجه به اينكه قرار هم اين است كه جلسات علني بعدازظهرها تشكيل بشود، ملاحظه بفرمائيد كه دراين صورت اصلا به تصويب چيزي ميرسيد يا نه؟ رئيس (منتظري) ـ آقاي دكتر ضيائي بفرمائيد.
دكتر ضيائي ـ به نظر من بهتر است از هر گروه يك نفر به عنوان موافق و يك نفر به عنوان مخالف صحبت كنند.
رئيس (منتظري) ـ آقاي دكتر بهشتي بفرمائيد.
دكتر بهشتي ـ به عقيدة بنده اگر چند اصل در همه گروهها به طور يكسان رسيدگي شده باشد، و بعد هم نتيجه آنها تكثير شده و اطلاع همه هم رسيده باشد، چه لزومي دارد كه ما بگوئيم از هر گروهي يكنفر موافق و احياناً يك مخالف بيايد اينجا ودربارهاش نظر بدهد زيرا نتيجهاش اين ميشود كه به طور عادي اگر هيچ مطلبي پيش نيايد، بايد سه ساعت و نيم وقت براي اين چهارده نفر احتمالي در نظر گرفت.
بنابراين بهتر است از هر گروه يك نفر بيايد و نظر گروه خودش را بيان كند و بگويد من اين را پيشنهاد ميكنم.
مخالفش هم كه گروه ديگر است، ميگويد من چيز ديگري را پيشنهاد ميكنم.
اگر غير از اين باشد ما بايد بيست نوع نظر را مطرح كنيم.
بنابراين اجازه بفرمائيد يك نفر مدافع نظر گروه باشد، زيرا ممكن است در يك گروه سه جور نظر باشد و آنوقت بايد سه جور دفاع كنند.
بنابراين اگر بخواهيم منطقي باشد، بايد اينطور اصلاح كنيم كه اگر پيشنهاد گروهها مختلف باشد، براي دفاع از هر نظر جديدي يك نفر از آن گروه ميآيد و بعد مجلس رأي ميگيرد تا بشود در وقت صرفهجوئي كرد و ده دقيقه هم بيشتر وقت براي صحبت كردن ندهيم.
والا شما چگونه ميخواهيد صد و پنجاه و يك اصل را با اين كيفيت به تصويب برسانيد با توجه به اينكه جلسات علني هم فقط عصرها است و نمونه كيفيت بحثها را هم در مسائل مربوط به آئين نامه ملاحظه فرموديد و درمسائل مربوط به اصول قانون اساسي خود به خود بحثها جديتر و كاملتر خواهد بود.
حالا هم البته جدي است ولي آنوقع با احتياط بيشتر رويش كار ميشود.
فرض بفرمائيد اصل چهلم از طرف گروهها به پنج صورت پيشنهاد شده، اين پنج صورت يكييكي درمجلس خوانده ميشود و يك نفر هم از آن گروه براي توضيح و دفاع از آن ميآيد صحبت ميكند.
بعد دومي و بعد سومي تا نفر پنجم.
وقتي همه خوانده شد، پيشنهاد اول را به رأي ميگذارند، اگر چهل و نه رأي نياورد كه هيچ، مردود است، و اگر چهل و نه رأي آورد، اين تصويب شده است ولي تصويبش معلق است.
بعد دومي را به رأي ميگذارند و به همين ترتيب سومي و چهارمي و پنجمي را.
اگر يك پيشنهادي پنجاه رأي آورد اين پيشنهاد بر پيشنهادي كه چهل و نه رأي آورده مقدم است، آنرا ميگذاريم و اگر يك پيشنهادي پنجاه و دو رأي آورد بر پنجاه رأي مقدم است و آنرا ميگذاريم.
بنابراين ماده را با اين اصلاحات بايد از نو بنويسيم و اگر اصلاحات مورد تأييد آقايان است به همين ترتيب بعداً تغيير عبارت ميدهيم.
رئيس (منتظري) ـ آقاي دكتر آيت بفرمائيد.
دكتر آيت ـ پيشنهادي كه بيشتر رأي آورد يكبار ديگر به رأي گذاشته ميشود.

3ـ اخذ رأي براي انتخاب سه نفر اعضاي شوراي هماهنگي يكي از نمايندگان ـ پيشنهاد ميكنم براي تسريع در كار، هم اكنون سه نفر اعضاي شوراي هماهنگي را انتخاب نمائيم.
دكتر بهشتي ـ بسيار پيشنهاد خوبي است براي اينكه كاري پيش برود.
بنابراين در اين جلسه سه نفر اعضاي شوراي هماهنگي را انتخاب ميكنيم كه امشب به كار رسيدگي به استخراج موضوعات بپردازند و موضوعات را گروهبندي كنند و تا فردا صبح تكثير كرده و در اختيار آقايان بگذارند تا انشاء الله فردا ضمن ادامه بحث پيرامون بقيه مواد آئيننامه كه خيلي طول نميكشد، بتوانيم گروهبندي را هم انجام بدهيم.
به عقيدة بنده سه نفر اول كه انتخاب ميفرمائيد اعضاي اصلي و دو نفر بعد از اعضاي علي البدل باشند.
رئيس (منتظري) ـ آقاياني كه داوطلب هستند اعلام فرمايند.
آقايان: دكتر باهنر ـ دكتر غفوري ـ مكارم شيرازي ـ موسوي تبريزي ـ دكتر آيت - فارسي و حسيني آمادگي خود را براي شركت در شوراي هماهنگي اعلام كردند.
هر كدام از آقايان نمايندگان ميتوانند اسم پنج نفر را مرقوم فرمايند.
سه نفري كه رأي بيشتر آوردند، اعضاي اصلي و دو نفر بعدي اعضاي علي البدل خواهند بود.
(در اين موقع رأيگيري با نظارت آقايان منشيها و داوطلبان بعمل آمد).

4ـ پايان جلسه و تعيين زمان تشكيل جلسه بعد رئيس (منتظري) ـ نتيجه اخذ راي در جلسه فردا صبح اعلام خواهد شد.
جلسه را ختم ميكنيم، جلسه آتي فردا صبح ساعت نه خواهد بود.
(جلسه ساعت هجده و سي دقيقه پايان يافت) رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ حسينعلي منتظري

منبع"شورای نگهبان
ادامه دارد
یزدفردا



+ نوشته شده توسط روشن ضمیر در یکشنبه دوم خرداد 1389 و ساعت 12:0 |
صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

یزدفردا :علی آبادی :جهت اطلاع رسانی به فردائیان و ثبت در تاریخ در این سلسله مطالب ، مشروح مذاکرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و تدوین قانون اساسی آورده می شود.

توجه: تمام نوشته های مندرج در این بخش، از سایت شورای نگهبان بازانتشار می شود. آوردن این جلسات در سایت یزدفردا به خاطر دسترسی مستقیم پژوهشگران و فردائیان به متن این جلسات در این سایت است.

یزدفردا

جلسه پنجم سي ام مرداد ماه 1358 هجري شمسي

جلسه در ساعت نه و ده دقيقه روز سي ام مرداد ماه 1358 هجري شمسي برابر با بيست و هفتم رمضان المبارك 1399 هجري قمري به رياست آيت الله حسينعلي منتظري تشكيل شد.
فهرست مطالب
1ـ اعلام رسميت جلسه و اظهار همدردي و تسليت آقاي رئيس از طرف كليه نمايندگان مجلس خبرگان به مناسبت شهادت فرزند حجة الاسلام رحماني
2ـ بحث دربارة آئين نامه داخلي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي
3ـ اعلام تنفس به مدت چهل و پنج دقيقه و تشكيل مجدد جلسه
4ـ پايان جلسه دبيرخانه مجلس بررسي نهائي قانون اساسي [--------------------------------------------------------------------------------------]
1ـ اعلام رسميت جلسه و اظهار همدردي و تسليت آقاي رئيس از طرف كليه نمايندگان مجلس خبرگان به مناسبت شهادت فرزند حجةالاسلام رحماني رئيس (منتظري) ـ اعوذبالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم.
جلسه رسمي است.
حوادث دلخراشي در پاوه و كردستان رخ داده، و بسياري از برادران پاسدار و غير پاسدار ما شهيد شدهاند و از جمله شهدا با كمال تاسف فرزند جناب مستطاب حجةالاسلام و المسلمين آقاي رحاني كه يكي از منتخبين در همين مجلسند، ايشان هم به درجه شهادت نائل شدهاند.
اين ضايعه همه ملت ايران را در سوگ و عزا فرو برده است و مجلس خبرگان هم از اين حوادث متأثر و متأسف است.
انتظار داريم همه ملت ايران برادران و خواهران وظيفه خودشان را انجام بدهند مخصوصا در تهران فردا عصر در مسجد عالي استاد مرحوم مطهري، يعني همان مسجد سپهسالار سابق، مجلس ختمي براي شهدا است، انتظار داريم همه برادران و خواهراني كه قدرت دارند در اين مجلس شركت كنند.
مجلس خبرگان هم مراتب تسليت خودش را به حضرت ولي عصر عجلالله تعالي فرجه و به مراجع عظام مخصوصا رهبر عاليقدر انقلاب حضرت آيت الله خميني و همه ملت ايران و به بازماندگان برادران و خواهران پاوه و ساير نقاط كردستان كه عزا دارند عرض ميكند.
ضمنا آقايان صدوقي، دستغيب، مشكيني و دكتر روحاني به نمايندگي مجلس خبرگان در اين مجلس فاتحه شركت خواهند كرد و مراتب تسليت و همدردي نمايندگان مجلس توسط آنان اعلام خواهد شد.
اينك براي شادي روح شهدا تقاضا ميكنيم كه آقايان يك حمد و سه قل هوالله بخوانند.
(در اين موقع حضار در مجلس به پا خاستند و يك حمد و سه قل هوالله خواندند)
2ـ بحث درباره آئيننامه داخلي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي رئيس (منتظري) ـ موضوعي كه در دستور جلسه امروز است رسيدگي به آئيننامه مجلس است.
آئيننامهاي كه هيأت دولت و آقايان محترم در شوراي انقلاب تنظيم كردهاند، و منتشر شده در حقيقت سه قسمت است، يك قسمتش اموري است كه انجام شده و خواهي نخواهي لازم بود كه آنها انجام شود، مانند انتخاب هيات رئيسه موقت و غيره، اينها كارهائي بود كه بايد انجام ميگرفت كه ميدانيم انجام هم گرفته است.
يك قسمت هم مربوط به انضباط داخلي مجلس و رعايت كردن وقت هنگام شروع و اختتام جلسه و اينطور مسائل است، كه ظاهراً احتياج به رأيگيري ندارد و خواهي نخواهي بايد يك نظامنامهاي براي حفظ انضباط وجود داشته باشد كه آنها هم قابل بحث نبوده است.
لذا راجع به آنها هم صحبت نشده است.
اما آنچه اهميت دارد و سبب شد كه راجع به آئين نامه در مجلس تذكر داده و صحبت شود، راجع به نحوه رسيدگي و بررسي قانون اساسي است كه در آن آئين نامهاي كه آقايان تنظيم كرده بودند، كميسيونهاي مختلفي در نظر گرفته شده بود و هر كميسيون به يك قسمت از اصول قانون اساسي رسيدگي ميكرد.
راجع به اين مساله آقايان اعتراض داشتند و اعتراض بجائي هم بود.
بنابراين بر حسب وظيفهاي كه آقايان محترم بعهده بنده و چهار نفر ديگر از دوستان گذاشتند، ديروز نشستيم و دست و پا شكسته يك چيزي تنظيم كرديم كه الان در اختيار آقايان گذاشته شده و حالا من تقاضا ميكنم هر كدام از اين دوستان جناب آقاي مكارم شيرازي و جناب آقاي موسوي اردبيلي يا جناب آقاي غفوري كه داوطلب هستند، راجع به اين اصلاحاتي كه ما انجام دادهايم مستدركاتش را بگويد.
اول آقاي مكارم داوطلب شدهاند.
بفرماييد.
مكارم شيرازي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
آئين نامهاي كه قبلا تنظيم شده بود و در اختيار آقايان قرار گرفت، همانطوريكه جناب آقاي منتظري فرمودند، يك قسمتهائي از آن مربوط به اداره جلسات و امور انضباطي و طرز رأي گرفتن و مسائلي از اين قبيل است.
البته روي اينها بايد رأي گرفته شود و رأي گرفتن عمومي آنها احتياج به مقوله زياد ندارد چون آقايان مطالعه ميفرمايند و روي آن يك جا ميتوان رأي گرفت.
اما دوالي سه قسمت در اين آئيننامه بود كه عوض شده و تغيير اصولي پيدا كرده، بقيه هم اصلاحات عبارتي و يك تغييرات مختصري است.
حالا من تقاضا ميكنم به اين سه قسمت توجه بفرماييد چون اساس اختلاف در اين سه قسمت بود.
در آئيننامه قبلي كه حالا مورد رسيدگي قرار ميگيرد براي بررسي مواد و طرز رسيدگي به 151 ماده كه در 12 فصل تنظيم شده است، طرز كار اين بود كه دوازده كميسيون تشكيل ميشد و هر فصلي از اين فصول بيك كميسيون داده ميشد.
بنابراين اگر بنده مثلا در يك كميسيون تشكيل بودم يك فصل معيني از پيش نويس قانون اساسي را مورد بررسي قرار ميدادم.
فصل دوم مال كميسيون ديگر بود و فصل سوم در كميسيون ديگر بررسي ميشد و به اين ترتيب همه نمايندگان روي همه فصول بررسي نميكردند، بلكه هر گروهي روي فصل معيني بررسي ميكرد و اين البته اشكالش روشن است، براي اينكه ما چگونه ميتوانيم در حالي كه فقط روي يك يا چند اصل بررسي كردهايم، روي تمام فصول رأي بدهيم؟ بنابراين ما بايد تمام فصول را بررسي كنيم تا روي تمام فصول بتوانيم رأي پختهاي بدهيم.
حالا ماهيت اين مطلب عوض شد و به اين صورت در آمد.
البته اين آئيننامه عباراتش بايد عوض شود چون هم غلط چاپي دارد و هم غلط از جهت تنظيم مواد دارد و علتش هم اين بود كه كار يك هفته را مجبور شديم در يك روز انجام بدهيم.
ولي البته محتواي مطلب روشن است، بنده به اجمال محتوا را عرض ميكنم.
ما چهار مرحله براي بررسي كردن اين مواد پيشبيني كردهايم كه اين چهار مرحله هر كدامش از ديگري جداست.
يعني اگر آقايان با يك مرحلهاش مخالف باشند، با مرحله ديگر ميتوانند موافق باشند.
حالا يكي، يكي اين مراحل مطرح ميشود و رأي گرفته ميشود.
اما مرحله اول، مرحله بررسي نظرات است كه هشت كميسيون تشكيل ميشود و آقايان در هشت گروه يا در هشت كميسيون شركت ميكنند.
در مرحله بررسي نظرات، هر كميسيوني دنبال تخصصش ميرود مثلا بنده اگر تمايل دارم، در قسمت قوه مقننه ميروم، و يا اگر تمايل و يا تحقيق و يا مطالعاتي در زمينه معيني داشته باشم در كميسيون مربوط بخود شركت ميكنم و حتي در مورد نظراتي كه ديگران دادهاند، اگر لازم شد از بعضي از متخصصين براي شركت در كميسيونها دعوت ميشود و به طور كلي هر كس در قسمت تخصصياش بررسي و رسيدگي ميكند و نتيجه كار اين كميسيونها چاپ ميشود و در اختيار همه قرار داده ميشود.
در اينجا همه، همة مواد را بررسي نكردهاند، بلكه هر يك از هشت گروه يك فصل را مطابق تخصصشان بررسي كردهاند.
البته پيشنهاد و نظرات زيادي هم در روزنامهها و هم بوسيله اشخاص رسيده كه در دفتر مجلس موجود است و همة آنها طبقهبندي شده و آنها هم مطالعه ميشود.
تا اين جا در واقع افكار عمومي و نظرات صاحبنظران و تخصص متخصصين رعايت شده و تنها محدوده افكار ما نخواهد بود، بلكه ما به افكار تمام ملت ايران و صاحبنظران احترام گذاشتهايم و همه را بررسي كرده و ميكنيم.
اين مرحلة اول تشكيل كميسيونهاي مقدماتي براي بررسي نظرات و افكار متخصصين است.
خامنهاي ـ جناب مكارم تفاوتشان را بفرمائيد.
مكارم شيرازي ـ اين مرحله مقدماتي در سابق نبوده است ولي الان ما دو سري كميسيون داريم كه عرض ميكنم.
يكي كميسيون مقدماتي است كه كارش فقط جنبه بررسي نظرات است و كارش بررسي مواد نيست.
در اين مرحله هر گروهي روي محدوده تخصصش كار ميكند و نتيجه تمام افكار مبادله ميشود و در اختيار همه گروهها گذاشته ميشود.
مدت آنهم يك هفته پيشبيني شده است وتنها فايدهاش اين است كه تخصصها و افكار عمومي و افكار صاحبنظران و نظرات هه گروهها كه تا به حال به حدود چهار هزار پيشنهاد و نظريه رسيده است، مورد استفاده قرار ميگيرد.
اين مرحله، مرحلة مقدماتي است.
بعد ميرسيم به مرحله دوم كه مرحله اصلي است.
در اين مرحله مجموع نمايندگان كه 73 نفر هستند به هفت گروه 10 نفري تقسيم ميشوند.
بنابراين هفت كميسيون خواهيم داشت كه در هر كميسيون ده نفر عضويت دارند و سه نفر كه از مجموع نمايندگان باقي ميماند، اين سه نفر باقيمانده شوراي ارتباطي تشكيل ميدهند، يعني در ميان گروهها رابط هستند و وظايفي در آئين نامه بعهده اينها گذاشته شده است.
در اين مرحله مثلا هر گروه هر روز بين 5 تا 10 مادة اول را بررسي و رسيدگي مينمايد.
بدين ترتيب همه گروهها در كميسيون خودشان، امروز روي آن 5 يا 10 ماده مطالعه ميكنند.
و فردا همه گروهها روي 10 ماده دوم بررسي و مطالعه ميكنند و پس فردا همه گروهها در 10 مادة سوم.
به اين ترتيب همه نمايندگان همه مواد را بررسي ميكنند و نتيجه بررسيشان با دليل در يك يا دو صفحه بطور فشرده و منحصر و با اصلي كه به جاي اصل سابق پيشنهاد يا اصلاح ميكنند، نوشته ميشود.
به اين ترتيب موقع ظهر كه جلسه گروهها تمام شد نظرات اين هفت گروه تكثير ميشود و در اختيار همه قرار ميگيرد.
و ما شب نظرات همه گروهها را در آن 5 يا 10 ماده مطالعه ميكنيم و به اين طريق طبعا همه آقايان از نظرات همه آگاه ميشوند و تفاوتهايشان هم ديده ميشود و تحت مطالعه قرار ميگيرد و فردا بعد از ظهر يعني يك روز بعد، اين مواد در حالي در مجلس عمومي مورد بحث و بررسي قرار ميگيرد و به رأي گذاشته ميشود كه ما روز قبلش روي هر كدام جداگانه در كميسيون بحث كردهايم و شب نظرات دوستان را نيز مطالعه كردهايم.
بنابراين يك آگاهي همه جانبهاي روي تمام مواد داريم و روز بعد كه در اينجا مطرح شد از هر گروه يك نفر، يا اگر هم موافق و هم مخالف بود، دو نفر، كه چون هفت گروه است، هفت تا دو نفر ميشود چهارده نفر و چهارده تا 5 دقيقه يا ده دقيقه ميآيند اينجا بحث ميكنند و در پايان هم روي اينها رأي گرفته ميشود.
بنابراين با توجه به تذكري كه جناب خامنهاي دادند، تفاوت اين ميشود كه در مرحله دوم كه مرحله اصلي است، همه ما همه مواد را يك روز قبل بررسي كردهايم و همه ما شب روي همه نظرات مطالعه كردهايم و فردا از هر گروه يك يا دو نماينده در اينجا بحث ميكنند و بعد رأي گرفته ميشود.
بنابراين مرحله اول، مرحله كميسيون مقدماتي است كه جنبه تخصصي دارد و همه نمايندگان روي همه مواد مطالعه نميكنند.
بلكه هر كس روي مواد مربوط به تخصص خودش بمدت يك هفته كار ميكند و بعد مطالعات به مدت يك هفته مبادله ميشود و اين كار كه تمام شد، مرحله دوم شروع ميشود.
در اين مرحله همة گروهها در روز معيني تعدادي از مواد را مطالعه و بررسي ميكنند و نتيجه مطالعاتشان چاپ ميشود وعصر همان روز در اختيار همه نمايندگان قرار داده ميشود و شب روي آن مطالعه ميكنند.
و اما مرحله سوم، طرح در جلسه روز بعد است و اينكه از هر گروهي يك موافق و يك مخالف ميتوانند صحبت كنند و بعد رأي گرفته ميشود.
پس مرحله اول كميسيونهاي مقدماتي، مرحله دوم كميسيونهاي بررسي، مرحله سوم رأيگيري است.
اما يك مرحله چهارم هم هست آن اينست كه سه روز آخر دوره مجلس تخصيص داده ميشود به تجديدنظرها و بررسيهاي مجدد.
يعني ممكن است ما ماده پنجاهم را كه بررسي و تصويب كرديم بعدا متوجه شويم كه در اين ماده پنجاهم اشكالاتي بوده و آن را تصويب كردهايم، زيرا هر چه روي مواد بجلو ميرويم، يك روشني و آگاهي بيشتري پيدا ميكنيم.
بنابراين نميتوانيم بگوئيم آن چيزي كه در روز اول و دوم و سوم تصويب كرديم اين وحي منزل است.
چه بسا در روز بيست و پنجم با بررسيهاي مواد، متوجه بشويم كه يكي دو تا از آنها احتياج به تجديدنظر دارد.
پس آن سه روز آخر گذاشته شده است براي مواردي كه شايد با بررسيهاي بعدي در پايان، نظر مجددي بر آن پيدا شود.
البته اگر در آن سه روز نظر مجددي پيدا نشد، ديگر بحث و بررسي نميشود.
ولي اگر روي مادهاي تجديدنظر بعمل آمد، چون همه مواد قبلا بررسي شده اعلام ميشود كه فقط اين ماده بايد اصلاح و به رأي گذاشته شود و فقط روي آن رأي گرفته ميشود بنابراين با طي اين چهار مرحله هر مسألهاي بصورت پخته و مطلوب حل خواهد شد.
ملاحظه ميفرمائيد كه اين مهمترين تفاوتي است كه بين پيشنويس آئين نامه قبلي و آئيننامه جديد هست.
خدمت آقايان اين مطلب را هم عرض ميكنم كه اين چهار مرحله به تعبير طلبگي خود ما از قبيل واجبات استقلالي است نه ارتباطي.
يعني همه اين مراحل پيوسته نيست زيرا ممكن است آقايان بگويند كه كميسيون مقدماتي را احتياج نداريم و بهتر است اول سراغ كميسيونهاي مرحلة دوم كه همه مواد را همه بررسي ميكنند برويم و يا ممكن است آقايان بفرمايند كه آن سه روز آخر لازم نيست.
البته مادلايلمان را براي لزوم چهار مرحله عرض كرديم.
چون بالاخره ما بايد از نظر متخصصين و اينهمه افكار و نظراتي كه ملت ايران عرضه كردهاند، استفاده بكنيم و براي اينكه خداي نكرده توهم انحصارطلبي نشود، در صورت لزوم از آنان براي اظهار نظراتشان دعوت خواهيم كرد.
منيرالدين حسيني هاشمي ـ نسبت به پيام مقدس حضرت امام خميني دربارة اينكه اگر در مسائل اسلامي اختلاف نظرهائي پيدا بشود بايد نظريه فقها به طور قاطع متبع باشد، آيا در اين آئيننامه يا آئيننامهاي كه هنوز در سطح پيشنهاد است، پيشبيني شده است؟ مكارم شيرازي ـ راجع به اين كه فرموديد نظرات آقايان فقها در امور اسلامي بايد بطور قاطع متبع باشد و در توصيه امام هم آمده است، جز در مرحله اول، ما پيشبيني ديگري در آن نكردهايم.
من فكر ميكنم كه در همان مرحله استفاده از تخصصها، بتوانيم مساله را حل كنيم.
با وجود اين اگر آقايان لازم بدانند كه افزوده شود «چنانچه در مسائل اسلامي اختلاف نظرهائي پيدا بشود، بايد نظريه فقهاي اسلام متبع باشد» البته اضافه كردن يك چنين مادهاي مانعي ندارد ولي براي اين قبيل كارها جز در كميسيونهاي مقدماتي چيزي پيشبيني نكردهايم.
و اما اجازه ميخواهم كه دوتفاوت ديگر را كه باقيمانده عرض كنم.
تفاوت اول در نحوه بررسي بود و اما يك تفاوت ديگر هم هست و آن اين است كه چه تعداد رأي براي تصويب يك ماده يا براي رسميت جلسات كافي است.
در پيش نويس نوشته شده بود و در اين جا هم نوشته شده كه براي رسميت جلسات دو سوم از مجموع 73 نفر، كه ميشود.
50 نفر كافيست.
ولي ظاهراً 49 نفر هم براي رسميت جلسات كافي به نظر ميرسد اما براي تصويب مواد در پيش نويس آئيننامه قبلي نوشته شده بود نصف باضافه يك از 73 نفر كه 38 نفر ميشود.
بعضي از دوستان عقيده داشتند چون قانون اساسي است و بايد محكم كاري بشود، نصف باضافه يك يعني 38 نفر براي تصويب كافي نميباشد، بلكه مقياس تصويب را بايد همان دو سوم مجموع نفرات بگيريم يعني براي تصويب هر ماده 50 رأي داشته باشيم.
ولي خودم با اين موافق نبودم، براي اينكه اگر ما با 50 نفر جلسه را رسمي اعلام بكنيم و بخواهيم يك ماده را تصويب بكنيم بايد 50 رأي بياوريم.
ولي در غالب روزها نميتوانيم 50 رأي بياوريم آنوقت چه بكنيم؟ بلا تكليف ميمانيم.
بنابراين اگر براي تصويب مواد به 38 رأي اكتفا و قناعت بكنيم عدد كمي نيست چون ما نصف باضافه يك عده حاضر در جلسه را نميگوئيم بلكه نصف باضافه يك مجموع نمايندگان را ميگوئيم كه 38 نفر ميشود، ولي خوب بعضي از برادران كه در كميسيون تشريف داشتند، آنها اصرار داشتند كه محكم كاري كنيد و هر مادهاي را كه ميخواهيم تصويب كنيم حداقل 50 رأي داشته باشد، ولي من فكر ميكنم ممكن است عملا مشكلاتي داشته باشد (يكي از نمايندگان ـ مسلما اگر 50 نفر بشود، خيلي خوب است.)
و اما تفاوت سومي كه هست اين است كه آيا همان 31 روزي كه پيش بيني كردهاند كافيست؟ و اگر ما نتوانستيم قانون اساسي را حتما در 31 روز تصويب كنيم اين مدت قابل تمديد است؟ در آئيننامه جديد دوستان ما به اتفاِ آراء اينطور تصويب كردند كه در صورت نياز تا ده روز قابل تمديد است يعني 31 روز باضافه ده روز.
البته تمديد مدت به اختيار آقايان است و ميتوانند دربارة آن تصميم بگيرند، مهم تفاوت اين سه مطلب است كه از اهم مواد چهارگانه اول، در زمينه بررسي مسائل ميباشد.
(يكنفر از نمايندگان ـ در آن مرحله اول تخصص در 8 فصل خلاصه شده كه روي هر موضوعي ميتوان از افراد و صاحبنظران استفاده كرد و مانعي ندارد.
مقياس الگو است.
يكي از نمايندگان ـ بالاخره متني كه مورد بررسي است، كدام است؟ مكارم شيرازي ـ حالا آقايان بحث ميكنند كه متن پش نويس بايد مطرح شود يا متنهاي ديگري كه پيشنهاد شده است؟ در واقع اينجا ما يك متن فرضي ارائه كرديم، كه اين الگوئي بود كه عرض كردم.
رئيس (منتظري) ـ نكته اول كه بايد به آقاي مكارم تذكر داده شود، اينست كه ايشان رعايت اصطلاح اصل با ماده را بكنند زيرا در قانون اساسسي اصطلاح اصل را بكار ميبرد و ماده نميگويند.
موضوع ديگر اينكه در مرحلة اول قهراً هر قسمت به متخصصين رجوع ميشود كه فقها و علما هم از متخصصين هستند و ما اين موضوع را قبلا مطرح كرديم.
ضمنا بنده متوجه نشدم كه آقاي مكارم اين موضوع را تذكر دادند يا نه كه ميتوانيم متخصصين خارج از مجلس را در هر كميسيون دعوت كنيم، و با آنها شور بكنيم و استخوانبندي و زير سازي آن متني كه بناست بعدا در كميسيونها مورد بحث قرار بگيرد، در همان هفته اول استخوان بنديش تهيه بشود كه ضمن اين كار ممكن است حتي متن عوض بشود، كه همه اينها بايد در همان هفته اول انجام شود.
اصولا هفته اول، هفته مقدماتي است براي اينكه تصميم گرفته شود كه استخوانبندي اصول چه جور باشد.
يعني نوشتههائي كه از افراد راجع به قانون اساسي آمده است، بررسي بشود و با متخصصيني كه در خارج از مجلس هستند، تماس گرفته شود و از آنها دعوت بشود تا اول استخوان بندي آن متني را كه ميخواهيم طرح كنيم تهيه بشود كه در كميسيونهاي بعدي آنرا ملاك قرار بدهيم.
بنابراين بعضي از اعتراضات آقايان وارد نيست.
تذكر ديگر اينكه خواهش ميكنم اگر آقايان نظري دارند، وقت بگيرند و بيايند صحبت بكنند.
براي اينكه اگر بنا باشد همه بخواهند از سرجايشان و بدون ترتيب صحبت بكنند اينجا بصورت مدرسه خواهد شد بنابراين ضرورت ايجاب ميكند كه قدري هم رعايت مقررات بشود.
آقاي موسوي اردبيلي بفرمائيد.
موسوي اردبيلي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
ديروز در كميسيون نظر برادران اين بود كه چون متن خيلي گويا نيست، دو نفر از اعضاي كميسيون توضيحاتي بدهند.
چون بنده هم عضو كميسيون آئيننامه اول بودم و هم عضو كميسيون اين آئيننامه هستم، در حالي كه برادرمان جناب آقاي مكارم توضيحات كافي فرمودند، من هم عرايضي ميكنم شايد عرايض من كمك كند به اينكه مقداري از مطالب روشن شود.
همة آقايان استحضار دارند كه منظور از تشكيل چنين مجلسي، بررسي مواد قانون است.
در مورد اين مواد ديروز هم در كميسيون صحبت بود و برادراني كه در اينجا متصدي امور مجلس هستند، گفتند شصت جزوه بعنوان پيش نويس قانون اساسي به مجلس رسيده است.
بنابراين پيشنهادات يكي و دو تا سه تا نيست.
حالا كداميك از آنها را ما بايد مطرح كنيم، اين مسألهاي است كه مثل اينكه آقاي مكارم نظرشان اين بود كه احاله به مرحله بعدي بشود.
در اين بررسيها، يك پيشنويس داريم ـ حالا هر چه ميخواهد باشد ـ در اين پيش نويس موادي داريم و علاوه بر آن نظراتي هم داريم كه از خارج آمده، كه باز آقايان گفتهاند در حدود 4 هزار نظريه هست.
نظرات خود آقايان هم هست و ممكن است از متخصصيني هم كه در خارج از اين مجلس هستند استمداد بشود.
براي مجموع اين كارها در آئيننامه اول پنج شور تعيين شده بود.
سه شور عمومي، و دو شور در كميسيون.
ليكن در آئيننامه كه ديروز تنظيم شد، جمعاً چهار شور در نظر گرفته شده كه دو شور آن كميسيوني و دوشور آن عمومي است.
در آئيننامه اول هر دو شور مربوط به كار كميسيون تخصصي بود حالا من اسمش را نميدانم تخصصي بگذارم يا نه، بر اساس تقسيم بود.
يعني آقاياني كه در كميسيونها شور ميكردند، در هر دو مرحله هر كسي يك مقدار از اين فصول هشتگانه را شور ميكرد، و در شور عمومي مجلس، تمام مواد را بررسي ميكردند.
در آئين نامهاي كه ديروز براي كار كميسيون تنظيم شده است، براي شور كميسيون اول يك هفته وقت تعيين شده كه در عرض اين يك هفته هر كميسيون يكي از فصول را با توجه به نظرات رسيده بررسي ميكند كه از اين لحاظ شبيه كميسيونهاي پيشنهادي در آئيننامة اولي است و باز به همان نحو تخصصي است.
در آئيننامة اول، كار كميسيون در شور دوم اينجور بود كه هر كميسيون وقتي گزارش خودش را داد، در مجلس رسيدگي ميشود و باز همان مواد براي شور دوم به همان كميسيون بر ميگيرد.
اما در اين آئيننامه اينطور است كه وقي كميسيونها هفتة اول تمام شد، نتيجة مطالعات همة كميسيونها، در اختيار كميسيونهاي ديگر قرار ميگيرد، و اما كار كميسيونهاي دوم ديگر تخصصي نيست، بلكه هر كميسيون مواد را از اول بررسي ميكند.
حالا هر روز بمناسبت آن مواد، ممكن است يك روز يك ماده بررسي شود، ممكن است يك روز پنج ماده بررسي شود.
بنابراين دركميسيونهاي دوم همه مواد در همه كميسيونها بررسي ميشود.
اين روح تفاوت ما بين آن قسمت آئيننامه اول با آئيننامه دوم بود كه به عرض آقايان رسيده.
و اما در مورد كميسيون اول كه اسمش كميسيون مقدماتي است توضيحي عرض كنم.
در اين كميسيون چون امكان نداشت كه همه مواد را همه آقايان با همه نظرات وارده رسيدگي كنند، طبعاً آنرا همانند همان آئيننامه اول، تخصصياش كردهايم.
و اما براي شور سوم كه در اين آئيننامه هم هست، سه روز آخر در نظر گرفته شده كه احياناً اگر نظرات جديدي آورده شد، به آنها رسيدگي شود.
پس در آئيننامه فعلي كه حالا مطرح است، طبعا نمايندگان كه هفتاد و سه نفر هستند، تقسيم ميشوند به هشت كميسيون، و سه نفر هم به رأي مجلس براي رسيدگي به كارهائي كه كميسيونها دارند، و براي هماهنگي آنها و تقسيم كميسيونها و تعيين افراد و كارهاي ديگر انتخاب ميشوند.
اگر اين آئيننامه تصويب شود، طبع كار اين جور خواهد بود كه مثلا امروز يا فردا بعد از تصويب آئيننامه آقايان به هشت كميسيون تقسيم خواهند شد و از حالا كه يك هفتة ديگر ما شور عمومي نداريم هر كس موضوع خود را انتخاب ميكند، بعد ميرود در اطاِ كميسيون، نظرات رسيده را ميگيرد و اگر احياناً لازم بود متخصصين را از خارج مجلس دعوت ميكنند ونظر آنها را راجع به آن قسمتي كه انتخاب كردهاند، ميخواهند.
پس هفته اول براي تشكيل كميسيونهاي مقدماتي است و آخر هفته، همه كميسيونها نتايج مطالعاتشان را تكثير كرده و در اختيار همگان قرار ميدهند.
هفته دوم كه شروع شد، آن تركيب كميسيون هشتگانه بهم ميخورد و كميسيونهاي هفتگانه تشكيل ميگردد.
يعني براي هر كدام از كميسيونهاي هفت گانه ده نفر انتخاب ميشوند و سه نفر هم بعنوان رابط مشغول تهيه مقدمات كار خواهند شد.
هفته دوم كه شروع شد، مواد را از اول به تعيين آن سه نفر و تصديق و تأييد هيأت رئيسه مجلس در اختيار اين كميسيونها قرار ميدهند.
از هفته دوم هر روز دو جلسه داريم به اين ترتيب كه پيش از ظهرها جلسات كميسيونها است و بعدازظهرها جلسات عمومي مجلس خواهيم داشت.
پيش از ظهر هر كميسيون اين مواد را با در نظر گرفتن نتايج كميسيون مقدماتي مجدداً مورد بررسي قرار ميدهند و ظهر نتايج را تكثير ميكنند و در اختيار ديگران ميگذارند و بعداز ظهر روز بعد، مورد شور عمومي قرار ميگيرد و تصويب ميشود و تمام ميشود.
فقط سه روز آخر براي تجديدنظر خواهد بود.
بنابراين روز اول هفته دوم طبعاً پيش ازظهر كميسيونها كه كارشان را تمام كردند، نتايج كارشان را در اختيار يكديگر قرار ميدهند و چون بعد ازظهر آن روز جلسة عمومي نداريم، نمايندگان آن نتايج را كه در جلسة فردا بعدازظهر در جلسة عمومي مطرح ميشود، مطالعه ميكنند.
اما از روز دوم هفته دوم هر روز پيش از ظهر و بعد از ظهر جلسات عمومي داريم.
يعني پيش از ظهر جلسات كميسيونها است و بعد از ظهر جلسات عمومي است.
البته بايد وقت طوري تنظيم بشود كه اين كارها در مدت يك ماه تمام بشود ولي اگر تمام نشد با تصويب آقايان ميتوانيم مدت مجلس را تمديد كنيم.
توضيح ديگري كه ميخواستم بدهم اين است كه البته مدت كميسيونهاي مقدماتي يك هفته است.
اما هفته دوم كه شروع شد، ديگر يك هفته نيست و ممكن است سه الي چهار هفته ادامه پيدا كند، تا بحثهاي لازم انجام شود.
فقط هفته اول جلسة عمومي نداريم و از هفته دوم هر روز پيش از ظهرها كميسيون و بعد از ظهرها جلسات عمومي داريم.
اما راجع به اينكه رسميت جلسه با چه تعداد باشد و همچنين اين كه تصويب اصول با چند رأي باشد كه آقاي مكارم هم فرمودند، اينها هم يك مسائل مهمي است كه ديروز هم در كميسيون نتوانستيم در اين موارد به توافق برسيم.
در آئيننامه اول به اين معيار حساب شده بود كه رسميت جلسه با دو سوم 73 نفر به اضافه يك نفر، يعني با 50 نفر باشد و تصويب اصول با نصف مجموع نمايندگان به اضافه يك باشد، كه ميشود 38 نفر.
البته نظر بعضي از دوستان ابتدا اين بود كه اين تعداد زياد است و نصف بعلاوه يك عدة حاضر در جلسه كافيست.
البته مثل اينكه اين نظر درست نيست، براي اينكه ممكن است حاضرين در جلسه 50 نفر باشند و نصف باضافه يك 50 نفر ميشود 26 نفر، كه چون 26 نفر تعداد كمي هست، كمي موجب ضعف قانون ميشود.
به اين دليل بنظر رسيد كه همان نصف بعلاوه يك مجموع نمايندگان باشد.
البته در كميسيون بعضي از رفقا كه اكثريت هم با آنها بوده و سه نفر بودند، گفتند كه دو سوم از مجموع نمايندگان باشد كه تقريباً 49 يا 50 نفر ميشود.
البته از نظر مستحكم بودن بنظر ميرسد هر چه رأي بيشتر باشد مستحكمتر است.
اما اينكه عملي هست يا نيست؟ بنظرما ميرسد كه عملي نيست حالا اختيار با آقايان است كه هر كدام را خواستيد نسبت به آن تصميم بگيريدو احياناً ممكن است نظر ثالثي كه هيچكدام از اينها هم نباشد، ولي بهتر از اينها باشد مورد نظر آقايان باشد و پيشنهاد بفرمايند رئيس (منتظري) ـ از آقايان خواهش ميكنم اگر نظري داشتند قبلا وقت بگيرند و بعد بيايند صبحت بفرمايند.
موضوع ديگر اينكه از فرمايش آقاي موسوي اردبيلي استدراكاتي بنظر ميرسد.
از جمله اينكه درهفته اول كه مربوط به تخصص است، مساله قبل از ظهر و بعدازظهر و هم شب، چون در حدود 4 هزار پيشنهاد و در حدود شصت مورد هم طرحهاي پيشنهاد راجع به قانون اساسي از طرف ملت ايران تا حالا به مجلس رسيده كه همة اينها بايد مورد بررسي قرار بگيرد و چون در اموري كه جنبه تخصصي دارد مثلا در قضاوت با قضات بيرون و در امور فقهي با فقهاي بيرون ميخواهيم تماس بگيريم، در اين يك هفته بايد خيلي زياد كار بكنيم.
و اينكه ايشان فرمودند پيش ازظهر كميسيون دارند و بعدازظهر راحتند، اين جور نيست بلكه 24 ساعته در هفته اول مشغول كار هستند.
تذكر دوم اينكه هر وقت آقايان نظري داشتند وقت بگيرند و صحبت بكنند.
در غير اين صورت نظم مجلس بهم ميخورد.
طاهري ـ چند تا شور داريم؟ رئيس (منتظري) ـ چهار تا شور، آقاي دكتر شيباني بفرمائيد.
دكتر شيباني ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
در اين محضر محترم بايد كاري كنيم كه مشمول آيه «لم تقولون مالا تفعلون» نشويم.
سروان محترم مستحضر هستند كه بنده در ولايت فقيه شكي ندارم، ولي خواهش ميكنم به نكاتي كه عرض ميكنم بذل توجه بفرمايند.
اين بنده كه اينجا صحبت ميكنم اگر در مبارزات اخير سهمي دارم نميخواهم از نظر اينكه اين حكومت جبار و ظالم محمدرضا را تا حدي احساس كردهام خودستائي كنم، بنابراين براي خودم وظيفه ميدانم توضيحاتي بدهم تا مبادا دوباره مسائلي و اشكالاتي پيش بيايد كه تجديد همان جور و ظلم بشود.
نكتهاي كه قابل تذكر است اين است كه با توجه به اينكه ولايت فقيه را قبول داريم، موقعيكه امام شورائي را بنام شوراي انقلاب معين ميكنند كه قوانيني را بررسي بكنند، رأي اين شورا متبع است.
البته اين وظيفه شورا است كه از خودش دفاع بكند، ولي توضيحي كه من ميدهم...
رئيس (منتظري) ـ آقاي دكتر شيباني موضوع بحث در اطراف آئين نامه بود.
چرا شما شوراي انقلاب رفتيد؟ دكتر شيباني ـ اجازه بفرمائيد.
من ميخواهم بگويم آئيننامهاي كه شوراي انقلاب آورده از اين آئيننامه بهتر است.
يكي از نمايندگان ـ اگر مطرح ميشد، مجلس به آن رأي ميداد.
دكتر شيباني ـ درست است كه مجلس به آن رأي ميداد، ولي من ميخواهم راجع به آن آئيننامه توضيحي به عرض نمايندگان محترم برسانم.
رئيس (منتظري) ـ اجازه بفرمائيد من يك مطلب را بگويم شايد آقاي دكتر شيباني هم قانع بشوند.
آقايان مطمئن باشند ما آن قانون اساسي را كه در آن مسأله ولايت فقيه و مسأله اينكه تمام قوانين بر اساس كتاب و سنت نباشد، اصلا اينجا تصويب نخواهيم كرد، بلكه ما يك قانون اساسي تصويب خواهيم كرد كه ملاك آن مسألة ولايت فقيه باشد و همچنين اساس حكومت و ولايت، بدست فقيه مجتهد عادل اعلم اتقي باشد و زير بناي تمام قوانين هم كتاب و سنت پيغمبر صلي الله عليه و آله و ائمه اطهار خواهد بود.
اصلا اگر پايه يك طرح قانون اساسي بر اساس اين مسائل نباشد، از نظر ما ساقط و بياعتبار است.
اين را آقايان مطمئن باشند (دكتر شيباني ـ خيلي متشكرم) ملت ايران كه آقايان و علما را انتخاب كردهاند براي اينست كه تشخيص دادهاند علما در مسائل اسلامي تخصص دارند، بنابراين معلوم ميشود ملت ايران اسلام را ميخواهند.
اگر هم بر فرض كسي بگويد چنين قانون اساسي آخوندي است، بله ما آخونديم، آخوندي باشد، ولي ما ميخواهيم صددرصد اسلامي و بر اساس ولايت فقيه باشد.
آقاي دكتر شيباني مطئن باشيد.
حالا اگر شما راجع به آئيننامه توضيحي داريد، بفرمائيد.
دكتر شيباني ـ در آئيننامهاي كه كميسيون تدوين كرد، مواجه شدند با اين مسله كه ميبايستي قبلا يك آئيننامهاي تدوين ميشد كه همان آئيننامه قبلي است و پذيرفتند كه يك مقداري از آن هم اجرا شده است پس اين را ميپذيريم كه بايد قبلا يك آئيننامهاي تدوين ميشده.
و اما در مورد كميسيونها همينطور كه جناب رئيس فرمودند، با توجه به اينكه پيشنهادهاي مفصلي رسيده كه بررسي آنها وقت زيادي ميخواهد، خوب لازم بود يك كميسيونهائي معين بشود.
و اما موضوع تعداد كمسيونها كه چهارده كميسيون باشد بهتر است يا هفت كميسيون.
بنظر من هر چه تعداد كميسيونها بيشتر باشد امكان اينكه سريعتر رسيدگي شود، بيشتر است و اين را كه ميگويم، بگوش خودم از امام شنيدم كه فرمودند در تدوين قانون اساسي تسريع بشود.
بنابراين بنظر من هر چه تعداد كميسيونها بيشتر شود بهتر و سريعتر ميشود رسيدگي كرد.
و اينكه بعضي از سروران فرمودند در اين صورت ممكن است يك كميسيون يك چيزي را رسيدگي كند كه كميسيون ديگر خبر نداشته باشد، خير، اينطور نيست، كميسيوني كه يك موضوع را دارد رسيدگي ميكند طبق آئيننامه قبلي، شركت ساير آقايان در آن كميسيون اشكال ندارد و آقايان هم آنچه را بررسي ميكنند بعداً ميآورند به مجلس و مجلس به تمام مواد رسيدگي ميكند.
بنده اين تذاكرات را دادم براي اينكه ديدم حق آن كساني كه آن آئيننامه را تنظيم كردند، تضييع شد.
چون حداقل بايد به آنها اجازه ميداديم كه بيايند و نظرشان را بگويند كه فلسفة تشكيل اين كميسيونها براي چه بود، معهذا براي اينكه بيش از اين وقت گرفته نشود، پيشنهاد ميكنم كه تعداد كميسيونها دو برابر بشود و اعضاي آنها بجاي ده نفر پنج نفر باشند.
رئيس (منتظري) ـ آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
من لم يشكر المخلوِ لم يشكر الخالق.
عرض كنم كه بنده هم در تهيه آئيننامه و نظامنامه قبلي زحمت كشيده بودم.
همانطور كه آقاي دكتر شيباني فرمودند و مسلماً حسن نيت داشتند، بلحاظ اينكه صلاحيت اين مجلس هم يك واقعيتي است اين مجلس با آن آئيننامه مخالفت كرد و كميسيون ديگري را براي تهيه آئيننامه تعيين كرد.
اعضاي آن كميسيون هم رفتند و باز زحمتي كشيدند و ما تشكر ميكنيم و اميدواريم كه خداوند هم تشكر و سپاس خودش را عملا به آقايان ابراز كند.
ولي در عين حال مانع از اين نيست كه چون اين كميسيون منتخبين خودمان هستند نشود به بعضي از تصميمات آن اعتراض كرد.
من چون فرصت مطالعه تمام اين آئيننامه را نداشتم در آن بخشي كه از نظر كاربرد و از نظر تأثير ماهوي بيشتر اهميت ميدهم يعني در شكل آن قانوني كه ميخواهد سرنوشت ميلياردها مسلمان را تعيين كند نه 36 ميليون نفر را، من خيلي تكيه ميكنم روي كميسيونها، و حجتهائي كه اينجا ارائه شد.
عرض كنم كه اولين نكتهاي كه بنظر من رسيد اين بود كه...
آقاي رئيس من چقدر وقت دارم؟ رئيس (منتظري) ـ حدود ده دقيقه.
خامنهاي ـ شايد تكافو نكند.
اگر ممكن است وقت بيشتري لطف بفرمائيد.
رئيس (منتظري) ـ حالا بفرمائيد.
خامنهاي ـ موضوع تخصص را در اينجا بنظر من كامل ننوشتهاند، زيرا تخصص يعني چيزي كه حالت خاص حرفهاي و صنفي داشته باشد و دست يك عدهاي باشد كه اينكار را كرده باشند.
مقدمه و اصول كلي يك مسأله تخصصي نيست و همه ميفهمند.
حقوِ مردم هم يك مساله تخصصي نيست و در اسلام هم مشاهده نشده.
آن چيزي را هم كه اصطلاحاً تخصصي ميگويند، مثل حاكميت ملت و شوراها نيست.
حاكميت ملي كه اصلا تخصصي نيست، البته شوراها را ممكن است به يك صورت ضعيفي برايش تخصص قائل بشويم.
قوه مقننه هم تخصصي نيست زيرا شما اگر بخواهيد متخصصين را بياوريد، بايد آنهائي را بياوريد كه از دورانهاي ممتدي در اين مجلس بودهاند و البته آنهاهم تجربياتشان فقط در زمينه كارهاي اداري مانند استفاده از نظامنامهها و قيام وقعود بوده است و اگر در قوه مجريه متخصص ميخواهيد، بايد از اعضاي دولتهاي سابق بياوريد، يعني از آنهايي كه قبلا بودهاند.
بنابراين اينها تخصص نيست بلكه قوه قضائيه تخصصي هست يا امور مالي كه البته ماليه بايد گفت، امور ماليه يك علم است زيرا يك رشتهاي از حقوِ بنام حقوِ ماليه داريم كه بحث ميكند از فن تدوين و وصول و نگهداري و خرج مالياتها.
اما در مورد دين و شوراي نگهبان عرض كنم كه دين هم يك مساله تخصصي نيست، مگر منظور فقاهت باشد.
و در اينجا ما آمدهايم بين هفت رشته با دين جدائي انداختيم.
يك قسمت از دين مسائل اسلامي و فقاهتي است كه تخصصي است و مربوط ميشود به 80 درصد يا 70 درصد آقايان بقيه مسائل اسلامي نوعي تخصص است كه بقيه آقايان سر در نميآورند.
البته اين تخصص درست نيست.
معني تخصص اين است كه مثلا وقتي در قانون مينويسيد «بيمه رايگان» چون بيمه اجتماعي يك فن است كسي اگر در رشته بيمه مطالعاتي نداشته باشد، نميتواند درست اظهارنظر كند.
يا وقتي ميگويند «پزشكي رايگان» دراين موضوع بايد از نظر آقايان دكترها استفاده كرد كه آيا طرح، درست است يا نه؟ چون ميدانيم كه پزشكي مجاني خوب است ولي عواقب وتبعاتش هم يك چيزي است كه تجربه ميخواهد.
زيرا همه ميدانيم كه اگر مداواي مريض مجاني باشد چطور معالجه ميكند واگر پولي چطور معالجه ميكند.
مسأله آموزش و پرورش هم يك امر تخصصي است.
بعلاوه از چيزهائي كه در پيش نويس اولي نبود و من در پيش نويس خودم رويش تاكيد كردم، يكي اين بود كه اصلي بگذاريم كه دولت موظف باشد چند فقره انقلاب يعني انقلاب اقتصادي، انقلاب فرهنگي و آموزشي، انقلاب اداري و انقلاب حقوقي و امثال اينها را با هم انجام بدهد، زيرا اگر اينها را با هم انجام ندهيد فاتحه انقلاب خوانده شده است.
براي اينكه مادام كه يك علف هرزه ريشهاش در باغچه باشد، بزرگ ميشود و جاي آنهاي ديگر را هم ميگيرد، و نميگذارد كه آفتاب بآنها برسد.
مساله ماليه و ارتش هم هست.
البته جناب آقاي منتظري هم فرمودند كه در اين كميسيونها از متخصصين خارج از مجلس هم بشرط اينكه در انتخاب آنان رعايت مصالح بشود، دعوت كنند.
بنده همه تخصصها را اسم نبردم ولي منظور امام از تخصص فقها يك نظر جمعي بود كه بيشتر مربوط به احكام است.
اما مشكل ديگر اينكه ما اينجا فرياد زديم و برادران ما هم حدود چهار هزار پيشنهاد بر نقض پيش نويس قانون اساسي قبلي فرستادهاند كه آنها را نديده گرفتهاند، يا اينكه فقط قول دادهاند آنها را مطالعه ميكنيم واعمال ميكنيم و من گفتم مادام يك قالب صرف جلويمان بگذاريم، اين كانال مانع ميشود كه بتوانيم به راست و يا چپ برويم.
البته فرض نگيريد كه كه با رفتن آن متن، ما با اين متن مخالفيم.
راجع به متن قالب و آن پيش نويسهاي رسيده هم مختارند كه مطالعه كنند يا مطالعه نكنند.
توضيحي كه ميخواستم عرض كنم اين است كه براي نوشتن يك قانون چون من خودم يك مقدار در قانون نويسي از جهات مختلفش كار كردهام و حدود 15 سال يعني از سال 43 نشستم و حقوِ اساسي اسلام را استخراج كردم، حالا منظورم اين است كه فقط انس ذهني من باعث شد به اين سه قسمت اشاره كنم.
يكي اينكه قانون يك ماهيت وخميره و يك ماده اصلي دارد.
البته جمهوي اسلامي چيز و جمهوري دموكراتيك چيز ديگري را ميخواهد ولي ممكن است اينها با همديگر يك روابطي هم داشته باشند يعني عام و خاص مطلق باشند و من وجه باشند دوم مثل اينست كه بعد از اينكه خمير اصلي را به آشپزخانه دادند، بگويند آقا ما ميخواهيم روغن اعلا بكار ببريم يعني مسأله دوم نحوه تركيب اينهاست كه بنظر من ديگر موضوع ماهيت مطرح نيست.
علي ايحال روغن كه همان شكل قانوني و جوهر هست وجود دارد، ولي بايد عرض كنم قانون نويسي با شعار دادن و با سخن گفتن و يا با كتاب نوشتن و محاوره فرِ دارد.
بهمين دليل است كه خيليها هستند كه بعقيده من حسن ظن هم دارند فقط ميگويند كه بايد يك نوع جمهوري باشد كه آبروي ما حفظ شود.
البته اينها آدمهائي نيستند كه بگويند جمهوري ما اسلامي نباشد بلكه فكر ميكنم اينها منظورشان اين است كه شما مواد اسلامي را در قالبي بريزيد كه بدون اينكه صدمهاي به اصول اسلامي بخورد، به صورتي باشد كه مثلا افرادي به تعبير جناب آقاي منتظري نگويند آخوندي است.
چون آخوندي يك شكل دارد و يك معني.
معناي آخوندي همان اسلام است كه ما فرض ميكنيم كه ميخواهيم همان كار را بكنيم.
و من معتقدم در اين زمينه حتي آقايان اقليتها هم آخوندي فكر ميكنند.
چون اين آقايان هم رأي به جمهوري اسلامي دادند و به اينجا آمدهاند.
بنابراين ما وقتي ميگوئيم آخوندي، اگر منظور تعبير شكلياش باشد، من اين را قبول دارم.
كه البته بايد در نوشتن قانون هم رعايت شكل آن بشود تا نگويند كه آقايان وارد نبودند كه اين باز يك تخصص ديگري است.
البته در قسمت اول تماماً درتخصص فقها هست، يعني آنها هستند كه تشخيص ميدهند چه بايد نوشته بشود.
البته اين نوع تقسيمي را كه بنام موضوع و حكم كردند و بايد در همه جا ساري باشد، بنده قول ندارم چون اين مربوط به ماهيت امر است و ماهيت امر دو قسمت دارد كه موضوع و حكم است و قبل از حكم بايد ببينيم كه ما چه ميخواهيم.
بايد مطالعه كنيم و ببينيم آيا ما در كشور ايران آنچه را كه كشور عراِ و افغانستان ميخواهند ميخواهيم يا نه؟ البته اشكالي ندارد و منافاتي هم ندارد كه در يك كشور اسلامي موضوعات يك چيزي كه نياز به آن نيست نباشد.
بنابراين من اين را تاكيد ميكنم كه در قسمت ماهيت اگر بخواهيد موضوعات آزاد باشد، متن پيشنويس سابق نميتواند حاكم باشد، براي اينكه در آنجا موضوعات را قبلا تعيين كرده است وشما هنگام بررسي در لابلاي 150 موضوع يا اصل نميتواند يادتان بيايد كه فلان موضوع ديگر هم هست، چون قالب بخصوص انسان را محدود ميكند و من بخصوص تاكيد ميكنم كه هيچ چيز نبايد ذهن راحت و خالي كسي را كه اينجا نشسته است و ميخواهد يك موضوعاتي را مطرح كند، با پيشنهاد خاصي منعطفش كنيم.
بلكه اول بايد تمام موضوعات مورد ضرورت را تعيين كنيم و بعد احكام را معين كنيم و بعد از آن ببينيم كه معياراسلامي، اين موضوع را به چه شكل در ميآورد.
تازه اين ماهيت امر است.
بعد از اينكه ماهيت را مشخص كردند، البته اشكالي ندارد كه قسمت اول هم كميسيونهائي داشته باشد و بعد از اين كميسيونها، كميسيونهاي ديگري تشكيل دهند و آنها را بصورت قانوني در بياورند كه باز هم مورد بررسي و تصويب آقايان قرار خواهد گرفت.
و بعد از اين مرحله يك كميسيون ادبي ـ تخصصي هم عبارات را تصحيح كند، چون ادبيات هم يك نوع تخصص است و عبارت نويسي قانون، بسيار مهم است.
يكي از حقوقدانان انگليس بنام «پنتان» ميگويد كلمات قانون را با الماس بايد وزن كرد.
عبارت نويسي قانون ما هم بايد طوري باشد كه در كاربرد قوانين و در جائيكه ميخواهند به يك قانون استناد كنند، دو نفر از يك لفظ حمال ذو وجوه دو نوع برداشت نكنند.
اميرالمؤمنين فرمود كه استناد نكنيد به قرآن كه حمال ذو وجوه است اگر يك لفظي حمال ذو وجوه بود و محملهاي زيادي داشت، خطرناك است.
و بالاخره در قسمت نهائي يك كميسيون تخصصي ـ ادبي قانون نويسي، بنشينند و اين الفاظ را سبك و سنگين كنند.
مثلا يك نفر مخالف بگويد آقا از اين كلمه بنده اين استفاده را ميكنم ديگري جواب بدهد.
دراينجا بايد عرض كنم كه بهترين مقننين كساني هستند كه هم كلماتشان مفيد باشد و هم مفاهيم در ذهنشان باشد كه بعدها ننشينند و بگويند منظور مقنن چه بود مثلا اگر 120 سال ديگر براي تفسير يك ماده مجلسي تشكيل دادند، آن ماده را نتوانند تفسير كنند به چيزي كه شما اراده نكردهايد.
بنابراين من عقيدهام بر اين است كه بايد در تقسيم بندي اين سه موضوع را كه در طول هم هستند در نظر بگيرند.
ترتيب كميسيونها دير نشده، بنابراين، اين كميسيونها بايد به يك صورتي باشند كه يك بخش مهمش مربوط به ماهيت باشد، تا نظر آقايان فقهاي متخصصين اسلام شناس اينجا و بقيه اسلام شناسهاي غير متبحر تامين شده باشد.
مضافاً به اينكه موضوعات مورد نياز جمهوري اسلامي ايران را قبلا تعيين كند تا موضوع احكام قبلا در چند كميسيون مشخص شود و بعد كميسيون طولي و كميسيون تدوين تشكل شود و موضوعات، مورد بررسي قرار بگيرد تا اصلي كه يك كميسيون ميدهد با اصلي كه كميسيون ديگر ميدهد تعارض نداشته باشد تا بعدها وقتي يك قاضي در دادگستري مينشيند و تحقيق ميكند، نگويد اين دو تا با هم معارضند.
پس بايد سعي كنيم كه با هم معارض و يا مكرر نباشد و اگر عام و خاص هست، چرا صراحت را در اينجا بكار نبريم و اين استثناهاي متصل و منفصل را به هم ارتباط ندهيم؟ پس ما بايد يك مقنن محكم كار باشيم و بعد از طي اين دو مرحله مسأله لفظياش هم درست بشود زيرا رأي نهائي آقايان حاكم بر همه اين جهات هست.
و در ارتباط با فرمايش آقاي دكتر شيباني برادرمان كه فرمودند كميسيونها كارشان با سرعت ارتباط دارد، البته همين طور هم هست.
اين مراحل را ميشود به يك صورتي در آورد كه تمام كميسيونها دفعتاً مشغول بررسي قسمت اول بشوند و وقتي قسمت اول تمام شد، مرحله زماني شروع ميشود.
يعني دو سوم يا نيمي از وقت اختصاص پيدا ميكند به قسمت ماهوي و قسمت شكلي قضيه كه به ماهيت اصلا صدمه نميزند و بنظر ميرسد مدت كمتري وقت ميبرد.
و در مورد قسمت اصليش گمان كنم يكي دو روز هم كافي باشد ديگر عرضي ندارم.
رئيس (منتظري) ـ خوشوقتم كه آقاي خامنهاي در ضمن صحبتشان جواب خودشان را دادند چون فرمودند كه كليات و حقوِ ملت و قوه مقننه و مجريه و اينها متخصص نميخواهد براي اينكه در بعضي امور مثلا در امور قضائي يك قسم تخصص ميخواهد، اما در نفس قانون نوشتن، ملاحظه فرمودهايد يك وقت اگر يك «واو» كم و زياد بشود، از زمين تا آسمان معني آن تفاوت پيدا ميكند.
ايشان فرمودند ما وقتي خواستيم كليات را يا قوه مقننه را يا حقوِ ملت را بنويسيم احتياج به متخصص هست وگفتند كه متخصص اين قسمتم، پس بنابراين همه قسمتها تخصص ميخواهد.
نايب رئيس (بهشتي) ـ من يك تذكر به برادر خودم آقاي منتظري دارم و آن اينست كه رئيس هم مثل ديگران بايد نوبت بگيرد نه اينكه هر موقعي خواست صحبت بكند (منتظري ـ تشكر ميكنم) و دو تذكر ديگر هم دارم، يكي قبل از اين كه پيرامون آئيننامه داخلي بحث ادامه پيدا كند، يك ربع ساعت بدون هيچگونه صحبت همين جا بنشينيم و همه همكاران آئيننامه داخلي را همين جا مطالعه بفرمايند، تا حضور ذهن پيدا كنند و آماده شويم براي اظهار نظر قطعي و رأيگيري.
والا اگر بخواهد همينطور بحث ادامه پيدا كند گمان ميكنم تا پايان 31 روز فقط آئيننامه را تصويب كنيم.
نكتة دوم كه ميخواستم بيان كنم و يكي از برادران طي يادداشتي بيان كرده بودند و از اين تداعي خوشحالم، اينست كه ما در اين انقلاب به بركت عوامل زيادي و در رأس آنها به بركت روشن بينيهاي جامع رهبر انقلاب موفق شديم ميان تحصيل كردههاي دانشگاهي اين جامعه و روحانيت مبارز و ميان عموم مردم پيوندي سازنده بوجود بياوريم.
در جلساتي كه تا كنون داشتهايم گاهي در بيان مطالب عبارتهائي بكار رفته كه خداي نكرده ممكن است براي تحصيل كردههاي اين جامعه نامطلوب و ناخوش آيند و احياناً مأيوس كننده باشد.
آقايان استحضار دارند كه يك جامعه نميتواند صرفاً با نيروي توده حركت كند، بلكه بايد ميان تودة مردم و تحصيل كردههاي جامعه پيوند استواري باشد.
ما در ميان خيل عظيم تحصيل كردهها، مردان و زنان با ايمان و مسلمان و متعهد و مسئول فراوان داريم، كه از نيرويهاي مؤثر اين انقلاب بودهاند و هستند و خواهند بود.
بنابراين چه در تنظيم محتواي قانون اساسي و اصول آن و چه در روش و برخوردمان و همچنين در نطقها واظهار نظرهائي كه اينجا ميكنيم، فكر ميكنم مسئوليت بزرگي داريم كه اميد اين گروه عظيم را به آينده اين انقلاب روز افزون كنيم.
به هر حال گردش چرخهاي جامعه وقتي به تخصص و فني بودن ميرسد، بدست همين تحصيل كردههاست.
و نظرات آنها را هم حتماً ميگيريم و رعايت ميكنيم.
اين تعبيري كه شد و گفتند بگذاريد بگويند قانون اساسي آخوندي است، ميخواهم اين توضيح را بدهم و بگويم، بگذاريد بگويند قانون اساسي ما عمومي و اسلامي است.
يعني هم روحانيت و هم تحصيل كردههاي متدين و متعهد و هم عموم مردم ما كه نيروي اساسي انقلاب هستند، همه با همديگر اين قانون اساسي را پذيرا بشوند.
چون رفراندوم هم در پيش است بايد قبول كنيم كه اعتبار واقعي يك قانون اساسي به اين است كه براي اكثريت جامعه، آن هم در قشرهاي گوناگون واقعا مورد قبول قلبي باشد.
اميدوارم اين نكتهاي كه اخيراً عرض شد در همه بحثهاي آينده مورد عنايت همه دوستان قرار گيرد.
يك بحث محوري هم راجع به ولايت فقيه و حدود آن اينجا شد كه گمان نميكنم حالا موقع طرح آن باشد، زيرا ما الان داريم آئيننامه را مورد بررسي قرار ميدهيم.
اگر اجازه بفرمائيد اين بحث محوري را به موقع در يك جلسه مطرح خواهيم كرد و رويش تصميم نهائي خواهيم گرفت.
بنابراين تقاضاي بنده اينست كه اولا وقت بدهيم براي مطالعه، ثانياً بعد از مطالعه صرفاً درباره تنظيم و تصويب آئيننامه بحث كنيم تا زودتر كار را به پايان برسانيم.

3ـ اعلام تنفس به مدت چهل و پنج دقيقه و تشكيل مجد جلسه رئيس (منتظري) ـ الان ساعت ده و نيم است.
سه ربع ساعت تنفس داده ميشود و بعد از آن دوباره كارمان را شروع خواهيم كرد.
البته در اين مدت از دوستان خواهش ميكنم كه آئيننامه را هم مطالعه بفرمايند.
(جلسه به عنوان تنفس در ساعت ده و نيم تعطيل گرديد و مجدداً ساعت يازده و بيست دقيقه به رياست آقاي منتظري تشكيل شد).
رئيس (منتظري) ـ جلسه رسمي است.
با اينكه جناب آقاي بهشتي فرمودند كه من بايد براي صحبت وقت بگيرم ولي چند نكته را لازم است كه بگويم.
اگر بخواهيم درباره آئيننامه به طور مفصل بحث كنيم بايستي در اين باره 10-15 روز صحبت كنيم.
آقاياني هم كه وقت گرفتهاند، وقتشان محدود است.
آقاي غفوري هم وقت گرفتهاند منتها نوبتشان يك قدري مؤخر افتاده، ولي چون ايشان جزء گروه پنج نفري در كميسيون بودند اگر آقاي كرمي و آقاي فاتحي اجازه ميدهند اول ايشان توضيح بدهند بعد شما صحبت خود را بيان بفرمائيد.
بنابراين آقاي گلزاده غفوري تشريف بياورند.
دكتر گلزاده غفوري ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
«ان الله يامركم ان تؤدوالامانات.... ـ يا ايها الذين امنوا لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتكم و انتم تعلمون».
اين برادر بسيار كوچك، ميانديشد و فكر ميكند كه دوستان و عزيزان نيز همينطور ميانديشند كه وقتي كه در اينجا ميگذرد متعلق به انسانها است.
چون من نميخواهم به تكرار مكررات بپردازم فقط به يك تذكر اشاره ميكنم كه «فان الذكري تنفع المؤمنين» بنابراين در اين مدت چون عقيدهاي اينست كه به حد ضرورت اينجا بايد صحبت كرد، يعني از واجبات اولي است و تا واجبات توسط كساني كه حرف دارند گفته نشود حتي نوبت به مستحبات هم نبايد برسد، بنابراين كسانيكه مطالبي به تناسب موضوع و نياز زمان و مسئوليت شديدي كه در برابر مردم دارند، محق هستند آن را بيان كنند.
يك نامهاي هم امروز صبح آمده بود ـ درست است كه اينها تكرار مكررات است، ولي اميدوارم كه ديگر تكرار نشود.
از اين جهت اينها گفته ميشود كه ما مسؤوليت شديد خود را نسبت به مردم احساس بكنيم ـ يك نفر نوشته بود: من خودم 38 بچه شيرخوار را كه گلوله خورده بودند ديدم كه زير خاك گذاشته بودند.
به شهيدان عالم اسلام، خدا را سوگند ميدهم كه به نسل آينده و نسل حاضر توفيق بدهد.
بنده سعي ميكنم يك كلمه بيخودي نگويم، زيرا سخناني كه اينجا گفته ميشود، نه فقط در صورت جلسات و در تاريخ سياسي اين مملكت، بلكه در حافظه مجموعه عالم ثبت ميشود.
حال ميخواهيم بدانيم كه چه بگوئيم؟ اميدوارم كه ماهيت كار يادمان نرود برادرانه و بسياربسيار دوستانه تقاضا و تذكرم اينست كه يادمان نرود كه براي چه كاري انتخاب شده و به اين جا آمدهايم.
من سه نكته داشتم و يك تذكر، البته حاضرين همه احساس مسئووليت كرده و ميكنند و لااقل من فكر ميكنم كه هيچكس نه شهوت كلام دارد و نه شهوت صحبت.
مسووليت شديد است و نكته را بايد با وارستگي، كه از خدا اين وارستگي را خواستاريم، بگوئيم و اما آن سه نكته: يكي درباره قانون اساسي است و بخصوص وقتي صفت اسلام را براي قانون اساسي ميآوريم از ديدگاه اسلامي هم بايد به آن نگاه كنيم.
توجه داريم كه قانون اساسي هر مملكت بيانگر سه چيز است ـ عرض كردم توجه داشته باشيم كه حتي رفتار و جلوهاي كه نشست ما بطور كلي دارد، هم ميتواند بيانگر اينها باشد ـ يكي، بيانگر رشد انساني «ولقد آتينا ابراهيم رشده» كه مجموعه پيشنهادات و حرفهاي ما و اصولي كه تدوين و تصويب خواهيم كرد، بيانگر رشد ما است.
دوم، مساله انسان مطرح است كه مصوبين قانون اساسي با كاري كه ميكنند نشان ميدهند كه انسان در نظر آنها چيست و چه ماهيتي دارد و ارزش انسان در اين جامعه چيست.
سوم، راه حلهاي كار ساز براي نيازهائي كه جامعه با آن دست به گريبان است و چيزي كه به يك قانون اساسي اعتبار ميدهد توجه به همين راهحلهاي اساسي براي رفع نيازهاي انساني است.
رئيس (منتظري) ـ آقاي غفوري توجه داشته باشيد صحبتتان خارج از موضوع نباشد.
دكتر گلزاده غفوري ـ ديروز هم نوبت گرفته بودم كه درباره قانون اساسي صحبت كنم واين مطالب در ارتباط با آن است.
البته سعي ميكنم كه خيلي مختصر صحبت كنم.
اما درباره اسلام، اين فرصتي است تا ما بتوانيم بامحتويات غني اسلامي در مصوباتمان آنرا معرفي كنيم چون ما مسلمانها كه دور هم جمع شدهايم با آن چهرهاي كه احياناً از اسلام در اذهان درست كردهاند ممكنست يك عكس العمل منفي پيدا شود.
ما بايد اسلام را برايشان روشن كنيم و از ابهام بيرون بياوريم و بگوييم اسلام چيست و چه ميگويد.
بنابراين الان وقتي است كه همه كساني كه در اين خصوص مطالعه دارند و دلسوز اسلام هستند به تناسب تخصص خود اصول كارساز اسلام را در اينجا مطرح و بحث كنند تا مردم بفهمند كه اسلام مسأله «...
كل حزب بمالديهم فرحون» نيست كه بعضي حرفها را ميزنند.
وقتي اسلام ميگيود «والحق اوسع الاشياء في التواصف، واصبقها في التناصف، لايجري لاحد الا جري عليه» اين ديگر در دنيا كار سازيش مشخص است.
بنابراين بايد درباره اسلام و معرفي اسلام و مسئووليت شديدي كه درباره اسلام داريم و سعه صدري كه بايد در ميان مسلمين و رهبران اسلامي باشد، يك سلسله اصولي ارائه كنيم.
البته اينجا برداشت نشود كه مساله گروه گرائي است.
موضوع ديگر اين است كه الان يك طرحهائي اينجا ارائه شده و همانطور كه در قرآن هم اين آيه هست «...
فيتبعون احسنه...
» ميدانيد اتباع احسن فرع بر معرفت و شناخت احسن است.
بنابراين مردم اين لياقت و اهليت را بر برادران تشخيص دادهاند، كه اينها با يك بازو به اسلام و با بازوي ديگر به جامعه و نيازهاي جامعه متصل هستند و ميتوانند با بررسي مسائلي كه هست بخاطر اتباع احسن، تشخيص احسن بدهند.
بنابراين يكي از مسائل اين است كه زمينه سازي براي ارائه مسائل بشود تا از ميان آنها تشخيص احسن داده شود.
و اما حالا وارد اصل موضوع ميشويم.
طرح اين مسائل كه بخاطر همان «...
فاسئلوا اهل الذكران كنتم لاتعلمون» و ساير اصول اسلام سعي شده است.
چون ما نميتوانيم ادعا كنيم كه از هر جهت در اينجا نخبهگيري شده و متخصصين درجه يك جمع شدهاند، اگر چه جمع هستند «...
وفوِ كل ذي علم عليم» دراين طرح كه در طرح قبلي نبوده پيش بيني شده كه ما بتوانيم حتي در كميسيونها از انسانهاي صالح و با انديشه دعوت كنيم براي اينكه اصولي كه اينجا مطرح ميشود بتواند حداكثر كمال را داشته باشد.
بنابراين از همنجا اين دعوت ميشود و هر مسلمان و هر فرد ايراني و هر كس در هر جا كه هست در حدود صلاحيت انساني خودش ميتواند اين دعوت عام را اجابت كند و نه فقط حق دارد، بلكه تكليف دارد عرضه كند و نه فقط دعوت خاصي است، بلكه در هر قسمتي «...
فاسئلوا اهل الذكران كنتم لاتعلمون» در اين كميسيونها بايد عمل بشود.
اين جلسه مال همه است و حق همه مردم است.
اسلام هم براي همين ارزش دارد كه رضايت عامه و مصالح عامه رابر رضايت خاصه و مسائل خاصه ترجيح ميدهد.
اسلام براي اين اهميت دارد كه ميگويد «تجلس لهم مجلساً عاماً...
حتي يكلمك متكلمهم غير متمتع...
» نهج البلاغه ـ بنابراين براي بيان ارزشهاي اسلامي بايد نظرات يك عدهاي كه در اين مسائل صاحب نظر هستند ارائه بشود.
و از جمله چيزهاي ديگري كه در اين طرح جديد هست همان مساله آراء معتبر است.
بعضيها فكر ميكنند كه ما الان در يك فرس ماژوري قرار گرفتهايم كه بايد قانون اساسي را زود بگذارنيم.
من ميخواستم پيشنهاد بكنم اين مساله «زود بگذرانيم» را چرا بگذرانيم؟ در قانون اساسي سابق اين مملكت، كه دو متن دارد اول نشستند يك نظامنامهاي نوشتند، ديدند هيچ محتوا ندارد.
بعد به فاصله يكسال متممش را نوشتند و دوستان ميدانند كه قوانين اساسي ساير جاها حتي پنج متن دارد.
يعني ما بايد دنبال خوب كاركردن باشيم، نه فقط زود كار كردن.
اگر احياناً توانستيم، خوب كار كردن و زود كار كردن را جمع ميكنيم.
اجازه بفرمائيد فعلا مرحله اولش بگذرد بعد كه اين جامعه آرامش بيشتري پيدا كرد،مطالب مورد نياز، بيشتر مورد بحث و مداقه قرار خواهد گرفت.
پس جوري نباشد كه از اعتبار لازم كه حكومت بر دلها است، برخوردار نشود و خداي نخواسته در يك محيط كم وبيش احساساتي مطالبي گفته شود.
زيرا اعتبار قانون وقتي است كه جا بيفتد و در اجرا به اشكال برنخورد.
و اما مساله ديگر، چون بعضي از دوستان آمدند و بيان كردند كه تمام اصول قانون اساسي در هشت قسمت تنظيم شده است و در صحبت بعضي از دوستانمان هم قبلا چيزي بود كه نشان ميداد خلاصه گوئي مورد نظر بوده است خوب، در نتيجه بعضي مسائل روشن نيست.
مثل اينكه فرمودند دين كه در قسمت هشتم هست، متخصصين خاصي دارد كه مقصودشان اصول مربوط به دين رسمي و شوراي نگهبان بود، نه اينكه بگوئيم دين يك متخصصيني لازم دارد و بعد بعضي از دوستان آمدند و گفتند كه جاي فرهنگ در اين پيشنويس كجاست؟ اين است كه من فكر كردم اگر محبت كنيد و چند دقيقه به توضيح اين هشت قسمت توجه بفرمائيد كه هر كسي خواست موضوع و فصلي را براي بررسي انتخاب كند، چون مثل اينكه گفته نشد كه يك ليستي داده ميشود و هر كسي سه تا از اين موضوعاتي را كه مورد علاقهاش هست و خودش را در آن صاحبنظر و مسؤول ميداند، انتخاب كند و زحمت كشيده، بررسي و تنقيح كند و بياورد.
همان طور كه در آن آيه از سوره شورا آمده است «...
وامر هم شوري بينهم و مما رزقناهم ينفقون» بعد از مشورت با آنها هر چه داريد به اين جامعهاي كه منتظر هستند، در طبق اخلاص تقديم بكنيد.
اين است كه من مختصراً به اين هشت قسمت يك اشارهاي ميكنم و باز آن تذكر آخرم را هم اينجا عليالحساب ميدهم، كه هيچ ابائي هم نداشته باشيم كه به متمم و مذاكرات بعدي احتياج داشته باشد.
ولي بايد كاري را كه ميكنيم خوب بكنيم.
تقاضاي من از فقها و زحمت كشيدههاي اسلامي اينست كه پنج اصلي كه مربوط به تشكيل دولت است مستند اسلامي باشد، كه وقتي ميگويند جمهوري اسلامي، معلوم بشود كه اسلام چه ميگويد.
البته خود ما هم تعدادي تهيه كردهايم اما مسائلي كه بحث بيشتري لازم دارد هيچ اشكالي ندارد كه فعلا جايش خالي باشد.
ما كه نميخواهيم ادعا بكنيم كه همه چيز را ما ميدانيم و ميخواهيم يك چيزي براي هميشه مثل قرآن بنويسيم، چون خود قرآن كه هست.
بنابراين بايد سعي كنيم خوب بودن را به زود بودن ترجيح بدهيم خلاصه در برابر نسل آينده ما مسئووليت داريم و بالاتر از همه در برابر خدا و رسول مسؤول هستيم.
و اما قسمت اول از اين هشت قسمت راجع به مقدمه، كساني كه در خودشان اهليت ميبينند كه بتوانند يك تابلوي صحيحي از وضع قبل از اين جريانات و علل و انگيزههاي اين جريان ترسيم بكنند، بررسي بفرمايند و بعد اصول كلي، كه اصول مستند و پايه است يعني هم اصول قانون مبتني بر آن است و هم در تفسيرهائي كه بعداً از قانون ميشود، اينها پايه اصلي خواهد بود همانطور كه گفتيم وقتي ميگوئي «لايجري لاحد الاجري عليه» ديگر مثل سابق يك نفر نميتواند بيايد و بگويد من رئيس كل قواي سه گانه و رئيس قوه مجريه و همه اينها هستم و از مسووليت هم مبرا هستم.
ما بايد بدنيا مفهوم «لايجري لاحدالاجري عليه» و بيست تا نظير اين را بفهمانيم.
پس اصول كلي و هم چنين اصول مورد نياز بايد كارساز باشد يعني چيزي كه ملت را رنج ميدهد و ميليونها نفر منتظر هستند، بتواند كه اين رنج را از دوششان بر دارد، نه يك مشت حرف و اصطلاحات و لفظ به آنها ارائه دهيم.
اينجا هر دقيقهاش 36 ميليون، بلكه ميلياردها دقيقه است بنابراين اگر اين دقايق را بيخودي از دست بدهيم، خيانت محسوب ميشودو تقاضاي عاجزانه من اين است كه سعي كنيم اصول برادري در اينجا كاملا رعايت بشود كه «كونوا دعاة الناس بغير السنتكم».
پس اصول كلي، شامل اصول كلي اسلامي و نيازهاي اساسي ميشود، و خواهش من از فقهاي بزرگ اين است كه مسئوليتشان را اينجا اينطور انجام بدهند.
زيرا مساله اجتهاد زنده همين است كه اصول مستند اسلامي را كه هم ميتواند پايه قوانين باشد و هم راهنماي تفاسير بعدي، همانطور كه گفته شد از كتاب و سنت، نه از خود، و حتي بدون هيچ گونه تفسير، براي اينكه آيندگان كه خواهند آمد و اسلام را بهتر از ما خواهند شناخت يك جوري بيان بكنيم كه اسلام در كنار حزبهاي ديگر بتواند معرفي بشود و نگويند حالا باد به بيرقش ميخورد، چون اسلام دين انسانها است، دين خداست.
اين شرافتي است و سعادتي كه بعد از چهارده قرن نصيب ما شده پس ما بايد بيانگر اسلام باشيم.
براي اين منظور مقدمه و اصول كلي را اهل تخصص در اسلام و كساني كه يك مقدار تاريخچه تحولات آنرا ميدانند، ميتوانند انتخاب كنند.
اما در مسأله حاكميت ملي و شوراها نظرهاي متعددي رسيده كه بايد به اينها احترام گذاشت و همه آنها را ديد و رسيدگي كرد.
من روي آن «...
فيتبعون احسنه...
» تاكيد ميكنم و حتي شرط بندگي خدا اين است «فبشر عبادالذين يستعمون القول فيتبعون احسنه» بايد اهليت تشخيص احسن را داشته باشيم.
بنابراين خيال نشود كه وقتي اين متون و اين عناوين اينجا است ما ملزم هستيم كه در اين چهارچوب فكر كنيم.
يكي از برادران مسأله ماهيت و شكل را تذكر دادند همينطور است، در هر قسمتي اول ماهيت مسائل مشخص ميشود، بعد شكل دادن به آنها واين كار بوسيله افراد بسيار خبرهاي كه داراي اهليت هستند و براي كميسيون انتخاب ميشوند، انجام ميگردد، پس در حاكميت ملي لازم نيست كه ما ريزهخوار ارسطو باشيم كه ميگويد قضائي، مجريه، مقننه كه فعلا از ارزش افتاده است.
منتها كسي نيست كه اين سد را بشكند.
من آروزمندم كه اين سد در اينجا بنام اسلام شكسته بشود.
من هم طرحي دارم در مورد هشت شورائي كه بايد تشكيل بشود، و دخالت نيروهاي مردم كه باسرنوشتشان سر و كار دارد، و به عقيدة من قوة مجريه را اينقدر قوي كردن كه بعد نتوانيم اختياراتش را كاهش دهيم، صحيح نيست.
به هر حال من ميخواستم اين شبهه رفع بشود و فرض نشود كه ما عاشق همين متن حاضر هستيم و فقط يك مقدار از كلمات را ميخواهيم اضافه يا كم كنيم، خير، شما كه اينجا نشستهايد اختيار تام داريد هر طور كه صلاح خدا و صلاح انسانهاست، متن را اصلاح و عرضه كنيد به جامعه «...
و مما رزقنا هم ينفقون» اين است كه حاكميت ملي و شوراها كنارش گذاشته شده است.
قوه مقننه صرفا يك اصطلاحي است كه نه اصطلاحش صحيح است و نه در اين طرحي كه ما داريم ميتواند كارساز باشد.
يعني به آن صورت و قالبهائي كه داشتند كه يك نفر بيايد اينجا، چهارسال اختيار تام داشته باشد، خير اينها نيست.
اين مثال امين و وكيل لحظه به لحظه است.
اينهااصول اسلامي است كه در اينجا بايد تدوين بشود و هر كسي كه در زمينه مقننه و قانونگذاري مطالعاتي دارد، ميتواند در اين قسمت نظراتش را ابراز و اعمال كند.
قوه مجريه هم شامل بسياري از مسائل است كه تحت عنوان ارتش، رسانههاي گروهي و اينها ذكر شده و ما بايد باز اين سد را بشكنيم.
مساله شوراها و آنچه را كه در سرنوشت مردم دخالت دارد، در قوة مجريه بايد رعايت كنيم.
مخصوصا ده ميليون بچه در امر آموزش و فرهنگ اسير يك برنامهريز كه يك جوري رفته ودر مقام برنامهريز نشسته است، نشوند.
نسل جديد هميشه بايد جلوتر از مردم باشد برنامهريز بايد آفرينندگي داشته و حتما مردمي باشد.
پس قوة مجريه معنياش اين نيست كه رئيس جمهوري را بگيرد و يا الله اختيار تام دستش بدهيد.
مسائل فرهنگي و تربيتي و مسائل نظامي و جان مردم نميتواند كه تحت نظر يك نفر باشد.
اما مسائل مالي و مخصوصاً منابع طبيعي و ثروتهائي كه عمومي هست نميتواند تحت لواي قوه مجريه باشد، اگر چه مردم دخالت مستقيم در انتخابش داشته باشند.
عرض كردم نميخواهم وارد ماهيتش بشوم، خواستم كسي كه اين قسمت را انتخاب ميكند با توجه به اهميت موضوع بداند كه چه مسئوليتي را ميپذيرد.
مساله ديگر موضوع قوه قضائيه و ديوان داوري است كه در اسلام يكي از اصول مهم و اساسي است، كه متأسفانه در اين پيشنويس ذبح شده و مساله قضاء را كه تكيهگاه اسلام است، همهاش گفتهاند به تظلمات رسيدگي كند.
فكر ميكنم همة دوستان از اسلام با خبر هستند و ميدانند اصلش مساله مسئوليت قضا، مساله احياء حقوِ و آگاهي بخشيدن به حقوقهاي ناشناخته جامعه است، و بعد هم اگر به حقوقهاي شناخته شده تجاوز شد، جلوگيري ميشود.
اين است كه در اين مورد اهليت ميخواهد و خواسته شده كه از افراد صاحب اهليت در اين كميسيونها دعوت بشود تا يك چيز كارسازي انجام بگيرد.
مفهوم «نشستند و گفتند و برخاستند، پي مصلحت مجلس آراستند» اين از منطق همه ما بدور است.
بنابراين مساله امور مالي و اقتصادي هم همانطور كه ميدانيم «من بقاء الاسلام و بقاء المسلمين ان تصير الاموال عند من يعرف فيه الحق و يصنع فيه المعروف» تابحال حتي نگذاشتند سربقاء و فنا را ما بفهميم.
اينها مساله اساسي است و جامعه با حرف درست نميشود.
بلكه بايد قانون كار ساز باشد تا مشكلي از دوششان برداشته بشود و اصر و اغلال زمان شناخته بشود، و بوسيله قانون ارائه بشود كه مردم نجات پيدا كنند.
مساله دين را هم همانطور كه گفتيم در ماهيت آن بحث نميكنيم بلكه مساله همان اصل پنجم و سوم است كه فصل دين و مذهب و بعد شوراي نگهبان است.
اينها بطور خلاصه توضيحاتي بود كه بنظرم رسيد، اما بعضي از مواد در متن قبلي بود كه عرض ميكنم.
پارلمان از پارله است، پارله يعني حرف بزن.
ما اينجا نشستهايم كه حرف بزنيم يكي حرف ميزند، يكي هم تند ميشود.
آن ديگري كند ميشود، يك مادهاي در آئيننامه هست كه اگر نمايندگان به هم ناسزا گفتند و يا بهم فحش دادند، فلان...
من تصور ميكنم كه در شأن اين جلسه نيست زيرا اينجا مساله برادري و همكاري است و بهتر است اينجور مواد حذف شود.
و يا بعنوان مجازات غائبين عرض كنم ما براي چه اينجا آمدهايم؟ مسئوليت انسانيت ما را به اينجا كشانيد.
ضمن تشكر بسيار زياد از كساني كه زحمت تدوين اين آئيننامه را كشيدهاند، يكي از مواد آئيننامه قبلي اين بود كه اگر يك نفر يك جلسه نيامد، يك جلسه ديگر هم از حق رأي محروم است،مثل اين ميشود كه آدم وقتي پول تلفنش را نداد، تلفنش را قطع ميكنند.
بابا داريد به همه مردمي كه حق دارند به اين شماره تلفن كنند ظلم ميكنيد.
او پول داده كه بتواندبا اين شماره تماس بگيرد حالا اينجا يك نفر غائب شده و يك جلسه رأي نداده، ما اين را به انسانيت و وجدان و مسؤوليت دوستان گذاشتيم كه شرعاً ملزم باشيم.
اما در مورد اين كه اگر كسي پنج جلسه، ده جلسه نيامد جايش را به ديگري بدهد كه بتواند بيايد و كار بكند.
بايد توجه داشته باشيم كه مساله اسم مطرح نيست.
من ديگر مطالبم را تمام ميكنم و خواهش ميكنم كه برادر گراميمان اگر توضيحات بيشتري دارند، بفرمايند و با عرض معذرت با اين كه مسائل بسيار زيادي در ماهيت بحث هست عندالاقضاء در حدود ضرورت گفتم كه نوبت ديگران را هم رعايت كنيم، تا اگر كسي حرفي دارد حتما عرضه كند.
اميدوارم همانطور كه من آرزو كردم خدا به ما توفيق بدهد كه نشست ما نشست انساني و اسلامي و داراي آرمانهاي خدا پسندانه و انسان دوستانه باشد.
رئيس (منتظري) ـ نماينده ارامنه فرمودهاند كه در خارج از مجلس منعكس كردهاند، نمايندگان اقليتهاي مذهبي حق ندارند جز در آن مسائلي كه مربوط به اقليتها است اظهار نظر كنند.
عرض ميكنم كه چنين نيست چون آقايان هم جزو مجلس خبرگان هستند.
بنابراين در مسائلي كه مطرح ميشود، نمايندگان زرتشتيها ـ كليميها ـ ارامنه ـ آشوريها اگر نظري داشته باشند، مثل ساير اعضاء مجلس خبرگان حق دارند وقت بگيرند و صحبت كنند و هيچ تفاوتي نيست.
زيرا اين حق عمومي است و انتخابشان در مجلس خبرگان هم، به همين خاطر است.
آقاي فاتحي تشريف بياوريد راجع به آئيننامه صحبت بفرمائيد.
فاتحي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
راجع به آئين نامه عرض كنم كه اول بايد موضوع روشن شود و بعد صحبت شود.
چون نميدانيم الان كدام يك از پيشنويسها معتبر است و بعد از نظر موضوع تقسيمبندي بشود.
چون اين تقسيمبنديهاي فعلي بر اساس پيش نويس قبلي بوده است، من نميدانم روي كدام پيشنويس اين هشت گروه تعيين شده است.
رئيس (منتظري) ـ آقاي كرمي راجع به آئيننامه صحبت بفرمائيد.
كرمي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
بنده خاطر همكاران محترم را استحضار ميدهم كه اين حرفها خارج از صلب موضوع است.
ديگر بس است.
ما معتقديم كه كليه مواد نبايد از چهارچوب فقه اسلامي خارج بشود.
حضرات فقهاي متبحر با كمال سهولت مواد مذكور را معروض ابواب فقها مينمايند و آنچه قابل انطباِ است، تثبيت و آنچه قابل انطباِ نيست نفي ميكنند، اگر چه مرغوب بيشتر ديگر افراد عالم هم باشد.
متأسفانه كلمه فقه و فقيه و روحاني در اذهان مردم در يك مسيرهاي خاصي رفته كه بسيار اشتباه است.
مردم خيال ميكنند فقه فقط و فقط از تيمم و وضو و غسل جنابت صحبت ميكند، حال اينكه اگر اينها متون فقهي و حداقل رساله علامه حلي را نگاه بكنند، ميبينند اين فقه در چهار ربع تقسيم شده يك ربعش در عبادات است و سه ربع ديگرش كه عقود و ايقاعات و احكام و سياست هست، اينها در ارتباط به كليه حركات و سكنات بشري است.
فقهاي ما از همان زمان محمد بن عبدالله(ص) تا حالا اين موضوعات را از حيث ملاكات فقها كاملا روشن ساختهاند و الان آن ملاك را روي عمامه و عبا ميخواهيم تطبيقش بدهيم و يك مرتبه هم روي كت و دامن ميخواهيم تطبيقشان بدهيم، پس در ملاك خدشهاي نيست، ملاك كوتاهي ندارد.
اين آقاياني كه خارج از مدرسه علوم قديمه زيست و زندگي كردهاند، اين اتهام را ميبندند كه اين فقه مواردي است متحجر، كشش ندارد، انطباِ ندارد نخير كشش دارد، اما كشش آن در چهارچوب حق است، نه كشش در پهناور ميول و عواطف و احساسات.
اين مردم ميخواهند كه شهواتشان و ميولشان تامين بشود و عواطفشان هم تحكيم بشود.
يعني آن ماجراهايي كه در دنيا هست بايستي در اينجا هم تحكيم بشود، نه، اينطور نميشود.
من در مورد اين قوانين اسلامي قول ميدهم و خودم را هم مورد مناظره قرار ميدهم كه اگر انسان متعهد است و حيثيت بشر را در نظر ميگيرد و ميخواهد بر خودش تطبيق بكند، اين فقه اسلامي كفاف حيات و ممات او هست.
هر كجا كه كوتاهي دارد بگوئيد ما يا حاكمش ميشويم يا محكومش ميشويم.
پس ما اول بايد برويم دنبال شالوده اين مواد و اما زر و زيور به او دادن و اينكه كيفيت فهرستش و تبويبش چطور بايد باشد، اين موضوعات قشري است.
البته اين قشور هم ارزش خودش را دارد.
نميگوئيم ندارد، مثلا همين جواهر الكلامي را كه چاپهاي سنگي در سه جلد چاپ كردهاند، با اين جواهر الكلامي كه در 45 جلد ميخواهند به پايان برسانند، فرِ نميكند البته در مقام جلوه دادن صحيح است.
الان بايد آقايان وارد موضوع خود مواد و خود خميرهاي كه بايد در قالب گذاشته بشود، بشوند.
ديگر آنقدر كشش دادن و آنقدر موعظه كردن لزومي ندارد.
آقاي غفوري، مردم كه از فقه ناله ندارند، در مقام تطبيق قوانين ناله دارند.
موضوعي را كه ميخواهم بعنوان يك مسلمان و طلبه علوم ديني عرض كنم، اين است كه بعضيها ميگويند، قوانين مترقي.
مواظب باشيد، تحت عنوان مترقي چيزهائي نگذاريد كه فقه اسلامي از بين برود و مترقي از حيث صورتش باشد.
مترقي باشد اما موادش بايد مطابق فقه اسلامي باشد.
بيشر از اين مزاحم اوقات آقايان نميشوم.
رئيس (منتظري) ـ آقاي حسيني هاشمي بفرمائيد.
حسيني هاشمي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.
عرضي كه من داشتم و رويش تاكيد داشتم اين بود كه در اجراي پيام امام در افتتاح مجلس نسبت به نظر فقها در تصويب مصوبات مجلس قانونگذاري بنظر ميآيد، كه در آئيننامه ابداً ذكري از آن نشده است.
بياني كه جناب آقاي مكارم فرمودند، دربارة اينكه كميسيونها اين مطلب را رعايت خواهند كرد.
كميسيونها عملشان در سطح پيشنهاد است و مرحله پيشنهاد طبيعتاً تا مرحله قانونگذاري و مرحله وتو داشتن خيلي فاصله دارد.
البته براي اينكه مشخص بشود كه چه كساني ميتوانند عهدهدار اجراي يك امري باشند، در آئين نامهاي كه متد و روش قانونگذاري را در اين مجلس تعيين ميكند، يك پيشنهاد خود من دارم و آن اينكه يك هيأتي منتخب بشود از خود آقايان در تعيين حكم و يك هيأتي در تعيين موضوع و اين دو هيأت در خارج از جلسه مجلس پيشنهاداتي كه هست با مقدمات مفصل بهشان گفته بشود و صحبت بشود تا كسي كه ميخواهد اينجا صحبت بكند، چنانچه وارد مقدمهاي لازم براي تبيين يك موضوع شد بعنوان خارج از موضوع بودن آن مقدمه قطع نشود و آن كميسيون موضوع شناس تشخيص بدهد كه اين فرضاً براي موضوع حقوقي لازم است، يا فرضاً براي موضوع اقتصادي يا نظايرش.
رئيس (منتظري) ـ آقاياني كه تقاضاي نوبت كردهاند كه راجع به آئيننامه صحبت كنند، بترتيب عبارتند از آقايان: دكتر ضيائي ـ دكتر قائمي ـ موسوي تبريزي ـ آيت ـ سبحاني ـ عضدي ـ سيد محمد علي جزايري ـ مولوي عبدالعزيز ـ يزدي، البته آقاي يزدي پيشنهاد كفايت مذاكرات دادهاند كه اول اين پيشنهاد را به رأي ميگذاريم.
كساني كه موافق با كفايت مذاكرات هستند، قيام بفرمايند.
(اكثر برخاستند) تصويب شد حالا چهار، پنج ماده هست كه نسبت به اينها بايد رأي گرفته بشود.
يكي اينكه آيا اين كميسيون مقدماتي هفته اول را كه به منظور رسيدگي به پيشنهادهائي است كه اشخاص دادهاند و مشورت با متخصصين خارج از مجلس و تنظيم زير بنا و اسكلت اصولي است كه بايد در مجلس مطرح بشود، آيا اين كميسيون مقدماتي را كه در حقيقت مربوط به متخصصين است ميخواهيم يا نه؟ اين يك موضوع است كه بايد نسبت به آن رأي بگيريم.
موضوع دوم اينكه كار كميسيونها تقسيم بشود؟ موضوع آخر هم اينكه آيا آن سه روز آخر را براي رسيدگي و شور نهايي لازم داريم يا نه؟ موضوع ديگري كه نسبت به آن رأي ميگيريم، اين است كه مجلس رسميتش با دو سوم نمايندگان است و آيا به اصول قانون اساسي كه ميخواهيم رأي بگيريم، دو سوم حاضرين را ميزان عمل قرار بدهيم، يا نصف بعلاوه يك را ملاك قرار بدهيم و يا دو سوم همه نمايندگان را؟ يعني چون قانون اساسي مهم است، براي هر اصلي پنجاه نفر بايد رأي بدهند يا دو سوم همه نمايندگان؟ اينهم يك موضوعي است كه بايستي نسبت به آن رأي گرفته بشود.
حالا به ترتيب شروع ميكنيم به رأيگيري.
كساني كه با كميسيونهاي مقدماتي تخصصي موافقند، بلند شوند.
(اكثر برخاستند) تصويب شد.
حالا رأي ميگيريم به اينكه آيا به مدت يك هفته باشد يا بيشتر.
هر كس با يك هفته موافق است بلند شود.
(اكثر برخاستند) تصويب شد.
موضوع ديگري را كه به رأي ميگذاريم، اين است كه همه اصول در تمام كميسيونها مطرح بشود، يا اينكه اصول تقسيم بشود بين كميسيونها؟ كساني كه موافق هستند كه همه اصول در همه كميسيونها مطرح بشود، بلند شوند.
(اكثر برخاستند) تصويب شد.
حالا كساني كه موافق هستند سه نفر كارشناس بصير بعنوان رابط كميسيونها با رأي مجلس انتخاب شوند، بلند شوند (اكثر برخاستند) تصويب شد.
حالا رأي ميگيريم به آن سه روزي كه در ماده بيست ودوم ذكر شده است كه بلافاصله بعد از پايان كار جلسات عمومي براي جلسات ديگري كه احياناً در اين جلسات بتوانند اصولي را كه لازم الاصلاح ميدانند، اصلاح كنند، نمايندگاني كه موافقند آن سه روز لازم است بلند شوند.
(اكثر برخاستند) تصويب شد.

4ـ پايان جلسه رئيس (منتظري) ـ موضوع ديگر مربوط به مادة هفتم است كه ببينيم اخذ تصميم در اصول قانون اساسي با چند رأي معتبر است.
كه اين مطلب را چون وقت تمام است، به ساعت پنج بعدازظهر موكول ميكنيم.
(جلسه ساعت سيزده ختم شد.)
رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ حسينعلي منتظري

منبع:شورای نگهبان
ادامه دارد
یزدفردا

+ نوشته شده توسط روشن ضمیر در یکشنبه دوم خرداد 1389 و ساعت 11:59 |
صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

یزدفردا :علی آبادی :جهت اطلاع رسانی به فردائیان و ثبت در تاریخ در این سلسله مطالب ، مشروح مذاکرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و تدوین قانون اساسی آورده می شود.

توجه: تمام نوشته های مندرج در این بخش، از سایت شورای نگهبان بازانتشار می شود. آوردن این جلسات در سایت یزدفردا به خاطر دسترسی مستقیم پژوهشگران و فردائیان به متن این جلسات در این سایت است.

یزدفردا

جلسه چهارم بيست و نهم مرداد ماه 1358 هجري شمسي


جلسه در ساعت هفده روز بيست و نهم مرداد ماه 1358 هجري شمسي برابر با بيست و ششم رمضان المبارك 1399 هجري قمري به رياست آقاي دكتر سيدمحمد حسيني بهشتي (نايب رئيس) تشكيل شد.)

فهرست مطالب

1ـ اعلام رسميت جلسه

2ـ ادامه بحث در كليات پيش نويس قانون اساسي

3ـ پايان جلسه
دبيرخانه مجلس بررسي نهائي قانون اساسي
[--------------------------------------------------------------------------------------]


1ـ اعلام رسميت جلسه
نايب رئيس (بهشتي) ـ
بسم الله الرحمن الرحيم جلسه به حد نصاب رسيده است و چون 5 نفر از حاضران در كميسيون هستند و با احتساب آنها الان 51 نفر حاضر داريم كار را آغاز ميكنيم.

اين خبري را هم كه خبرگزاري پارس صبح امروز داده است كه جلسه با 45 نفر كار خود را آغاز كرده است لازم است با اين توضيح همراه باشد كه چون در همان موقع چهانفر از اعضاي كميسيون هم مشغول كار بودند حد نصاب را براي تشكيل جلسه كافي دانستيم.

يعني باز با 49 نفر كه اكثريت دو سوم است، جلسه را آغاز كرديم.

دستور جلسه ما ادامه توضيحات و بحثهاي كلي است كه دوستان در زمينه قانون اساسي داشتهاند.

تذكري كه يكي از دوستان صبح ميدادند، اين بود كه برخي از بحثهائي كه ايراد ميشود ميبينيم به مقدار زيادي تكراري است، چه از نظر محتوا و چه از نظر اصل موضوع.

بنابراين خوبست هر كدام از دوستان كه مطلبش تكرار مطلب قبلي است، لااقل نطقش را فشرده كند و بگويد منهم در اين زمينه، هم رأي ناطق قبلي هستم و آن را تأييد ميكنم و اگر مطلب تازهاي دارند بفرمايند كه هم جلسه خسته كننده نباشد و هم با نتايج بيشتري همراه باشد.


2ـ ادامه بحث در كليات پيشنويس قانون اساسي نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي فاتحي بفرماييد.

فاتحي ـ بسمه تعالي.

موضوع بنظرم آنقدر مهم است كه بدون مقدمه وارد ذي المقدمه ميشوم.

برنامه سخنراني قبل از دستور مجلس خبرگان اينست كه در كليات قانون اساسي صحبت شود و آنچه من احساس ميكنم و در پيشنويس قانون اساسي به طور صريح و قاطع بيان نشده، موضوع تامين رفاه براي عموم مردم مستضعف، از كارگر بيكار و كشاورز و معلولين و زنان و كودكان و ارائه طريق اداره زندگي به آنان ميباشد و تامين نيازمنديهاي مستضعفين كه بعهدة دولت اسلامي است.

مردم چرا به جمهوري اسلامي رأي دادند؟ براي اينكه تمام كمبودهاي مادي و معنوي خود را در اجراي قوانين مترقي اسلام ميدانستند و ما خود ماينده اين جمعيت مستضعفين هستيم كه با نثار خون بذل جان، كفر و طاغوت را ريشه كن كرده و اجراي كل برنامه اسلام را خواستار بودند.

هنوز در روزهاي شروع به بررسي نهائي قانون اساسي اسلامي ميباشيم، هنوز دير نشده،در چهارچوب قوانين اسلام به فكر دردها و كمبودها و نيازهاي گروههاي مختلف باشيم و از اين معني غفلت نكنيم كه شياطين در كمين نشستهاند، تا مردم ما را اغفال نمايند.

شما بايد با فكري آزاد، خود را در چهارچوب اين پيشنويسها قرار ندهيد و با يك ديد روشنگر اسلامي نگاهي به جامعه خود بنمائيد و با تدوين يك قانون اساسي كه متضمن حفظ حقوِ تمام اقشار ملت ما باشد، از طبقه رنجبر و دهقان و كشاورز خالصانه براي خدا دفاع كنيد و در اين راه قدم مثبتي برداريد.

ما بايد عظمت اين مجلس بعد از انقلاب را درك بنمائيم، 35 ميليون جمعيت رنجديده و ستم كشيده ما منتظرند ببينند شما از طريق اسلامي چه علاجي براي دردهاي اجتماعي ارائه ميدهيد.

فقر، بيعدالتي، گرفتاري، بيكاري و تجمع ثروت در دست عدهاي از راه نامشروع وضع جامعه ما است و خلاصه حقوِ از دست رفته ملت را به آنان بدهيد.

شما نمايندگان طبقات گوناگون مردم هستيد و سخنگوي خواستهاي جميع گروهها ميباشيد و نظر ملت هم اينست.

شما تمام نيازمديها و خواستهاي آنان را كه با اسلام منطبق و سازگار است در تدوين پيش نويس قانون اساسي در نظر بگيريد.

همينطور كه امام به گروههاي چپگرا فرمودند رو به اسلام بياوريد، اگر انشاء الله وقتي كه محتواي جمهوري اسلامي در كشور پياده شود، رفاه عمومي، و تأمين نيازمنديهاي جامعه توحيدي را عملي خواهند نمود و آنچه سازش ندارد، تذكر دهيد.

تنها به اين فكر نباشيم كه به جدال الفاظ بپردازيم، بلكه بايد دست به تغيير بنيادها بزنيم در غير اين صورت انقلاب شگفتانگيز و عظيم ما بتكامل نميرسد.

بايد فكر دست زدن به يك انقلاب همه جانبه در همه شئون مملكت در چهارچوب قوانين مترقي اسلامي باشيم.

اين هم ميسر نميشود، مگر يك قانون اساسي جامع الاطرافي كه سازگار با انقلاب همه جانبه ما باشد، تدوين كنيم.

اسلام اين اختيار را به حاكم عادل داده كه طبق نيازمنديهاي جامعه دست به يك سلسله تغييرات بنيادي در همة نهادهاي اجتماعي بزند.

گاهگاهي ممكن است به اقتضاي زمان مصالح جامع انساني اسلام مقدم بر مصلحت شخصي قرار بگيرد.

البته يك قسمت از قوانين و برنامههاي اسلام ثابت بوده و قابل تغيير نميباشد و تا روز قيامت باقي خواهد ماند.

«حلال محمد حلال الي يوم القيمه و حرامه حرام الي يوم القيه».

درباره رئيس جمهور كه برادران من تذكراتي دادند براي تعيين رئيس جمهور از دو طريق يا دو كانال ميتوان وارد شد.

يكي ازنظر شورا كه در اسلام ميفرمايد «وامرهم شوري بينهم»، «وشاورهم في الامر».

در تعيين رئيس جمهور مشورت نمائيد كه از طريق برگزاري انتخابات عمومي تعيين ميگردد و اين اشكالي ظاهراً نداشته باشد، زيرا مردم مسلمان شخصي را انتخاب ميكنند كه مسلمان باشد و برنامه اسلام را پياده كند.

فقها و مجتهدين و اهل خبره واقعاً نمونه در اين مجلس و گرد هم آئي هستند و راه ديگر از لحاظ ولايت فقيه است كه از طرف حضرت بقية الله الاعظم امام زمان (عج)، در زمان غيبت، افراديكه واجد شرايط اجتهاد گرديدند يعني مجتهدين جامع الشرايط اختيار دارند نظام اجتماعي و حكومت اسلامي را رهبري و ارشاد نمايند و قواي اجرائي را بدست گرفته برنامه مترقي اسلامي را در جامعه تحقق بخشند و در اين انقلاب رهبري پيامبر گونه امام خميني را مردم با راهپيمائي بينظير تاريخي هشت ميليوني خود تأييد، و تبعيت و اطاعت خويش را از معظم له ابراز نمودند.

پس رهبر ا از دو طريق به ثبوت ميرسد.

يكي اينكه قاطبه ملت ايران با شركت در رفراندوم دوازدهم و سيزدهم فروردين بفرمان رهبر خود پاسخ مثبت داده و با 98 درصد رأي مثبت رهبري امام را تصديق و تاييد نمودند و همبستگي خود را با ايشان اعلام داشتند و از جهتي از فقاهت و مرجعيت بينظير و فتوا و ارشاد امام در كشورهاي اسلامي فرمانبرداري مينمايند.

پس بعقيده ما رهبر و رئيس جمهور تام الاختيار ما امام است.

و امامت امام، اساس وحدت ما را شكل ميبخشد.

اما در دورههاي بعد از طريق شورا و انتخابات با تأييد فقهاء هر زمان ميتوان حكومت رئيس جمهور را، تثبيت نمود و بر ما است كه اين رسالت تاريخي خود را فراموش ننموده و هر مقدار از اين پيشنويسهاي قانون اساسي كه مردمي و بنفع طبقه مستضعف است و در بهبود وضع آنان تأثير بنيادي دارد و با فرمان رهبرمان و مباني اسلامي تعارض و تباين نداشته و از طرف گروهها و جمعيتها پيشنهاد شده است، با بررسي همه جانبه بتصويب برسانيم.

كاري كنيم كه نسلهاي آينده، ما را نفرين ننمايند وضامن ترقي و تعالي كشورمان بگردد و نمونه و الگوي قانوني اساس جمهوري اسلامي در ساير كشورهاي مسلمان بوده باشد از جمله پيشنهادهائيكه من دارم اينست كه، فاصله بين دانشگاههاي كشورمان برداشته شود و علوم قديمه و جديده در دانشگاه تهران و دانشگاه فيضيه تدريس گردد.

خلاصه اين دو دانشگاه با هم ادغام و تفاهم كامل بين دانشجويان حاصل، و كلمه قديمه و جديده كه ايجاد اختلاف ميكند هم بكار برده نشود و اين موضوع نتايج درخشان بيشتري دارد و در شناخت و آگاهي دانشجويان اثر مثبت و قاطع خواهد داشت.

بحمدالله اين محفلي كه مشاهده ميشود كه در ابتدا هم به عرض رساندم حقيقتاً مجلس خبرگان است و افرادي كه برگزيده شدهاند، مجتهدين و اساتيد و افرادي هستند كه به تمام معنا شايستگي دارند.

در اين شرايط حساس، همانطوري كه بحمدالله ما از يك رهبري قاطع و با ايمان كامل برخورداريم و با اتحاد، اين انقلاب ما به ثمر رسيده و دولت ما هم اسلامي است ودر اين شرايط حساس به وظيفه اسلامي خود كاملا واقف است و حتي خودش اهل نظر است، و افراد مجلس هم بحمدالله به تمام معنا خبره و آگاه به مسائل روز هستند و لذا اين هشداري است كه من بخودم ميدهم.

ان شاء الله همانطور كه تذكر داده شد سعي و كوشش بيشتر بكار ببريم و فكر ميكنيم واجب و لازم باشد و الان كه اين وظيفه سنگين و واقعاً پر مسئوليت را كه در مقابل نسل حاضر و در مقابل نسل آينده داريم، اميدواريم بتوانيم يك قانون اساس كه متضمن رفاه اجتماعي و اسلامي همة ملتهاي مسلمان باشد تنظيم كنيم و آنچنان اين قانون اساسي واقعاً اساسي باشد كه ديگر مورد خدشه و خردهگيري هيچيك از گروهها واقع نشود و تمام ملل دنيا هم چشم براه هستند كه ببينند ما چكار ميكنيم.

البته ما سعي ميكنيم در عين اينكه سر موئي از برنامههاي اسلام تخطي و تخلف نكنيم، تمام كوشش و مساعي خود را بكار ببريم تا با مطالعه دقيق تمام جوانب، هر چه بهتر در راه تأمين و رفاه عمومي مردم، اين اصول را بنويسيم كه الان نياز مبرمي به آن دارند و بسيار بسيار در اين مورد سفارش شده.

با كمال معذرت از اساتيد محترم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ صورت جلسه ديروز صبح آماده و تكثير و توزيع شده است، هر يك از دوستان سخن خودشان را ملاحظه كنند كه اگر تصحيحي دارد تصحيح گردد.

از قراري كه اطلاع دادهاند و من هنوز نديدهام، روزنامة اطلاعات و كيهان در مورد انتخاب هيأت رئيسه نوشتهاند كه من به عنوان رياست مجلس انتخاب شدهام اين خبر بايد تصحيح بشود، آيت الله منتظري به رياست مجلس خبرگان انتخاب شدهاند و بنده بعنوان نايب رئيس انتخاب شدهام وايشان كنار نرفتهاند و كما كان در سمت خودشان هستند وعملا تا زمانيكه خودشان نخواهند جلسه را اداره كنند، من جلسه را اداره ميكنم.

آقاي قرشي بفرمائيد.

قرشي ـ بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و اله الطاهرين.

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

ان الحكم الا الله.

خدا را شكر كه از در و ديوار مجلس بجاي كلمة خدايگان، نغمه دلنشين كلمة الله ميبارد خدا را شكر با چهرههائي مواجه هستيم كه در راه برقراري حكومت اسلامي زجرها ديده و شكنجهها كشيده و تبعيدها و زندانها ديدهاند.

ديروز براي برقراري حكومت اسلامي متحمل آن همه مشقات شده و امروز ميخواهند قانوني براي ملت ايران تصويب بكنند كه از همين حالا تا ظهور حضرت ولي الله الاعظم صلوة الله و سلامه عليه وعلي آبائه، مدار عمل اين ملت باشد.

افراد ملت ما عبارتند از مسلمانها، يهوديها، زردشتيها و گروههاي غير مذهبي كه نميشود به آنها اقليت گفت بلكه گروهها و فرقههائي هستند كه از افراد اين ملتند.

دقت در آيات قرآن ميرساند كه اين گروههاي غير مذهبي، با شرايطي محترم هستند و در اين مملكت حق حيات دارند.

خداوند در سوره توبه درباره مشركان به پيامبر اسلام ميفرمايد: «وان جنحوا اللسلم فاجنح لها و توكل علي الله».

اگر اين مشركان و بت پرستان حاضر به زندگي مسالمتآميز شدند تو هم اين پيشنهاد را از آنها بپذير و بر خدا توكل كن و اعتماد كن.

در سوره نساء آيه 90 ذيل همين آيه ميفرمايد: «فان اعتزلو كم فلم يقاتلو كم والقوااليكم السلم فما جعل الله لكم عليهم سبيلا».

اگر اين مشركان از شما كنار كشيدند و با شما نجنگيدند و پيشنهاد زندگي مسالمتآميز دادند در اين صورت خداوند راهي براي شما بر تعرض بآنها نگذاشته است.

در سوره ممتحنه همانطور كه جناب آقاي كرمي قبل از ظهر اشاره فرمودند، خداوند ميفرمايد: «لاينهيم الله عن الذين لم يقاتلو كم في الدين و لم يخرجوكم من دياركم ان تبروهم و تقسطوا اليهم ان الله يحب المقسطين».

در اين آيه هم ميفرمايد: اشخاصي كه مشرك هستند و در دين اسلام نيستند به شرطي كه با شما نجنگند و شما را از ديارتان بيرون نكنند، خداوند مانع آن نيست كه شما با آنها نيكي كنيد و با آنها به عدالت رفتار كنيد، و از طرف ديگر بنابر اصل «لااكراه في الدين» نميشود دين و عقيده را بر كسي تحميل كرد لذا بنده اينطور احساس ميكنم در قانون اساسي يك مادهاي باشد به اين مضمون «گروههاي غير مذهبي بشرط عدم توطئه بر عليهاسلام و مسلمين و به شرط پيروي از حكومت اسلامي و به شرط دادن ماليات محترمند و حق حيات دارند».

مساله ديگر درباره وزارت امر به معروف و نهي از منكر است.

از آيات قرآن و اعمال مسلمانان گذشته اينطور به نظر ميآيد كه در اسلام ما دو گونه امر به معروف داريم، يك امر به معروف عمومي و خواهش و تقاضائي و به طور ارشاد كه در اينجا مساله فقط اينست كه از طرف خواهش بكنيم و ارشاد و نصيحت بكنيم و به حكم آيه «والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر» و روايت نبوي كه ميفرمايد: «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته» در همين مضمون است در اينجا آنطور كه من احساس ميكنم آنچه كه در روايات فرموده: اول ارشاد و بعد سختگيري آنوقت زدن و سپس زخمي كردن را نميتوانيم عملي كنيم زيرا اگر اين مسأله مربوط به عموم امر به معروف كنندگان باشد، معلوم است كه وضع جامعه بهم ميخورد كه هر كس هر كسي را در هر محلي ديد بزند و بگويد فكر ميكنم ارشاد شدني نيست و يكي امر به معروف بموجب آيه «ولتكن منكم امة يدعون الي الخير و يأمورن بالمعروف و ينهون عن المنكر».

اينها هم گروهي باشند مسئول و متعهد و معين شده از طرف دولت كه با يك مسئوليتهاي بخصوص و وظايف معين شده كارهاي اجتماع را زير نظر بگيرند و نظارت داشته باشند و ببينند در ادارات و غير آن مردم احكام اسلامي را چه مقدار پياده ميكنند.

بنده اينطور به نظرم ميآيد در قانون اساسي راجع به تشكيل وزارت امر بمعروف و نهي از منكر يك مادهاي حتما گنجانده شود.

مسأله ديگر مساله ولايت فقيه است، همانطور كه جناب آقاي رباني املشي مفصل مطرح فرمودند منتها بنده يك حاشيهاي هم به اين ميزنم و آن اين است كه بعقيده ما مسلمانان حكومت مال خداست «ان الحكم الالله» دستور و حكومت و سرپرستي و ولايت همه از آن خدا است، اين ولايت از خدا به پيامبر و از پيامبر به امامان از امامان به فقها تفويض ميشود.

در روايت وسايل در جواب اسحق بن يعقوب بدست مرحوم محمد بن عثمان كه از ناحيه مقدسه وارد شده امام زمان سلام الله عليه ميفرمايد «اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فانهم عليكم وانا حجة الله» در اينجا مساله غسل و تيم و تسبيحات اربعه و امثال اينها را نميفرمايد، ميفرمايد «اما الحوادث الواقعه» جريانهائي كه مرتب در روزگار پيش ميآيد و خواهد آمد، روي اين حساب ما هر قدر در قانون اساسي دقت كنيم نميتوانيم تمام مراحل زندگي را نسبت به آينده در اين قانون بگنجانيم لذا مسأله ولايت و سرپرستي فقيه ضروري است و از طرف ديگر ولايت فقيه دستورات حكومت را به صورت دستورات الله در ميآورد.

خيلي عذر ميخواهم بنده يك پسري دارم 17 ساله كه خيلي خوب رانندگي بلد است ولي گواهينامه ندارد گفتم اين ماشين را هدايت كن و مرا از اين محل به آن محل ببر گفت قوانين فعلي را به اينصورت تنفيذ فرموده آيا الان خلاف شرع نيست، من پشت فرمان بنشينم و شما را به محلي ببرم؟ واقعاً اگر ما مساله ولايت فقيه را در قانون بگنجانيم و هميشه ولايت و سرپرستي فقيه مدنظرمان باشد آنوقت قوانين ودستورات حكومت اسلامي بصورت دستورات الله در خواهد آمد، و دستورات واجب الاطاعة خواهد بود وملت را به صورتي تربيت بكنيم كه دستورات حكومت واجب الاطاعه باشد.

در اينصورت خدمتي به مردم و به اسلام كردهايم كه فكر ميكنم بالاترين خدمتها باشد درعرض اين دو دقيقه كه وقت دارم بنده هم مثل جناب آقاي كياوش پيشنهاد ميكنم اين پيش نويسي كه مجاهدين انقلاب اسلامي چاپ كردهاند، مدار و معيار گفتگوي ما در اين مجلس باشد.

مساله ديگر بطور خلاصه اينست كه در روزنامه ديدم كه قرار است كميسيونهائي تشكيل شود و هر كميسيون يك قسمت از قانون اساسي را با دقت مطالعه كنند.

بنده در اين مساله اين اشكال را ميبينم كه همة آقايان به بررسي همة مواد قانون نخواهند رسيد من احساس ميكنم راه صحيح اينست كه اين كميسيونها نباشد و هر روز تعدادي از مواد قانون مثلا روزي 5 تا 10 اصل معين بشود و آقايان تشريف ببرند شب دربارة آن مطالعه بكند و فرداي آن روز آن اصول به شور گذاشته شود.

والسلام و علكيم و رحمة الله و بركاته.

نايب رئيس (بهشتي) ـ در سخنان دوستان پيشنهادهائي مربوط به آئين نامه داخلي هست كه بعد از طرح آئيننامه مطرح خواهد شد ولي خواهش ميكنم پيشنهادهائي را كه مربوط به اصول قانون اساسي است، كتباً مرقوم بفرمائيد وبدهيد كه آنها در اختيار گروه تنظيم كننده اين پيشنهادها گذارده بشود و براي آينده در دسترس خودتان باشد چون الان هر چيزي كه بفرمائيد دقيقا در حافظهها نميماند و بيشتر دوستان پيشنهادهائي داشتند كه انتظار ميرود تا امشب اينها را كتباً لطف كنند تا به گروه تنظيم كننده فرستاده شود.

آقاي دكتر آيت بفرمائيد.

دكتر آيت ـ بسم الله الرحمن الرحيم.

در مورد قانون اساسي بحث زياد است كه البته فرصت هم هست كه در آينده بحث شود در اينجا من چند مورد را كه به نظرم خيلي مهم ميآيد و در قانون اساسي نيست يا ناقص هست عنوان ميكنم و از نمايندگان محترم تقاضا كردم اينها را مدنظر قرار دهند.

بخصوص آنكه نمنيخواهم مسائل جنبه شعاري داشته باشد، چون آنچه كه مطرح ميشود يك قسمتاش جنبه ايدهالي و شعاري دارد كه ميتواند در مقدمه قانون اساسي باشد، اما آنچه كه در قانون اساسي بصورت اصل ميآيد قطعاً بايد راه عملي اجرايش هم در نظر گرفته شود.

انقلاب ايران بدون ترديد لااقل دومين حادثه بزرگ جهان است بعد از ظهور اسلام.

در عرض اين 1400 سال، تلاشي به منظور پياده كردن واقعي اسلام نشده البته تلاش شده ولي امكانش پيش نيامده.

اولين مسألهاي كه به نظرم ميرسد جنبه جهاني بودن قانون اساسي است كه در قانون اساسي بايد اصل يا اصولي به اين مساله اختصاص داده شود ـ بخصوص درباره وحدت مسلمين ـ اصلي كه دولتها مكلف باشند در زمينه مسلمين كار انجام بدهند و حتي وزارتخانهاي براي وحدت مسلمين تاسيس بشود، مسلماناني كه از اقيانوس اطلس تا اقيانوس كبير سرزمين وسيعي را با منابع و ذخائر فراوان در دست دارند و مجهز به ايدئولوژي اسلامي هستند كه ميتواند جاذبه شديدي براي تمام ملل جهان داشته باشد و حتي اگر لازم باشد سازمان جهاني مسلمين شبيه سازمان ملل متحد درست كنيم كه من اسم سازمان ملل را گذاشتهام دول نامتحد.

براي اينكه ملل نيستند دول هستند و متحد هم نيستند ولي انشاء الله ما بتوانيم يك سازمان مسليمن جهاني تشكيل بدهيم.

موضوع ديگري كه به همين مساله مربوط ميشود، مساله حمايت دولت جمهوري اسلامي ايران از انقلابات بحق جهاني بخصوص انقلابات اسلامي است.

مطابق روايات و سنت پيامبر كمك به مسلمين و حتي غير مسلمين واجب است.

وقتيكه گفته ميشود اگر فردي طلب كمك كرد و كسي به او كمك نكرد مسلمان نيست، بديهي است وقتي مللي كمك خواستند، اين وظيفه دولت اسلامي و ساير مسلمين است كه به آنها كمك كنند.

الان وظيفه مردم مسلمان ايران و دولت اسلامي ايران و ساير مسلمين است كه به آنها كمك كنند.

الان وظيفه مرم مسلمان ايران و دولت اسلامي ايران است كه به افغانستان و فلسطين و جاهائي شبيه اينها كمك كند و اين صريحاً بايد در قانون اساسي بيايد كه ضمانت اجرا هم داشته باشد، كه اگر دولتي تخلف كرد، بشود او را استيضاح كرد واز كار بر كنار كرد و از او باز خواست نمود.

يعني كار جنبه شعاري نداشته باشد بلكه جنبه قانوني آنرا هم در قانون اساسي در نظر داشته باشيد.

نكته ديگر در خصوص كساني است كه به رياست جمهور يا نمايندگي مجلس يا مشاغل مهم ديگر انتخاب ميشوند.

البته اين را تذكر بدهم كه در يكي از سخنرانيهايم گفته بودم آنچه مهم است اينست كه رئيس جمهور مسلمان الاصل بودن در درجه دوم است.

اين مطلب را جرايد معلوم الحال تحريف كرده بودند و گفته بودند كه فلاني گفته است رئيس جمهور نبايد ايراني الاصل باشد در حاليكه بنده نگفته بودن نبايد ايراني الاصل باشد، ايراني الاصل باشد بلكه گفته بودم مهم مسلمان الاصل بودن است و راه بازگذاشتن براي اينكه ساير كشورها هم بتوانند به جمهوري اسلامي بپيوندند اگر قرار باشد در ايران بنويسيم ايراني الاصل و در عراِ هم بنويسيم عراقي الاصل، اين اتحاد هيچوقت انجام نخواهد شد.

مطابق پيشنويس قانون اساسي اگر علي ابن ابيطالب(ع) زنده بود، نميتوانست رئيس جمهور ايران بشود چون نه ايراني الاصل است و نه تبعه ايران ولي شاه سابق چرا، زيرا هم ايراني است و هم ظاهراً مسلمان شناسنامهاي و ساير خصوصيات را دارد.

مساله ديگر در مورد رئيس جمهوري و نمايندگان مجلس و حتي صاحبان امتياز جرايد است كه من پيشنهاد ميكنم در قانون اساسي گنجانده بشود، هيچيك از كسانيكه لااقل در اين دوران 25 ساله از مرداد 1332 تا بهمن 1357 وزير بودند يا نماينده بودند يا عضو حزب رستاخيز بودند و فعاليت داشتند و خودشان عضويت حزب رستاخيز را پذيرفته بودند، اينها حق نداشته باشند به مقامات حساسي از قبيل وزارت و نمايندگي مجلس وانتشار روزنامه بپردازند.

اگر از اول انقلاب اين مسأله عملي شده بود الان ما با اشخاصي كه اين مجلات معلوم الحال را منتشر ميكنند و يك موقعي ستايشگر ديكتاتوري بودهاند، روبرو نبوديم.

نظام اقتصادي اسلام مسأله مهم ديگري است.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي آيت دو دقيقه ديگر وقت داريد.

دكتر آيت ـ با توجه به وقت كمي كه هست پيشنهاد ميكنم اين اصل كه يك اصل اسلامي است در قانون اساسي گنجانده شود.

دولت اسلامي موظف به تأمين مخارج كساني است كه از عهده مخارجشان بر نميآيند.

اين يك اصل اسلامي است كه باعث ميشود از نياز مردم استفاده نشود كه آنها را استثمار كنند.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي فارسي بفرمائيد.

جلال الدين فارسي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.

اميرالمومنين عليه السلام ميفرمايد، ايها الناس انه من استنصح الله وفق و من اتخذ قوله دليلا هدي للتي هم اقوم، فان جار الله امن وعدوه خائف.


1ـ در پيش نويس منتشر شده در فصل اول، اصل
1ـ نوع حكومت ايران مشخص شده است: «نوع حكومت ايران جمهوري اسلامي است»...

حال آنكه بايد در اولين اصل قانون اساسي نوع «دولت» تعريف ومشخص گردد، به اين دليل كه حكومت فرع بر «دولت» و يكي از عناصر تشكيل دهنده آن است.


2ـ در هيچ مادهاي از پيش نويس نوع «دولت» ايران مشخص نگشته است، حال آنكه اولاً: در اصول حقوِ عمومي، آن رشته از علم حقوِ كه موضوعش قانون اساسي و حقوِ اساسي است دو مفهوم عمده وجود دارد كه محور همه مباحث به شمار ميآيد و مفهوم اولي آن «دولت» و دومي «حكومت» است.

پروفسور رايسمن ميگويد: حقوِ اساسي سه موضوع دارد:
1ـ تعيين شكل دولت.


2ـ شكل حكومت.


3ـ حدود حقوِ دولت.

ثانيا در برخي از قوانين اساسي نوع دولت تعريف شده است، چنانكه در دولت مكتبي شوروي به اين ضرورت توجه شده و مادة اول قانون اساسي مورخ 5 دسامبر 1936 شوروي ماهيت آن دولت را مشخص نموده است و تصريح دارد كه «اتحاد جماهير شوروي دولت زحمتكشان است».


3ـ در دو اصل 5 و 6 «جمهوري اسلامي ايران» به معني دولت ونه حكومت به كار رفته است.

ميگويد: «در جمهوري اسلامي ايران همه اقوام از قبيل...

از حقوِ كاملا مساوي برخوردارند» و «در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال از يكديگر تفكيك ناپذيرند» بنابراين قبل از اين دو ماده بايد خود جمهوري اسلامي ايران به عنوان «دولت» مشخص گردد.


4ـ براي مشخص كردن دولت جمهوري اسلامي ايران ناگزيريم دو عنصر ملت ايران و وطن ايران را تعريف كنيم و اين كاري است كه نشده است.

ضرورت تعريف اين دو عنصر به اين دليل است كه علماي حقوِ اساسي و علماي حقوِ بينالملل در تعريف دولت گفتهاند كه «يك سازمان سياسي است كه به وسيله جمعيتي به وجود آمده و قلمرو معيني داشته باشد» به عقيده لوفور دولت عبارت از «گروه انسان مستقر در سرزمين معيني است كه از يك قدرت عمومي كه مأمور حفظ منافع عمومي و تابع اصول حقوِ است اطاعت كنند.

» ژرژ سل در تعريف دولت مينويسد: «نظريه كلاسيك حقوِ بين الملل، دولت را به عنوان يك ماهيت حقوقي و سياسي متشكل از سه عامل: اجتماع ملي، قلمرو دولتي، و تشكيلات حكومتي تعريف ميكند» بنابراين نخستين اصول قانون اساسي بايد چنين باشد: اصل
1ـ دولت جمهوري اسلامي ايران «دولت مؤمنان» است.

اصل
2ـ ملت مسلمان ايران واحدي تجزيهناپذير است به حكم آية كريمة: «ان هذه امتكم امة واحدة وانا ربكم فاعبدون» جزئي از امت واحد اسلامي است.

اصل
3ـ مؤمنان در سراسر جهان اعضاي امت واحد و داراي دين، معبود، كتاب آسماني، پيامبر و وطن واحد و حقوِ متساوي و وظائف مشتركند.

اصل
4ـ سرزمين ايران واحدي تجزيهناپذير است و جزئي لاينفك از وطن است ما يا «دارالاسلام» است.

اصل 5 ـ (اصل 1 پيش نويس) نوع حكومت ايران «جمهوري اسلامي» است كه ملت ايران در پي انقلاب اسلامي پيروزمندش در همه پرسي دهم و يازدهم فروردين سال يكهزار و سيصد و پنجاه و هشت هجري شمسي با اكثريت 2/98% به آن رأي مثبت داده است.


5ـ در اصل دوم پيش نويس براي نظام جمهوري اسلامي يك پايه تعيين شده است كه «فرهنگ اصيل و پويا و انقلابي اسلام» است و يك اتكاء كه «ارزش و كرامت انسان و...

» است.

چون نميتوان احتمال داد كه اين اتكاء چيزي جز همان پايه باشد بهتر است عبارت بدين شكل اصلاح شود و اصل 6 باشد: اصل
6ـ نظام جمهوري اسلامي نظامي است توحيدي بر پايه فرهنگ اصيل و پويا وانقلابي اسلام كه بر ارزش و كرامت انسان، مسئووليت او درباره خويش و همنوعانش، نقش بنيادي تقوا در رشد او، نفي هر گونه تبعيض و سلطه جوئي فرهنگي و سياسي و اقتصادي و ضرورت استفاده از دستاوردهاي سودمند علوم و فنون بشري در جهت التزام كامل به همه تعاليم الهي اسلام تكيه دارد.

در همين اصل يكبار از دين اسلام با واژه «فرهنگ» اسلام ياد ميشود و در آخر سخن از «ضرورت استفاده از...

فرهنگ بشري» ميرود، و اين خطائي فاحش است زيرا آنچه به حكم عقل و اسلام بايد مورد استفاده قرار گيرد علوم و فنون و تجارب بشر است، كافر باشند يا مسلمان، اما آنچه دين خوانده ميشود و شامل معتقدات و جهان بيني و بينش تاريخي و روابط و نظامات و احكام و قوانين است و اسلام بهترينش را آورده است، در «فرهنگهاي بشري» نوع بايسته و مطلوبش را نميتوان يافت مگر آنچه از فرهنگ اديان آسماني به آنها راه يافته باشد كه در اينصورت بهتر است از منبع اصلي و پاك اقتباس كرد، نه از مكاتب و مآخذ آلوده.


6ـ اصل 3 پيش نويس، مبناي حكومت اسلامي را معين مينمايد.

آراء عمومي مبناي حكومت است و بر طبق دستور قرآن كه «وشاورهم في الامر» و «امر هم شوري بينهم» امور كشور بايد از طريق شوراهاي منتخب مردم در حدود صلاحيت آنان و به ترتيبي كه در اين قانون و قوانين ناشي از آن مشخص ميشود، حل و فصل گردد.

اين اصل كه كيفيت «حكومت» را مقرر ميدارد، با اصول 15 تا 19 كه مجموعاً فصل سوم پيشنويس را تشكيل ميدهند در ارتباط مستقيم است.

مجموعه اين اصول اولا با اصول مسلم و ثابت اسلامي ناسازگارند و ثانيا با همديگر نميخوانند، به اين دلائل: هرگاه حق حاكميت ملي كه در اصل 15 از آن ياد و متعلق به همه مردم خوانده ميشود با «حكومت» كه در اصل 3 آمده است، يكي باشد يا «حكومت» عبارت از كاري باشد كه در نتيجه اعمال «حق حاكميت ملي» بظهور ميرسد اصل 3 باصول 15 تا 19 پيش نويس ناسازگار خواهد بود، زيرا بر حسب اصل 3 مبناي حكومت، آراء عومي است كه از طريق مشاوره عموم مردم انجام ميگيرد، حال آنكه كارهاي حكومتي يا اعمال قواي سه گانه مقننه و مجريه و قضائيه از طريق مشاوره عموم مردم و آراء عمومي انجام نميگيرد و مخصوصا كار حكومتي قضا چنين نيست و چنانكه اصل 18 ميگويد «به وسيله دادگاههاي دادگستري است» و اعمال قوه مجريه مطابق اصل 19 «از طريق رئيس جمهور و هيأت وزيران است» نه از طريق مشاوره عموم مردم و آراء عموم و چنانكه اصل 17 همان پيش نويس صراحت دارد فقط گاهي ممكن است اعمال قوه مقنه در امور مهم كه به سرنوشت كشور و مسائل بسيار مهم اقتصادي، سياسي و اجتماعي مربوط باشد از راه همه پرسي و مراجعه مستقيم و به آراء مردم صورت گيرد.

از طرفي در اصل 15 «حق حاكميت ملي از آن همه مردم است و...

هيچ فرد يا گروهي نميتواند اين حق الهي همگاني را به خود اختصاص دهد» و در اصل 18 بخشي از همين حق حاكميت ملي به دادگاههاي دادگستري اختصاص مييابد و در اصل 19 بخش ديگرش به رئيس جمهور و هيأت وزيران.

بخش مقننه اين حق حاكميت ملي از طريق انتخابات توسط مردم مستقيما به مجلس شوراي ملي واگذار ميشود و به طور غير مستقيم دو بخش ديگر يكي به دادگاههاي دادگستري و ديگري به رئيس جمهور و هيأت وزيران.

اما ناسازگاريش با اصول مسلم اسلام در اين است كه حاكميت و سلطه يا قوة قانونگذاري متعلق به آفريدگار است و منحصر به وي، و هر كه ادعاي سلطه قانونگذاري را بنمايد يا آن را اعمال كند، مشرك است.

«ان الحكم الا الله امر الا تعبدوا الا اياه».

بنابراين سلطه يا قوه قانونگذاري يا حاكميتي كه شامل چنين سلطه و حقي باشد از آن مردم و مردم مسلمان نيست تا طي انتخابات يا مشاوره به كسي يا كساني واگذار كنند يا شخصاً به اعمال آن همت گمارند.

در نظام اسلام انسان يا مؤسسه قانونگذار نداريم از آنگونه كه در جامعههاي غير اسلامي هست، بلكه «فقيه» يا قانونشناس داريم.

پس بايد مجلس فقيهان داشته باشيم.

اين فقيهان بيشك تنها قانونشناس نيستند بلكه انسانهائي متقي وعادل و مجاهدند و در ايمان و دينشناسي وتقوا و عدالت و جهاد سرآمد مردمند.

اين مجلس مسلماً انتخابي خواهد بود چنانكه تا كنون نيز هر مسلماني شخصاً و آزادانه فقيه و مرجع خويش را اختيار و انتخاب ميكرد در كنار مجلس فقيهان، مجلسي از متخصصان بايد باشد كه كار برنامهريزي تمام وازرتخانهها و انتخاب مسؤولان عمدة اجرائي و اداري را بعهده دارند.

اين مجلس توسط مردم انتخاب ميشود.

آنچه متعلق به مردم است در حقيقت، حق نيست بلكه وظيفه است.

اين وظيفه يا مسئوليت عبارتست از شركت در برنامهريزي خدمات عمومي و سياست داخلي و خارجي بويژه از طريق انتخابات و انتخاب نمايندگاني كه وكالتاً اين كار و وظيفه را در مجلس برنامهريزي بانجام ميرسانند و از طريق نظارت در كار آنان و كنترل و تصيحح كار آنان و ارشادشان و باز آوردنشان به راه راست اسلام كه راه قسط و داد است.

بديهي است كار سياسي و حكومتي مردم مشروط و مقيد است به قرآن، سنت يا مكتب اسلام كه عقيده و آئين و نظام اجتماعي شريعت (با مجموعه قوانين) مورد قبول و مورد ايمان مردم است از اينرو، براي مشخص كردن نظام حكومتي ايران بايد چنين اصولي در قانون اساسي قرار گيرد: اصل 7 ـ حاكميت و سلطة قانونگذاري ويژه ذات پروردگار متعادل است كه شريعتش را در قرآن و سنت بوديعت نهاده و بيان داشته است.

اصل 8 ـ مبناي حكومت، قرآن و سنت است.

اصل
9ـ قانونشناسي وظيفة فقيهان است كه قوانين را از دو منبع شريعت ـ قرآن و سنت ـ استنباط و در شوراي فقيهان مدون و تصويب ميكنند.

اين مصوبات از مجلس فقيهان به دادگاهها، مجلس برنامه ريزي (يا مجلس شوراي ملي) و مردم ابلاغ و تسليم ميشود.

اصل 3 پيش نويس، بايد اصلاح گردد و بصورت اصل 10 در آيد بدينصورت: اصل 10 ـ آراء عمومي و شورا مبناي برنامهريزي و اجرا و اداره است.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي جزايري بفرمائيد.

موسوي جزايري ـ بسم الله الرحمن الرحيم.

اصل يك كه مبين نظام حكومتي كشور است، اصل مادر است كليه اصول از آنجا سرچشمه ميگيرد و لذا در عرض ساير اصول نبايد قرار گيرد.

اصل اول بايد به خوبي روشن شود زيرا در كيفيت ساير اصول اثر خواهد گذاشت.

لذا به عقيده بنده حتما بايد اصل اول به صورت اصل مادر در معرض تجزيه و تحليل قرار گيرد.

لذا بنده سخنم را به اين قسمت اختصاص ميدهم و نتيجهگيري ميكنم، گفتيم نظام ما جمهوري اسلامي است يعني چه؟ اين جمله مركب است.

از دو كلمه:
1ـ جمهوري،
2ـ اسلامي.

اسلامي ـ يعني كليه قوانين و مقررات آن نظام بايد اسلامي و مأخوذ از اسلام باشد، اعم از اينكه در زمينه اجتماعي باشد يا سياسي يا اقتصادي يا غير ذالك.

توضيحاً يادآور ميشوم كه در اسلام دو دسته قانون وجود دارد.

قوانين خاص مانند حرمت ميگساري، سرقت، ظلم.

قوانين عامه كه در عرف فقها به آنها قواعد فقهيه گفته ميشود.

مانند اصل لاضرر و قاعده نفي سبيل و لزوم خود كفا شدن جامعه اسلامي به حكم آيه...

و مثلهم في الانجيل كزرع اخرج شطئه فازره فاستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب والزراع ليغيظ بهم الكفار وعد الله الذين آمنوا و عملوا الصالحات منهم مغفرة و اجراً عظيماً.

ضوابط و شرائط احكام، همه بايد اسلامي باشد.

در نامه به مالك اشتر مولي اميرالمؤمنين بيان فرموده است خط مشي و نحوه اجراء قوانين نيز بايد مأخوذ از اسلام باشد كه در نامه مالك اشتر و آيات قرآن و روايات اسلامي هم موجود است.

اهداف و آرمانها و ايدآلها، همه بايد از اسلام باشد نه از جوامع غربي و ياشرقي زيرا هر مكتبي ايدهآلي دارد كه سعي ميكند جامعه خود را به سوي آن سوِ دهد.

مثلا كمونيسم ميخواهد به سوي جامعه بيطبقه برود ولو با سلب آزادي و دولت سالاري و بردگي انسانها.

كاپيتاليسم ميخواهد جامعه را به سوي رفاه و آزادي مطلق اقتصادي ببرد و هيچ ضابطه و معياري محدودش نميكند.

كاپيتاليسم منجر به رفاه اقليتي و محروميت اكثريت و نظام ماشين سالاري و پول سالاري واريستو كراسي يعني حكومت اشراف ميشود.

اسلام ايدهآلش به وجود آوردن جامعه خدائي است يعني جامعهاي كه در آن امت متكاملي تشكيل ميشوند كه به سوي خدا و رضاء الله و لقاء الله در حركتند.

الگوها، از نظر فردي شخصيت برجسته رسول الله (ص) و علي عليهالسلام و از نظر اجتماعي دوران حكومتي رسول اكرم(ص) و اميرالمؤمنين عليهالسلام است.

منابع، قرآن كريم، نهج البلاغه، كتب روايت با اعمال اجتهاد مسلميات تواريخ.

عقل و اجماع به شرط آنكه اجماع واجد شرائط حجيت باشد نه آنچنانكه در اصول چيزي بگوئيم و در فقه چيز ديگر.

اين معني كلمه دوم اسلامي.

جمهوري يعني چه؟ جمهوري يعني متعلق به توده مردم.

اگر همهاش پيش ساخته و معين است، پس چگونه مردمي است؟ مردم در اين نظام چه نقشي ميتوانند داشته باشند؟ حاصل جمع دو كلمه چيست؟ بله اين نظام در عين اينكه خدائي است و پيش ساخته اوست، مردمي هم هست، چگونه؟ بااين توضيح كه نظام اسلامي اختيارات ذيل را به مردم داده و به اين ملاك ميتوانيم بگوئيم كه نظام حكومت اسلامي جمهوري است.


1ـ در نظام مقدس اسلام بعد از غيبت صغراي امام زمان عليهالسلام مسئووليت حكومت و تصدي امور مسلمين در انحصار فردي خاص يا خاندان مخصوصي نيست، بنابراين همه افراد ملت در صورتيكه شرائط را در خود جمع كرده باشند و به اولويت رسيده باشند، حق حاكميت را دارند.


2ـ تشخيص اولويت از لحاظ واجديت شرائط اسلامي براي حكومت بااكثريت مردم است، درست است كه خبرگان مستقيماً مسئوول اين كار هستند، ولي آيا خبرگان را چه كسي معين ميكند؟ بالاخره احتياج به اعتماد عمومي و نظر ملت دارد، شياع.


3ـ در نظام اسلامي تمامي مردم ضامن اجراء نظام اسلامي هستند، به حكم كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته.

همه حق دارند بفهمند چه شده و چه ميشود و برنامههاي جاريه كشور چيست و چگونه پياده ميشود.

البته انتقادات بايد به صورت سازنده باشد، نه كوبنده.


4ـ نظام مقدس اسلامي حامي منافع طبقه خاصي نيست، بلكه حامي منافع عموم و توده است با اين توضيحاتي كه درباره نظام منتخب مردم داديم، خيلي از اصول مذكور در پيش نويس قانون اساسي ناقص از آب در آمده و بايد در آنها تجديدنظر كرد و چون مجالي نيست من به مهمترين اصل ميپردازم و آن مساله رياست قوة مجريه است.

پيش نويس موجود ميگويد هر كس كه ايراني و مسلمان باشد ميتواند رئيس جمهور باشد.

آيا اين با اصول اسلام سازگار است؟ آيا خدا زمام حكومت را به دست چنين شخصي داده و اين دو شرط را كافي دانسته؟ هرگز! پس چرا پيش نويس قانون اساسي اينرا مبيني بر نظام جمهوري اسلامي كرده؟ عقيده ما در مورد رهبري با الهام از شكل نظام حاكم.

امام خميني مادام الحيوة رهبر كشور است صلاحيت ايشان از نظر همه مورد تأييد ميباشد، بنابراين بحثي در آن نيست بحثي كه هست در اينست كه بعد از امام تكليف چيست؟ نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي جنابعالي دو دقيقه ديگر وقت داريد.

موسوي جزايري ـ من هم مانند آقاي مراغهاي تقاضا ميكنم اگر آقايان اجازه ميفرمايند وقت بنده كمي تمديد بشود.

نايب رئيس (بهشتي) ـ اگر نفر بعدي يعني آقاي رشيديان وقتشان را به شما بدهند، شما ميتوانيد ادامه بدهيد.

موسوي جزايري ـ آقاي رشيديان اجازه فرمودند.

نايب رئيس (بهشتي) ـ بسيار خوب جنابعالي ميتوانيد ادامه دهيد.

موسوي جزايري ـ از جناب رشيديان تشكر ميكنم.

حدود قلمرو رهبري كدام است؟ شرائط رهبر چيست؟ آيا بهتر است رهبري قائم به فرد باشد يا شورائي؟ حدود قلمرو رهبري: با توجه به اصل ولايت فقيه كه يك اصل اسلامي است، رهبري مملكت بايد نظارت و مراقبت بر قواي سه گانه را به عهده گيرد زيرا تعيين قضات و تصدي امور حسبيه و استنباط احكام از شئون مجتهد است.

معني رهبري و نظارت بر قوة مقننه اين نيست كه تكتك تصميمات قانونگذارها، ولو قوانيني كه شوراهاي ده و شهر و استان تصويب ميكنند از نظر امام بايد بگذرد، معني رهبري اينست كه امام طرح كلي بدهد مثلا حدود روابط سياسي را با ممالك ديگر تشريح كند، روابط و بخشهاي اقتصادي كشور را به طور كلي به مجلس عرضه كند و جزئيات را به عهده آنها بگذارد.

بخشهاي امر به معروف و نظارت بر قوة مجريه و قوة قضائيه از ميان روحانيت متعهد يا سياسيون متدين تشكيل شود و از آنها گزارش بخواهد و همچنين نحوه نظارت، اسلام ميگويد قاضي بايد مجتهد عادل باشد.

شرائط رهبري در نظام حكومت اسلامي:
1ـ اعلميت در فقه سياسي
2ـ اجتهاد در تمام ابواب فقهي.


3ـ شناخهت دقيق سياستهاي خارجي و جناحهاي سياسي داخلي و چگونگي حل مشكلات سياسي و اجتماعي.


4ـ تقوا و عشق به مكتب اسلام.


5ـ عظمت روح و داشتن روح ايثار و فداكاري.

رهبري قائم به فرد باشد يا شورا ـ در پيش گفتيم امام خميني مادام الحيوة رهبر اين امت است پس از امام، مردم شورائي تشكيل ميدهند و انتخاب ميكنند به نام شوراي خبرگان كه مركب باشند از فقهاي سياسي و سياسيون متدين و اسلام شناس.

شوراي مزبور قيام ميكنند به تعيين رهبر.

اگر يك فرد واجد تمام شرائط مانند امام خميني پيدا كنند به او رأي ميدهند و اگر پيدا نكنند يك شورا انتخاب ميكنند فقط از فقهاي مبارز و متقي و سياسي كه حاكم بر سرنوشت كشور باشد و سپس چند كميته نيز براي مشاوره انتخاب ميكنند در زمينههاي مختلف سياسي، اقتصادي، نظامي، اجتماعي، فرهنگي و غيره.

رابطه رئيس جمهور با امام يا شوراي رهبري: من معتقدم كه رياست جمهور لزوم ندارد و بر فرض لزوم رئيس جمهور دومين شخصيت رسمي كشور است.

حدود اختيارات رئيس جمهور بستگي دارد به نظر شوراي رهبري.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي رشيديان 5 دقيقه از وقت جنابعالي باقي است شما فقط 5 دقيقه ميتوانيد صحبت كنيد بفرمائيد.

رشيديان ـ بسم الله الرحمن الرحيم.

من معتقدم كه بايد آن آياتي كه بصورت اصل يا امر يا نهي يا تكليف در قرآن آمده است به عنوان اصل كلي در قانون اساسي آورده شود و بعد در ذيل آن، مصاديق هم تا حدودي كه امكان دارد، ذكر شود تا راه گم نشود.

به هر حال هر اصلي را كه در قانون اساسي عنوان ميكنيم بايد بوسيله آيات قرآن و يا حديث تضمين شود.

يك مسأله ديگر كه من عرض ميكنم اينست كه زمان بررسي قانون اساسي محدود نباشد و نامحدود هم نباشد تا مثل كشورهاي ديگر نشود كه رفتند انقلاب كنند دچار تحجر و مصيبت شدند و سالهاي سال طول كشيد و اخلال كردند بلكه با همين خلوص نيت والحمدلله كه خلوص نيت با وجود اين علما و فضلاء و فقها حاصل است و اميدواريم كار كشورهاي ديگر كه وقتي كه خواستند قانون اساسي بنويسند بقدري طول كشيد كه موفق نشدند، اصلا بذهنها خطور نكند.

مساله اينست كه چون ما داريم سرنوشت آينده را تعيين ميكنيم و حتي ملتها و كشورهائي كه در حال انقلاب هستند احتمالا از اين قانون استفاده خواهند كرد و يك الگو خواهد شد بايد دقت و وقت بيشتري صرف كنيم و يك مساله ديگر كه شايد ارتباط با قانون مدني داشته باشد، ولي فكر ميكنم بايد يك مقدار از وظيفة دولت اسلامي آيندهاي را كه روي كار خواهد آمد، اين مجلس خبرگان تعيين كند، بعنوان مثال، مثلا چهره طاغوتي شهرها و چهره شرك آلود ملت را تا آنجا كه امكان دارد از بين ببرد يكي مثلا شمالي و جنوبي بودن شهرهاست ديگر اينكه بايد براي مستضعفين مسكن فراهم شود همانطور كه امام هم اين ضرورت را احساس كردهاند فرمان ميدهند و بقول آن دوست من اين دست گدائي نيست اين دست برادري و برابر كردن جامعه است و فيامواله حق للسائل و المحروم و براي محرومين حقي است، نه اينكه گدائي كند بلكه حق اوست بنابراين من معتقدم كه بايد يك وظايفي براي دولت تعيين شود.

مساله ديگر رسيدگي به ثروتهائي است كه روشن نيست از كجا آوردهاند اين شركتها و مؤسسات خصوصي تا وجود دارند سؤال و اعتراض و خشم و عقدهها و ريشههاي فساد هم هست و بايد تكليف اينها بصورت انقلابي معلوم بشود و اگر مجلس خبرگان نتواند اين كار را بكند.

مجلس شوراي ملي احتمالا سالها آنرا به تاخير مياندازد، بايد به اين مساله رسيدگي شود.

يك مساله ديگر كه بايد در قانون اساسي گنجانده شود، آموزش و پرورش است كه گفته شد دوره ابتدائي بايد مجاني باشد بايد اينرا منوط كنيم به قدرت دولت كه تا آنجا كه در يد قدرت دولت جمهوري اسلامي هست آموزش و پرورش و تعليم و تربيت و حتي رشد استعدادها و باصطلاح نيروهاي انساني را در جهت شكوفائي اين استعدادها رشد بدهد و در حديث و اخبار هم در اين زمينه هست «طلب العلم فريضه علي كل مسلم» يا «اطلبوا العلم من المهد الي اللحد» اينها مسائلي است كه نشان ميدهد تعليم و تربيت در حد قدرت و همچنين در مسائل اقتصادي و حتي يك جامعه...

نايب رئيس (بهشتي) ـ وقت شما تمام است.

رشيديان ـ يك جمله عرض ميكنم و تمام ميكنم.

در مسائل اقتصادي من عقيدهام اين استكه اصول كلي اقتصادي و حتي بعضي از جزئيات بوسيله كارشناسان اقتصادي اسلامي و كمك فقها در قانون اساسي اسلامي بزبان ساده آورده شوند تا همه بفهمند و آن عوام و آن زحمت كش و يا كارگر بتواند با اين ابزار و قدرتي كه قانون اساسي بدست او ميدهد در آينده حق خودش را مطالبه كند و رشد فكري را بوسيله وسائل ارتباط جمعي كه ضمانت اجرائي قانون اساسي است بيان و ظاهر كند چون اگر رشد فكري نباشد هر قانون اساسي ولو هر قدر هم عالي و ايدهال باشد در بوته فراموشي خواهد افتاد.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي رحماني بفرمائيد.

حسينعلي رحماني ـ بسمه تعالي.

با اجازه از رياست محترم و نمايندگان، در اين موقعي خطير لازم ميداند عرياض ذيل با استحضار برسد: حوادث مناطق كردنشين كه دراين روزها در شهرهاي پاوه و سنندج بوقوع پيوست در خور كمال تأسف است از دولت تقاضا دارد با قاطعيت رفتار و قواي انتظامي را موظف نمايد كه پوشش دفاعي خود را در منطقه افزايش دهد.

اطمينان دارد مردم غيور و مسلمان كردستان براي حفظ امنيت منطقه همكاريهاي لازم معمول خواهند داشت و در صورت لزوم در برابر توطئهگران و عمال سرسپرده استعمار نهايت تلاش را بعمل ميآورند.

از نقش موثر و انقلابي امام در مورد سركوبي ياغيان ضد خلق جنايتكاران ماركدار كه موجب اعاده امنيت منطقه گرديده تجليل و استقبال ميشود.

ضمناً اطمينان دارد با انطباِ كامل قانون اساسي با دين مترقي جاوداني اسلام حقوِ تمام قشرهاي محروم كشور در سطحي عالي رعايت خواهد شد تا عموم ملت ايران با هر زبان و موقعيتي كه دارند از حقوِ مساوي و آزادي مشروع بطور كامل برخوردار و اختلافات طبقاتي فاحش در تمام سطوح مرتفع گردد.

تأمين امنيت كامل مملكت در هر موقعيت لازم است و تمام مرزهاي ايران بايد از پوشش دفاعي مدرن برخوردار باشد.

چون رهبري امام خميني در جميع مراحل انقلاب از لوازم لاينفك انقلاب و جمهوري اسلامي بوده، رهبري امام در متن قانون اساسي منظور و بدين ترتيب قضية رياست جمهوري در مجلس خبرگان حل و احتياج به انتخابات ديگري نداشته و با ساير اصول قانون اساسي در معرض رفراندوم گذاشته شود و فقط براي تشكيل مجلس شوراي ملي اقدام ديگري لازم خواهد بود.


1ـ قشرهاي بيدرآمد و كم درآمد و بيوه زنها و پيرمردهاي از كار افتاده وبيبضاعت و كودكان خردسال و بيسرپرست بايد هر چه زودتر تحت پوشش قرار گرفته در سراسر ايران حداقل معيشت آنان تأمين و با ايجاد كار مناسب زندگي و معاش محترمانه آنان تأمين شود.


2ـ حمايت از بيچارگان و مستضعفين بايد از مرز كشور فراتر رفته در سطح جهان بويژه كشورهاي اسلامي بالاخص ممالك جنگ زده گسترش يافته و براي نجات هر چه زودتر آنان، انواع حمايتها فراهم و نالة آنان وسيلة دستگاههاي داخلي و بينالمللي بسمع مسئوولين برسد و حقوِ بشر و سازمانهاي بين المللي را براي اين مهم دعوت بنهايت همكاري نمايند.


3ـ براي تأمين معاش قشرهاي محروم مملكت از هرگونه هزينههاي تجملي و تشريفاتي در سطح كشور خودداري و سرمايههاي مملكت را براي نجات مستضعفين و طبقات محروم بطور همه جابه بكار بگيرند.

مثلا از ساختن استخرها و ميادين و بلوارهاي غير ضروري كه مستلزم خرجهاي گزاف است در سطح مملكت خودداري شود و با فروش وسائل تجملي در يك مقياس وسيع موجبات رفاه طبقات محروم فراهم گردد.


4ـ حقوِ كارمندان با اختلاف فاحشي كه دارد عادلانه نبوده تساوي حقوِ اجرا شود و بين كاركنان زحمتكش محروم و طبقهاي كه در رأس ادارات و وزارتخانهها هستند اختلاف فاحشي نباشد و حداقل معيشت براي عموم منظور شود.


5ـ كارخانهها بمناسبت در شهرها و قصبات و مراكز بخش و روستاها با توجه به استعداد محلها و اهالي محل از حق تقدم برخوردار باشند.


6ـ راههاي شهرها و روستاها هر چه زودتر بصورت ماشينرو و شن ريزي شده در آيد تا با فراهم شدن امكانات نسبت به اسفالت آنها اقدام شود.

و وسائل آمد و شد و تلفن بين شهرها و مراكز بخش دايرو بحسب استعداد محلها وسائل آموزشي و پرورشي و بهداشت و فروشگاها احداث شود تا همه مردم ايران با سهولت بتوانند از امكانات مملكت بطور مساوي برخوردار گردند.


7ـ استعدادهاي اهالي روستاها كه قابل شكوفا شدن براي تهيه نيروي انساني ماهر ميباشند مانند دكتر، مهندس ونقشهبردار در حدود لزوم و ضرورت ميباشد، جهت بهتر ساختن محيطهاي روستائي بايد مورد حمايت واقع و براي اموريكه فعلا ضرورت دارد و كمبود احساس ميشود بخصوص دكترهاي عمومي عدهاي از محصلين با استعداد را زودتر و بدون رعايت تشريفات دست و پاگير براي اين مهم آماده تا وجودشان در سطح روستاها منشاء اثر واقع شود و مردم محروم روستا از رنج و هلاكت ناشي از دردها رهائي يابند.


8ـ وجوه اماكن متبركه در صورت امكان و با توجه به اهداف عاليه اسلامي تا حد امكان براي تزئين اماكن و آنچه لزوم ندارد بكار نرود و در چيزهاي بياثر چون مهانسراهاي حضرتي بمصرف نرسد بلكه در سطحي وسيع به آنچه براي كشور كه همه جاي آن متعلق بمقدسات ما ميباشد و براي تأمين استقلال همه جانبه كشور و رفاه حال بندگان كه اهم اهداف ائمه اطهار و اولياء بزرگوار است بمصرف برسد و وجوه مزبوره بهترين هدفهاي قرآن را تأمين نمايد.


9ـ جميع منابع ثروت ملت از سنگهاي معدني چون آهك و گچ و مرمر و پولاد و منابع زيرزميني چون نفت بصورت وسيع و همه جانبه مورد بهرهبرداري قرار گيرد و چراگاهها احياء و در اختيار ملت باشد و دامداري و آنچه دخيل در ترميم وضع مملكت است مورد رعايت كامل واقع شود.


10ـ جماعت زنان كه عمر خود را در خانهداري صرف و مشكلات زندگي را از هر جهت برطرف و با سعي و كوششي شبانهروزي موجبات رفاه و سامان يافتن زندگي را فراهم ميسازند از نتيجه تلاش خود استفادهاي ندارند و در هنگام طلاِ و يافوت شوهر زحمات او رعايت نميشود، در حالتي كه كار محترم است و قطعاً كار زن براي شخص شوهر نبوده بلكه بعنوان آن كه خانه، خانة خودش است مبادرت به كار مينمايد پس عمل محترم او را بايد در موقع خود منظور دارند.

1
1ـ براي كشاورزان روستايي كه اكثريت مردم مستضعف ايران را تشكيل ميدهند، موجبات توسعه كشاورزي تأمين شود و املاك مالكين بزرگ و فئودالها را طبق موازين صحيح در اختيار روستائيان قرار دهيد چون فئودالها با مكانيزه نمودن زمينها، چراگاههاي روستاها را كه حق مسلم روستائيان است زير و رو كردهاند و دامداري را به ورطة سقوط بردهاند و عرصه كشاورزي و بهرهبرداري از زمين را بر روستائيان تنگ ساختهاند تا جائي كه آنها را آواره شهرها كرده و جزء مصرف كنندگان در آوردهاند.

در صورت لزوم قدرت مكانيزه زمينها را محدود نمايند و زمين از انحصار عده معدود در آيد چون در رنج روستائيان محروم هيچگونه شركتي ندارند و فقط اهتمامشان بهرهبرداري از زمين است و جز سالي چند ماه براي بهرهبرداري نقشي در منطقه ندارند و سپس آنجا را رها كرده راه خوشگذراني را پيش ميگيرند، در آورده و زمين را كه با شخم مملوك نميشود و احياء بحساب نميآيد و فقط ايجاد حق موقت مينمايد، از انحصار سودجويان بيرون بياورند و با رعايت عدل اسلامي نوبت استفاده بدگيران برسد كه حق اولي آنها است چون شخم موجب حق بذرافشاني و برداشت محصول است وآن گاه زمين بلامانع است.

زمين باشخم علاوه بر آنكه احياء نشده، اماته شده و براي يكسال قابل كشت نيست پس چرا در انحصار همان عده كه سالها از آن بهرهبرداري نمودهاند بماند و ديگران براي هميشه حسرت زده از كنار آن بگذرند.

1
2ـ زمينهاي باير شهري و دهات فوراً ملي اعلام شود و دولت آنرا تحت ضوابط معين در اختيار مردم بگذارد.

نبايد زمين راكه حق شخصي نباشد به مجرد داشتن سند مالكيت كه شرعاً موجب مالكيت نيست، با مهلت در اختيار صاحب سند بگذارد تا صاحب سند هم چنان زمين را قطعهقطعه و با دريافت قيمت از اشخاصي كه در عرض او هستند، اكل بباطل را ادامه دهد و ملت بيجهت از دخالت در آنها محروم باشند، بلكه اشخاصي كه زمينها را خريدهاند بسبب احياء مالك آنها شدهاند و وجوهي هم كه از اشخاص گرفتهاند شرعاً بايد به صاحبان آنها استرداد شود.

1
3ـ چون اختلاف زمينهاي كشاورزي از اهميت خاص برخوردار است و قانونهاي فعلي نميتواند نسبت باآنها رسيدگي نمايد و تصميمات فوري اتخاذ شود، محكمههاي انقلابي براي رسيدگي بوضع آنها در سراسر ايران تشكيل شود و تكليف موارد اختلاف را روشن كند و قشر عظيم كشاورزان را از نارضايتي بيرون آورد و بحق خودشان برساند.

1
4ـ ارتش بايد بصورت مجهز و مدرن در آيد تا قدرت براي دفاع از كشور داشته باشد و مملكت را زير پوشش زرهي خود در آورد.

1
5ـ روحانيت بايد نقش صالح خود را در مقياسي وسيع در سراسر ايران براي تعليم اصول و فروع دين گسترش دهند واز وجود افراد صالح كه به طور ضربتي وبراي انجام وظيفه حاضر باشند با تأمين معاش آنان استفاده كنند و بدون توقع از مردم بكار خود مشغول شوند تا از اين جهت نيز آموزش و پرورش بطور مساوي و معقول انجام شود و افراد غير صالح را براي اشتغال به امور ديگري راهنمائي نمايند.

در پايان براي شادي روح شهداي پاوه و تجليل از فداكاريهاي سپاه پاسداران و ساير خدمتگزاران قواي انتظامي تكبير بگوئيد (نمايندگان تكبير گفتند).

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي بفرمائيد.

موسوي تبريزي ـ بسم الله الرحمن الرحيم به علت كمي وقت با اجازه آقايان عظام چند پيشنهاد و دو انتقاد دارم.

اينجا حالا مكان مقدسي است و به اعتبار اين مكان و محتواي اين مكانها دلسوزي ميكنيم والا طاغوتيان و افراد غير صالح و شرور افرادي كه غير از منشاء ضرر چيزي نداشتند در اينجا تسلط داشتند.

پس الان محتواي اين مكان يك قدس عجيبي بر اينجا داده است حالا ببينيم اين قداست كه به محتواي اين مكان داده شده، از كجا سرچشمه گرفته شده.

اين يك مطلبي از قضايا و قداست است كه نهضت مقدس اسلامي ايران بدست ملت شريف و مبارزه و به رهبري قاطعانه امام خميني به اين مكان داده است و احتياج به استدلال ندارد، لذا پيشنهاد اولي كه ميكنم اين است كه در تمام صد و پنجاه و اندي اصول قانون اساسي كه فعلا بررسي ميكنيم روح دين اسلامي و روح تشيع و روح قرآن كما هو حقه مثل نخ در تسبيح دميده شود براي اينكه اين نهضت يك نهضت اسلامي است.

پيشنهاد دوم بنده كه رفقاي محتر هم صبح و هم الان فرمودند راجع به مسأله ولايت فقيه است و روي همين اساس است كه چون نهضت اسلامي است پس قوانين ما بايد مطابق با قوانين اسلامي باشد.

و اساسا با ضوابطي كه از قرآن و اخبار بدست آورده ميشود ما احتياج به قانون اساسي ديگري در مقابل قانون قرآن نداريم، در بعضي مواد قانون اساسي اين جمله «مطابق احكام شرع يا قانون اساسي باشد» هست كه بنظر من اين غلط است، براي اينكه قانون اساسي ما يعني ضوابطي مستفاد از قرآن و احاديث ائمه اطهار عليهم السلام و بدست آوردن اين ضوابط كلي كه بشر تحت آن زندگي كند، عبارت از فقيه جامع الشرايط است طبق آن روايت كه «مجارالاموربيد العلماء بالله الامناء علي حلاله و حرامه...

» اين ضوابط را كه مستفاد از قرآن است قهراً كسي كه العالم، الناظر بالحديث و مجتهد جامع الشرايط است، بايد ناظر و عامل آن باشد، پس نتيجة ولايت فقيه كما هو حقه در پيش نويس قانون اساسي جمهوري اسلامي آنطور كه بايد و شايد «امور بيدالعلماء بالله الامناء علي حلاله و حرامه» گنجانده نشده براي اينكه تمام قانون اساسي يعني كليات مستفاد از قرآن و احاديث واين كليات، بينش فقيه است، پس فقيه در حق قانون اساسي و متن قانون اساسي و روح قانون اساسي كه عبارت از همان ولايت فقيه است، آنطور كه اخبار و فقهاي ما معين كردهاند، بايد در اين قانون اساسي گنجانده بشود.

پيشنهاد سوم بنده اين است كه مدت بررسي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران كه از طرف وزارت كشور 31 روز تعيين شده است، خيلي كم است، براي اينكه ميخواهيم اساس مملكت و اساس سعادت 35، ميليون باضافه ميليونها انساني كه بعداً خواهند آمد را بررسي و تدوين كنيم و بنظر ما اين بينش و اين آگاهي كه در مردم مسلمان ايران پيدا شده است، اين قانون الي انقراض عالم ان شاء الله پابرجا باشد، پس براي يك چنين قانوني 31 روز بررسي خيلي كم است.

پيشنهاد بعدي بنده اين است كه اين اختياري كه در قانون اساسي جمهوري اسلاي به رئيس جمهور دادهاند با موازين قرآن و موازين اسلام و انساني و علمي جور در نميآيد، چرا؟ چون ما بايد دو مطلب را از هم جدا كنيم.

اگر امروز امام بخواهد رئيس جمهور باشد ـ كه حق مطلب هم همين است و واقعيت هم اين است كه رياست جمهوري را ايشان بايد بعهده بگيرند ـ در مورد ايشان احتياجي نبود كه ما اينجا جمع بشويم چون هر چه ايشان بعنوان قانون اساسي يا قانون بگويند، 95 درصد ملت ايران آنرا قبول دارند و تمام اختيارات مانند انحلال مجلس، عزل نخست وزير و قواي ثلاثه مملكت دردست ايشان باشد چون هيچ ايرادي ندارد حالا اگر بخواهيم رئيس جمهور را با آن ضوابط و خصوصيات و اوصافي كه شخص امام دارد در مقام لفظ پياده كنيم و ضابطه براي رئيس جمهوري در مملكت قرار دهيم اشكالي ندارد كه اختيارات مملكت در دست او باشد ولي هيهات اين يك اشكال صغروي دارد چون الان از نظر روحانيت شيعه حساب ميكنيم يك چنين فردي مثل امام كه اگر نگويم عديم النظير است كم نظير است اگر بخواهيم با آن ضوابط رئيس جمهور درست بكنيم كه بعد از حيات امام متصدي رياست جمهوري بشود، اين اشكال صغروي دارد كه اگر همچو فردي خيلي كم پيدا ميشود نميتوانيد با آن ضابطه يك فردي در ايران پيدا بكنيد كه خصوصياتش با امام منطبق بشود و اگر بخواهيد، رئيس جمهور از همين افرادي عادي مملكت با آن شرايطي كه هست باشد بايد مسلمان باشد، شيعه باشد، مرد باشد يا زن باشد علي اي حال مطالبي است كه بايد بررسي بشود، آنوقت اين اختيارات را بدست رئيس جمهور دادن با اين كيفيت اين سر از همان سلطنت طاغوتي در ميآورد بعد از مرور چند زماني.

چرا؟ براي اينكه قانون مشروطه ايران در مقام استبداد بوده، «ما فرموديم!» بوده است.

آن مشروطهاي كه مرحوم آقاي نائيني كتابي در حقانيت او نوشته بود و مطابق موازين شرع بوده است و چون بند و بساطش خيلي محكم نبود، بعد از چند سال سر از استبداد در آورد، اگر رئيس جمهور با اين اختياراتي كه در اين پيش نويس قانون اساسي تعيين شده است، باشد (بعد از 10 سال، بعد از 20 سال، بعد از 30 سال، بهانه تراشي براي انحلال مجلس خيلي آسان هست) ميتواند براي انحلال مجلس بهانه بتراشد و براي بر كنار كردن نخستوزير وقت كارهائي كه بايد بكند، خيلي آسان است.

در اين زمينه يا بايد با ضوابطي كه شخص امام دارد آن را پياده بكنند ـ روي كاغذ كه اين نميشود فردش را پيدا كرد ـ يا بايد رئيس جمهور شورائي باشد مركب از افراد صالح آنهم نه با اين قدرت عريض و طويلي كه در قانون اساسي قيد شده است.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي وقت شما تمام شده است.

موسوي تبريزي ـ اما انتقاد، البته صبح جناب آقاي مقدم مراغهاي يك مطلبي را فرمودند كه اكثر مجلس خبرگان ـ اين را براي خودم وظيفه شرعي ميدانستم تذكر بدهم ـ از علما تشكيل شده است در صورتي كه تمام اقشار مبارزه كردند، تمام قشرها مبارزه كردند واقعا مطلب حقي بود ايشان فرمودند از دانشگاهي، فرهنگي، بازاري، كارگر، دهقان و...

و...

و...

، تمام اقشار دراين مبارزه سهيمند.

درست است ولي چه بايد كرد در مقابل آن اعتمادي كه ملت به روحانيت دارد؟ خود جناب مقدم مراغهاي ملاحظه فرمودند در تبريز كه من و ايشان از تبريز انتخاب شديم، در تبريز ما 29 كانديدا از طرف حزب جمهوري اسلامي، احزاب و گروههاي ديگري داشتيم، 5 نفر اهل علم بودند، 24 نفر دكتر، دانشگاهي، فرهنگي و بازاري كه يكي هم جناب آقاي مقدم مراغهاي بودند.

چه كنيم كه ملت از اين 24 نفريكه از اقشار مختلف كانديدا شده بودند، كسي را انتخاب نكرد؟ مارگزيده از طناب هم ميترسد، آن اعتمادي كه ملت به روحانيت دارد و آن اعتمادي كه ملت به رهبر و روحانيت مبارز دارد، بهيچ كس ديگر ندارد.

خود جناب مقدم مراغهاي بهتر ميدانند كه چه جوري از تبريز انتخاب شدهاند، پس عليهذا اكثريت اين مجلس را حضرات آيات عظام، بزرگان، آنهائي كه واقعاً نواب امام زمان، شاگردان امام زمانند، انتخاب شدند.

براي اينكه اين انتخاب بتوسط مردم شده است و مردم كه طبق فطرت و غريزه خودشان به روحاني مبارز و متعهد عقيده دارند، اين ديگر بحثي ندارد كه چرا مثلا اكثر نمايندگان مجلس خبرگان اهل علم شدند.

با كمال معذرت يك مطلب ديگري هم دارد كه ان شاء الله در فرصت مناسب خدمتتان عرض ميكنم.

والسلام علينا و علي عبادالله الصالحين.

نايب رئيس (بهشتي) ـ بلي همانطور كه فرموديد چرا ندارد و حالا كه ملت به آقايان فقها و علماي اسلامي و صاحبنظران در مسائل اسلامي به مقدار فراواندر اين مهم اعتماد كرده است، به حدي كه در شماره نمايندگان هم متجلي است بيشك اين احساس را در ما بايد بوجود بياورد كه بار مسئوليت مان سنگينتر شده و اين احساس بوجود آمده است و از خداي متعال ميخواهيم كه در برابر او و خلق در ايفاي اين مسئووليت ان شاء الله سرافراز شويم.

ضمناً برادرمان آقاي موسوي تبريزي در يكي از جملههايشان گفتند آقاي مراغهاي ميدانند كه چگونه انتخاب شدهاند باز تعريضي داشتند كه بنده صبح هم خواهش كردم كه هيچيك از ماها از اينگونه تعريضها نداشته باشيم چون در شأن اين مجلس و بخصوص در شأن روحانيت نيست.

اميدوارم كه ديگر اين تعريضها تكرار نشود، من برداشت خودم را عرض كردم.

آقاي مؤبد رستم شهزادي بفرمائيد.

مؤبد رستم شهزادي ـ بنام ايزد بخشاينده بخشايشگر جهان.

هيأت محترم رئيسه و نمايندگان ارجمند، بنده حقير از روحانيون زرتشتي هستم.

ما زرتشتيان از گروههائي هستي كه خودمان را فرزندان اصيل اين آب و خاك ميدانيم.

از تاريخ گذشته ما اطلاع داريد آن كوششهائي كه در اشاعه فرهنگ و هنر و آئين و سنن ايران، تا اقصي نقاط جهان قديم به عمل آوردهايم همه در تاريخ خواندهايد و ميدانيد بعد از اسلام هم زرتشتيان تا آنجا كه توانستند علوم و فنون خودشان را در رشته سياست وكشورداري و آمار و گنجوري در طبق اخلاص گذاشته پيشكش فرمانروايان مسلمان و عالم اسلام كردند.

از پيغمبر اكرم است كه فرموده سلمان فارسي از اهل بيت من است و از نزديكان و دوستان من است.

ميدانيم كه پيغمبر از نژاد عرب بوده و سلمان فارسي بود.

وقتي پيغمبر فرمودند از اهل بيت من است خيلي بالاتر از اينست كه بگويند از بستگان و خانواده من است.

بعداً در دوره خلفا اشخاصي چون برمكيان، فضل بن سهلها، نوبختيها خدمت بزرگي به عالم اسلام كردند.

ما مانند شيعههاي اوليه ظلمها و ستمهاي زيادي از دست جباران روزگار ديديم، در سياه چالها انداخته شديم و مرديم.

با وجود اين هر جا زرتشتيان در اثر فشار روزگار مهاجرت كرده يا به هند يا به پاكستان يا ساير نقاط رفتهاند، اين مهر ميهن از دلشان بر كنده نشده و ايران را آرامگاه پدران و خاك پيامبرشان ميدانند، اگر پولي براي وقف خواستند بدهند ميفرستند به ايران، مدرسه درست ميكنند، بيمارستان درست ميكنند، آسايشگاه درست ميكنند و غير از ايران ما هيچ كشوري كه وطن ثاني خود بدانيم نداريم.

در اينجا متولد شده و در اينجا بزرگ ميشويم و در اينجا خواهيم مرد.

هنگامي كه جمهوري اسلامي اعلام شد، اميدهائي كه به وسيله حضرت آيت الله خميني و ساير علماي عظام و نخست وزير انقلابي داده شد، ما اميدوار شديم كه هرگونه تبعيضي كه در گذشته بود از ميان برود بخصوص وقتيكه اعلام شد جمهوري اسلامي، جمهوري توحيدي بيطبقاتي خواهد بود، ولي حالا بدبختانه ميبينيم در قانون اساسي جديد، ما زرتشتيان و ديگر اقليتها از ايرانيان درجه دوم و يا حتي سوم قرار داريم.

مثلا ما را از چندين شغل محروم كردهاند، صدارت، وزارت، سفارت و قضاوت در صورتيكه همه ميدانيم جمهوري به نام جمهوري اسلامي است 99 درصد جمعيت ايران مسلمان هستند و اگر خواسته باشند رئيس جمهور انتخاب كنند، نخست وزير يا وزير انتخاب كنند خواه ناخواه مسلمان خواهد بود، پس آن قيود يا صفاتي كه يك عدهاي را در ظاهر محروم ميكند، بهتر است برداشته شود.

مثلا وقتيكه ميگوئيم رئيس جمهور بايد ايراني الاصل باشد ولي شايد تا آن زمان تابع ايران نباشد، اين تابعيت ايران خيلي مهم است، ما ايرانيان مليت خودمان را نبايد فراموش كنيم خداي نخواسته اگر مليت و اصالت نژادي خودمان را از دست بدهيم و در آينده دست توسل به دامان يكي از ملل عرب بزنيم كه ما را بپذيرند، نخواهند پذيرفت و هميشه ايراني در نظر آنها در درجه دوم مليت قرار خواهد گرفت.

پس در اين قانون اساسي كه جمهوري اسلامي پايه و اساس آنست بايد مليت ايراني، ايرانيت و زبان فارسي، بيش از آنچه كه ذكر شده است ذكر بشود.

خواسته ديگر جماعت ما اينست كه طبق قانون اساسي، فقط حق برگزيدن يك نماينده در مجلس شوراي ملي داريم حالا اگر يك نفر از اقليتهاي مذهبي بوسيله يكي از احزاب به نمايندگي مجلس برگزيده شود آيا به اين بهانه كه شما فقط ميتوانيد يك نماينده داشته باشيد، آن شخص از انتخاب به نمايندگي مجلس بايد محروم باشد يا نه؟ ديگر اينكه هرجا يكي از اقليتها هستند در شوراي استان و شهرستان و دهستان آن جا هم بايد آنها حق عضويت داشته باشند.

عده زيادي از ما زرتشتيان نميخواهيم كه جزء اقليتهاي مذهبي شمرده شويم زيرا يك وابستگي مخصوصي به برادران هم نژاد خود داريم.

سنت ما، رسوم ما، آداب ما همه يكي است وقتي ايراني اسلام آورد به آساني نام خدا و پيامبرش را عوض كرد.

اين آسان است ولي سنت خود و آداب و رسومي كه از كوچكي به آن عادت كردهايم به اين آساني نميتوانيم از دست بدهيم، اينست كه ايراني دوباره نوروز را پذيرفت، مهرگان را پذيرفت، سده و بهمنگان را پذيرفت، احترام به نور و فروغ از سنت ما است وقتيكه چراغ روشن ميكنيم، صلوات ميفرستيم، در منازل متبركه و زيارتگاهها شمع روشن ميكنيم، چراغ روشن ميكنيم، اسفند و كندر دود ميكنيم و به قدري اين سنن در رگ و پوست ما همه، چه زرتشي و چه مسلمان سرشته شده كه مسلمان ايراني را نميشود با مسلمان عرب برابر دانست.

پس تقاضاي من اينست كه اصالت خودمان را حفظ كنيم تا اين اتحاد و يگانگي در بين ما حفظ شود و در پايان يك حماسهاي از روانشاد استادپور داود ميخوانم و مرخص ميشوم: گر مسلمان و نصارا و يا زرتشتيم همه از يك پدر و يك نسب و يك پشتيم در كف مام وطن گوئي پنج انگشتيم تاكه جمعيم به دندان اجانب مشتيم ور پراكنده و خرديم، شكار آنان نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مهندس سحابي بفرمائيد.

مهندس سحابي ـ بسم الله الرحمن الرحيم.

ولا تكونوا كالتي نقضت غزلها من بعد قوة انكاثاً تتخذون ايمانكم دخلا بينكم ان تكون امة هي اربي من امة.

از صبح امروز در اين مجلس محترم از طرف برادران عزيزمان مطالب زيادي ابراز شد كه اكثر آنها ـ اگر نگويم همهاش ـ درجهت نفي اين پيش نويس قانون اساسي بود يا اگر مستقيماً در جهت نفي نبود در جهت پيشنهاد طرحهاي جديد بود.

بنده به سهم خود، لازم ميدانم مطالبي ولو به طور اجمال و كلي در اين وقت كم دربارة اين پيشنويس و روحي كه بر آن حاكم است به عرض برسانم.

البته در اينجا منظور بنده اين نيست كه از تكتك اصول دفاع بكنم چون امكان دارد خيلي از اصول بالا و پايين بشود واصلاحاتي در آن به عمل بيايد، ولي از روح كلي كه در اين پيشنويس مطرح بوده و راهنماي تنظيم كنندگانش قرار گرفته بوده، بنده اينجور احساس ميكنم كه بايد به طور كلي مطالبي به عرض برسانم.

قانون اساسي به طور كلي عبارتست از يك سلسله از كليترين ضوابط و مقرراتي كه بين عناصر دولت ـ دولت به همان معنايي كه آقاي فارسي گفتند نه حكومت و نه هيأت دولت، دولت يك هيأت حاكمه يا عناصر قدرت سياسي و ملت تعيين روابط و تعهداتي كه بين اينها برقرار ميشود و به صورت پيوندي يا عهدنامه يا ميثاقي در ميآيد، اين را قانون اساسي ميگويند و اين طرحي كه الان در اختيار ما قرار گرفته يك چنين مجموعهاي است.

خوب، وقتي ميگوئيم بين عناصر قدرت سياسي، بنابراين آنچه كه در اينجا مطرح است و مساله اصلي است، نحوه و كيفيت قدرت سياسي در جامعه است مبارزاتي كه در صدر مشروطيت بود و منجربه قانون اساسي و مخصوصا متمم قانون اساسي شد در آن موقع هم يك چنين بحثهائي كه الان در بين جامعه ما هست مطرح بود.

آن موقع تحت لواي دو شعار حكومت مشروعه و حكومت مشروطه مطرح شد و امروز تحت عنوان ولايت فقيه و مثلا حكومت دموكراسي يا حكومت قانون اساسي و امثالهم.

البته شايد بعضي حرفها اختلاف داشت، ولي جوهر مطلب اين بود و آن كساني كه در آن روز آن شعارها و يا آن اختلافات برايشان مطرح بود از اين ديدگاه به مساله نگاه ميكردند.

اين بحث مطرح بود كه طبق آن پيشنهاد و قانون اساسي آنروز حكومتي بر مبناي قدرت مردم و حكومت ودولت زير مراقبت و نظارت و انتخاب مردم تعيين بشود.

آيا چنين حكومتي اطاعت و تبعيت از آن مشروعيت شرعي دارد يا نه؟ آن زمان اين بحث مطرح بود و ميگفتند نه، اين مشروعيت دارد، اين دعوا مدتها طول كشيد و اختلافاتي ايجاد كرد و فقهاي بزرگ شيعه و فقهاي بزرگ مكتب اماميه كه در آن وقت حيات داشتند مرحوم آخوند ملا كاظم خوانساري و مخصوصاً مرحوم نائيني اينها مساله را از دريچه علمي و فقهي حل كردند.

مساله يك بار در آن موقع حل شده و اگر حالا ما دوباره اين بحثها را طرح بكنيم يعني برگشتهايم به سر خانه اول.

از تجارب گذشته استفاده نميكنيم و تجارب گذشت را دوباره ميخواهيم تجربه كنيم، طبق همان بحثهائي كه شصت سال، هفتاد سال بين ما بود يعني تفرقه و اختلاف كه سرانجام يك قانون اساسي نوشته شد كه عدهاي به آن اعتقاد داشتند و عدهاي اعتقاد نداشتند.

دوباره ميخواهيم اينها را تكرار كنيم و اين درست نيست چه فرد، چه جامعه، چه ملت در جريان زندگي خودش آنچه را كه تجربه ميكند بايد در زاويه محفوظات و مكنونات خودش نگهدارد و هميشه از آن تجربيات استفاده كند.

دوباره هر چيزي را تجربه نكند.

به فرمايش پيامبر اكرم «لايلدغ المؤمن من حجر امرتين» عرض كنم مسالهاي كه در آن زمان مطرح بود و مرحوم نائيني مخصوصا در كتابشان اين مسأله را پاسخ ميدهد كه از ديدگاه اسلام و مخصوصاً مكتب شيعه حاكميت مطلق از آن پروردگار است و خود انسان زير بار حكومت واطاعت از هيچ مقامي نميتواند برود مگر پروردگار، اگر اطاعت از هر مقامي به جز پروردگار بكند ميشود شرك و اما از آنجا كه جامعه و كشور احتياج به مديريت و نظامت دارد و جامعه بدون حكومت و نظارت و مديريت برقرار نميماند و حضرت علي(ع) بارها تكرار ميفرمايند كه مردم ناچار هستند كه امير يا مدير و يا رئيسي براي جامعهشان داشته باشند ولوفاجر باشد، براكان او فاجرا، و اين را تاكيد ميفرمايند كه خوب بودن حكومت ولو فاجرش بهتر از نبودن است، بنابراين در اينجا تناقضي و بنبستي پيش ميآيد از يك طرف حكومت لازم و اجتنابناپذير است و از يك طرف اطاعت از چنين حكومتي شرك است.

بعد مطرح شد كه آن حكومت چگونه بايد باشد، اولين جوابي كه دادند اين بود كه بعد از مقام ربوبيت مقامي كه قابل اطاعت انسان از او در امور اجتماعي و در امور فردي هست مقام انبياء و مقام عصمت است و مقام پيامبراني است كه به رسالت رسيدند يا نرسيدند يا به مقام عصمت، از نظر ما اينها هستند كه قابل تبعيت هستد.

بعد از آنها چي؟ بحث اصلي در صدر مشروطيت اين بود كه در زمان غيبت معصوم مردم بايد چه بكنند آيا حكومتي نداشته باشند يا به حكومتهاي ظلم و جور و استبدادي كه در آنزمان بود و هميشه در جوامع هست تن به آن حكومتها بدهند، يا حال كه حكومت معصوم نيست به حكومتي كه در راه معصوم باشد يعني شباهت نسبي با حكومت داشته باشد تن بدهند.

بعد بحث بر سر اين موضوع پيش آمد كه آن حكومتي كه شباهت به حكومت معصوم داشته باشد، چگونه حكومتي است و راجع به اين موضوع مرحوم نائيني دلايلي آوردهاند كه البته نمايندگان محترم اهل علم هستيد و صلاحيت شما از بنده بيشتر است و از آن دلايل شما بيشتر اطلاع داريد و ميتوانيد قضاوت كنيد كه آن دلايل تا چه حدي درست است يا نيست.

در هر صورت ايشان موضوع را اينطور حل ميكنند و ميفرمايند «معصوم يك فرد است و به دليل خصوصيات و خصلتهائي كه به صورت طبيعي يا به صورت تربيتي كه در وجودش هست، آن چنان بر وجودش مسلط است كه نه اينكه هوش و شهوتي نداشته باشد، وليكن آن چنان بر خودش مسلط است كه وقتي تمام قدرت سياسي جامعه در دستش باشد از آن قدرت سوء استفاده نميكند يا حفظ قدرت برايش هدف نميشود، هدف را فراموش نميكند.

معصوم يك چنين قدرتي است» بعد ايشان ميگويد: در غيبت معصوم پيدا كردن چنين فردي حكم پيدا كردن كبريت احمر را دارد و چنين آدمي را ما نميتوانيم در بين افراد عادي بشر پيدا كنيم.

پس ببينيم راهش چيست؟ ما بايد آن كيفيتي كه در نفس معصوم هست يعني دروني است ما بايد صورت خارجي به آن كيفيت بدهيم يعني آن قوائي را كه در درون نفس معصوم وجود دارد و ميتواند از يك طرف قوه تدبير و عقل و منطق دارد و از يك طرف قوه مراقبت و نظارت بر اعمال دارد و قوه اراده و اجرائي دارد و اين قوا در عين اينكه هر كدام به موقع كار خودشان را انجام ميدهند در همديگر هم دخالت نميكنند يعني در موقعي كه فكر منطقي دارد ميكند و تدبير عقلاني دار ميكند كه آن موقع خشم و غضبش در اين فكر مؤثر نيست يا عواطفش در آن فكر مؤثر نيست يا بعكس.

پس ما بيائيم به اين قوا كه در درون نفس معصوم هست صورت خارجي و عيني بدهيم و در جامعه پياده كنيم، بعد با استدلالهائي كه ايشان ميكند سه نوع قوه در نفس معصوم تشخيص ميدهد، يكي قوه مسدده عاقله است كه اينها تطبيق ميكند بر قوة مقننه و قانون گذار و يكي قوه رادعه و مانعه است كه حمل ميكند بر قوة اجرائي و قوة قضائيه و ميگويد ما اين قوا را بيائيم در خارج تشكيل بدهيم و حكومت را كه در فرد معصوم خلاصه ميشد بيائيم در يك هيات پياده بكنيم كه آن هيأت از اين قوا تشكيل ميشود و بعد اين قوا همه تحت نظارت آن مقامي باشند كه پيامبر ميفرمايند: «لا يجتمع امتي علي الخطا» چون احتمال خطايش از افراد و سازمانها و نهادهاي منفرد خيلي كمتر است.

احتمال خطاي يك جامعه يا يك ملت از ديدگاه پيامبر اسلام مخصوصا امت اسلامي احتمال خطايش خيلي كم است چنانكه ميفرمايند امت من بر چيزي اجتماع نميكنند كه خطا باشد.

بنابراين آن مجموعه حكومت يا آن سه عنصر قدرت سياسي را تحت نظارت اين عاملي كه كمتر خطا ميكند و احتمال خطايش كمتر است، در نتيجه در راه معصوم بيشتر هست قرار داده حالا اين پيش نويس قانون اساسي بر اين اساس است.

اگر صحبت از حاكميت در آن شده است، منظور از حاكميت ملي، قانونگذاري در احكام شرعي نيست چون قوانيني كه در قوة مقنه مطرح ميشود قوانين مربوط به مسائل روزمره مانند مسائل اقتصادي و سياسي و اجتماعي با آن مسائلي كه در متون شرعي يا در فقه شرعي يك عنوان خاص يا عنوان عام دارد، فرِ دارد.

مطالب روزمرهاي است كه مردم بايد در بين خودشان حل كنند.

حضرت علي(ع) در موقع وفاتشان به مردم توصيه ميكنند «اوصيكم به تقوي الله ونظم امركم» يا باز به خود مردم ميفرمايند كه امر يعني مديريت جامعه و نظم و نظام جامعه با خودتان هست.

نظم و نظام يك مقدار مقررات و قانون نوشتن است، يك مقدار اجرا كردن و يك مقدار هم قضاوت كردن است و اينها چيزهائي است كه در اين قانون اساسي مبناي كار بوده و به هيچوجه مغايرتي با ولايت فقيه ندارد.

ولايت فقيه در امر استخراج احكام است، رد فروع بر اصول است.

استخراج احكام فرض شرعي است ولي فقيه در مقام اجرا نيست.

ولايت فقيه مرادف با اين نيست كه فقيه حتما در اجراي سياست و در توزيع قدرت سياسي در جامعه عمل بكند و نظارت بكند، اين مطلب نوشته نشده مضافاً به اينكه فقيه به سبب خصلت كارش از يك سلسله خصايص بايد برخوردار باشد كه اين خصايص لازم هست ولي براي يك فردي كه حاكميت سياسي بر جامعه دارد كافي نيست، يعني فردي كه حاكم بر مسائل سياسي جامعه هست و قدرت سياسي را اداره ونظارت ميكند از خصايص خيلي بالاتري بايد برخوردار باشد، آن چنان كسي بايد باشد كه وقتي قدرت را به بيراهه نبرد يا برايش وسيله و هدف قرار نگيرد به اين جهت اين قانون اساسي مغايرتي با ولايت فقيه ندارد و ما نبايد اين دو را مقابل هم قرار دهيم و بيخود هم اين را مطرح نكنيم كه يا رئيس جمهوري بر طبق اين قانون اساسي يا ولايت فقيه، نه، رئيس جمهور ميتواند كار خودش را بكند.

فقيه هم وظايف خودش را دارد و تكاليف خودش را ميتواند انجام بدهد.

يك نكته ديگر بود كه اگر اجازه بفرمايند ادامه بدهم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ وقت جنابعالي تمام شده است.

مهندس سحابي ـ بسيار خوب.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي دستغيب بفرمايند.

دستغيب ـ سلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

بسم الله الرحمن الرحيم.

بعد از سلام و درود به پيامبر بزرگ اسلام و ائمه هداة مهديين، براي اينكه وقت آقايان را تضييع نكنم چند جمله كوتاه را يادداشت كردهام و عين همان را عرض ميكنم چون شرحش لزومي ندارد و وقت هم كم است و بسياري از آنها را از صبح تا به حال توضيح دادهاند، بنده به طور خلاصه عرض ميكنم.

قبل از بيان نظريات خود درباره پيش نويس قانون اساسي دو نكته را بايد به عرض نمايندگان واقعي ملت شريف ايران برسانم: اول ـ بدانيد آنچه باعث شد اين پايگاه از دست دشمان مردم نجات پيدا كند و به دست شما خادمين مردم بيفتد، مجاهدات مردم مسلمان در پناه الهامگيري از تعاليم عاليه اسلام به رهبري امام خميني بوده است.

دو ـ الان آبروي اسلام و قرآن و اصولا مكتب در كار است، جهانيان نشسته و ميخواهند بدانند اسلام چطور اجرا ميشود و اين عمل شما آقايان است كه ميتواند جواب مثبت به آنها بدهد، لذا بايد دقت و جديت خستگي ناپذيري بفرمائيد و اين مكتب الهي را به ايرانيان و جهانيان به صورت واقعي ارائه دهيد.

بنده نظريات خود را به طو كلي نسبت به پيش نويس قانون اساسي در سه قسمت عرض مينمايم:
1ـ بايد ابهام و گنگ بودن اصول را از بين برد.

همانطور كه ملاحظه ميفرمائيد در آتيه موارد گنگ و قابل تأويل براي مغرضين زياد است مثلا در اصل 9 راجع به حق كار مسأله نارسا است، اصل 7 هم همينطور، در اصل مربوط به رياست جمهوري و مالكيت، تمام مجملاتي است كه بايد مفصلا بيان شود، خلاصه بايد از ابهام و قابليت تاويل و تفسيرهاي مغرضين در آينده خارج گردد و آنچنان قانوني باشد كه براي هميشه ملت ايران از دسيسه جنايت كاران در امان باشند و خيانت كاران نتوانند با آن تأويل كنند و ملت را به استثمار بكشند.


2ـ نسبت به اسلامي بودن قوانين نظريات اينجانب در مسائل زير خلاصه ميشود: الف ـ در مجلس شوراي ملي حتماً بايد عدهاي از فقها و مجتهدين باشند.

چنانچه در متمم قانون اساسي قبل هم بود كه بايد 5 نفر مجتهد حتما در مجلس باشد تا اينكه اين قوانيني كه در مجلس تنظيم ميشود زير نظر اين 5 نفر باشد و به امضاي آنها باشد، تا اسلامي باشد و واجب الاجرا گردد و قانونيت اسلامي پيدا كند در اسلام اگر مجتهدين و فقها در مجلس نباشند و قانونهائي كه تصويب ميشود آقايان امضا نكنند، اين قانونيت ندارد، لزوم اجرا ندارد، يعني بشر حق قانونگذاري براي بشر ديگر ندارد.

اگر بشري ولو ضد باشد يا هر مغز متفكر و قانونداني جمع بشوند و بخواهند يك قانوني براي ملتي جعل كنند، عقلا اين حق را ندارند اصلا بشر حق جعل قانون براي بشر ديگري را ندارد قانونگذاري كار خدا است عقل ميگويد كه تو و او مساوي هستيد هيچ بشري بر بشر ديگر حق حاكميتي ندارد، حق فرمان ندارد هر كس ميخواهد باشد، فيلسوف باشد، حقوِدان باشد هر كه باشد هر نوع قانوني را كه جعل كند قوه اجرائيه ندارد، مگر با سرنيزه و اعمال ديكتاتوري والا اگر با موازين عقلي باشد، بشر حق حكم و فرمان و قانونگذاري را براي بشر ديگر ندارد.

مجلس شوراي ملي هر قانوني را كه تصويب كند اين قانون به حكم عقل اجرا شدني نيست، لزوم اجرا ندارد مگر همانطوري كه عرض كردم با سر نيزه و زور ديكتاتوري باشد.

وقتي قانونيت پيدا ميكند، وقتي به حكم عقل واجب ميشود كه اسلامي شود و ملت اطاعتش كنند و بگويند اين قانون خدايي كه مجلس تصويب كرده و مجتهدين و فقها آن را امضاء كردهاند، با چنين عقيدهاي زير بار اين اعتقاد بروند.

(اگر چه نميخواستم خارج از موضوع صحبت كنم كه وقت آقايان بگذرد) اخيرا در شيراز چند نفر از رفقا ذكر ميكردند راجع به گرفتن ماليات و دارائي كه به اختيار خود ملت گذاشته شده است.

آنها نقل ميكردند كه وقتي به اداره دارائي رفتيم و آنها تعيين مقدار ماليات را به اختيار خودمان گذاشتند به آنها گفتيم كه شما چه مقدار معين ميكنيد؟ مبلغي را معين كردند.

گفتيم چون حكومت اسلامي است ما دو برابر ميدهيم نه اينكه كمتر بدهيم يعني وقتي كه قوانين اداره دارائي زير نظر مجتهدين و فقها گذشته بشود و موقعي كه اسلامي شد، بر هر مسلمان واجب است كه اطاعتش كند و مثل الان كه ميبينيد، شكر خدا ملت ايران فرمان امام را اطاعت ميكنند و جانشان را در اين راه حاضرند بدهند اما زير بار قوانين ديگر نميروند.

اين ايمان و اعتقاد است كه ملت را واميدارد زير بار قانون برود.

قانوني كه امامشان ميگويد ـ كه همان فقيه عادل باشد ـ قانون الهي است و ميگويند حكم، حكم خدا است.

خيلي معذرت ميخواهم خارج از موضوع صحبت كردم.

اينها واضحات است.

در مجلس شوراي ملي از فقها و مجتهدين حداقل 5 نفر بايد باشند كه ناظر باشند و قانون با نظر آنها تصويب شود و هيچ قانوني تا مجتهدين امضاء نكنند قانونيت ندارد، يعني قوه مجريه همراهش نيست چون ملت مسلمان زير بار حكم بشري مثل خودش نميرود و ديكتاتوري را قبول ندارد و غير از حكم خدا، حكم ديگري را نميپذيرد ب ـ حق (وتو) ايراد گرفتن و انتقاد و احياناً لغو مصوبات مجلس براي مرجع تقليد مسلمين منظور گردد.

در قانون اساسي ذكر شود كه مرجع تقليد حق اعتراض، حق انتقاد، حق عزل كردن را دارد.


3ـ از آنجائي كه ما نميتوانيم اعتماد كنيم كه در آينده افرادي همانند رهبر انقلاب فعلي نصيب ملت شود لذا پيشنهاد رياست جمهور را به شوراي جمهوري تصحيح ميكنيم.

البته با عضويت فقيه عادل در آن، كه شخصي نباشد و جمهوري باشد بشرط اينكه يكي يا بيشتر از افراد اين شوراي جمهوري فقيه عادل باشد تا اينكه خلاصه جمهوري اسلامي باشد و آنچه كه از اين جمهوري صادر ميشود، حكم اسلامي باشد.

با عضويت فقيه عادل و نيز انتخاب نخستوزير و ساير وزيران و روساي قواي سه گانه و مسئولان مهم قواي سه گانه بايد با توجه به اسلاميت وايمان و فتواي نامبردگان باشد.

نخست وزير و روساي قواي سه گانه و مسئولان و فرمانداران نظامي ارتش تقوا اگر نداشته باشند اين پست را نميتوانند اشغال كنند زيرا پستهاي مهم مملكتي تقوا، اخلاِ و دين ميخواهد نه فقط مثلا فرض كنيد مسلمان اسمي باشد.

تقوايش مورد تصديق اجتماع باشد و مردم او را مسلمان و با تقوا بدانند و به او اطمينان داشته باشند.

حتي عقيده بنده اين است كه رئيس هر ادارهاي بايد اينطور باشد و به طور كلي روساي ادارات بايد تقواي اخلاقشان ثابت باشد.

خيلي معذرت ميخواهم اگر طول كشيد.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

نايب رئيس (بهشتي) ـ برادرمان در مطالبشان اشارهاي به ولايت فقيه كردند كه من انتظار دارم ناطقين بعدي بيشتر توضيح بدهند.

يكي از نمايندگان محترم يادداشتي فرستادهاند كه خود من اين توضيح را بدهم.

به هر حال در همين جلسه بايد توضيح داده بشود كوتاهترش اين است كه در دو جمله خود بنده توضيح بدهم كه آقاي سحابي شما ولايت فقيه را با فقاهت فقيه اشتباه كرديد بعداً در مذاكرات مفصل خدمتتان توضيحات كافي خواهم داد.

آقاي بنيصدر بفرمائيد.

بني صدر ـ وقتي نمايندهاي صحبت كرد يا نبايد رئيس و ساير نمايندگان درباره آن توضيح بدهند و يا بايد همه اين حق را داشته باشند و از جمله تمام روز نمايندگان صحبت از ولايت فقيه كردند و كسي نگفت فقيهي كه ميتواند ولي باشد كيست؟ كجاست آن فقيهي كه بتواند جامعيت امام را داشته باشد؟ و اگر چنين شخصي نيست بايد مجموعه متصديان قواي حاكمه فقيه صاحب صلاحيت تلقي شود.

نايب رئيس (بهشتي) ـ صحيح است اتفاقاً خيلي بجا بود، همين را هم ميخواهم اضافه كنم ولي بجاست كه دوستان هم نوبت ميگرفتند و اينكار را ميكردند.

اين كه من توضيح دادم اصلا يك اشتباه اصطلاحي بود كه با دو كلمه من ميتوانستم توضيح بدهم بيشك آقاي بنيصدر ما فرصت داريم كه اين مباحث را ادامه بدهيم و خود شما و ديگران هم صحبت بفرمائيد تا اينكه آراء برخوردي سالم و سازنده پيدا بكند و بيك جمعبندي نهائي برسيم، خود من هم در اين زمينه خيلي مطلب دارم كه بموقع عرض خواهم كرد، آقاي عرب بفرمائيد.

عرب ـ بسم الله الرحمن الرحيم.

چنانكه بخواهيم كليه افراد جهان را از نظر تعليم و تربيت مطالعه كرده و بشناسيم، نسل نوپاي هر زمان در هر مكان نماينگر بدي و خوبي تعليم تربيت والدين آنها است.

نمايندگان هر مجلس و يا شوراي هر شركت، سمت همان والدين را در برابر تعليم و تربيت فرزند دارند، اگر فرزند با ادبي را ببينيم معيار سنجش و تعليم و تربيت او، والدين او در كانون خانوادگي هستند و اگر يك فرد بيبند و باري را مشاهده كنيم، او آينة تمام نماي يك والدين بينظام در زندگي است، با اين تفاوت كه بار سنگيني را آقايان نمايندگان اين مجلس بعهده دارند.

قانون اساسي كه بنيانگذار خط مشي 30 درصد نسل حاضر و 70 درصد نسلهاي آينده است هر قدر نيكوتر و اساس آن محكمتر گردد نمايانگر اعمال انساني و نشان دهنده مغزهاي تفكر آفرين شخصيتهاي والاي اين مجلس است و هر فرد در برابر تخصصي كه دارد مسئوول است.

بزرگترين مسئوليت در اين مجلس يا در هر مجلسي ديگر، شامل حال آيات عظام و فقهاء عالي مقام است «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم» پس در اين صورت كارگر در رشته خود، مهندس در رشته خود، طبيب در رشته خود، ولي فقها مسئوليت بيشتري دارند چونكه فقها فرمان دهنده كل جامعهاند.

در هر مسألهاي هر كجا كار هر فرد گير افتاد، راهنمايان اصلي فقها و صلحا هستند، فقها هستند كه معلمين جامعهاند و اين نهضت را با اين جا و به پيروزي نهايي رسانده و ميرسانند.

چطور به وسيله آيات عظام و چطور به وسيله يك رهبري قاطع و نابغه، انقلابي تاريخي و يك نهضتي بوجود آورديم كه نشان دهنده يك رهبري اصيل و يك ملت فرمانبردار در برابر رهبري قاطع است كه تاريخ بشري جز نبياكرم و ائمه هدي يك چنين انقلاب و چنين رهبري سراغ ندارد.

انقلاب كبير فرانسه را كه مطالعه ميكنيم ميبينيم پاسكال و ولتر و ديگران چنين انقلابي نكردند و يك چنين افرادي راهم نداشتند كه ملتي سر تسليم در برابر رهبري قاطع او و ساير آيات عظام فرود بياورند و طاغوت و طاغوتيان را از بين ببرند، يك نمونه رفتار نيك والدين در برابر فرزند مطالعه كردن عناصر نوپا است.

نمونههاي ديگر آن در جو و در ارض و در عناصر ديگر نهفته است كه زماني كه علم و دانش آنقدر پيش روي بكند كه وسائل ضبط صداهاي پراكندهاي كه در جو زمين هست پخش كند و دستگاهي بسازد كه صداهائي كه در دل زمين و ديوارها است ضبط و پخش كند، متوجه ميشويم كه در هر زمان و در هر مكان چه عكس العملهائي انجام شده است.

اگر الان همان دستگاهي كه عرض كردم اينجا موجود بود و در و ديوار و زمين و جو اين مكان مقدس را زير اين دستگاه ميگذاشتيم متوجه ميشديم كه چه افراد خونخوار و چپاولگر و متجاوزي بر اين كرسيها نشسته بودند و حقوِ افراد ملتي را دستخوش لذائذ خود قرار داده بودند، يكي از اين افراد را كه بنده كاملا ميشناسم و با او روبرو شدهام بزرگترين ظالم زمان، سپهبد امير احدي بود.

افرادي كه درباره اين فرد ظالم مطالعه كردهاند ميدانند او چه شخص ظالمي بود بطور خلاصه جوجهاي كه در سال ميخورد بطور مجاني از رعيتها ميگرفت و در چهار راه حسن آباد يك زمين بسيار بزرگي است كه حتما همه آقايان ديدهاند تماما مال او است غير از ساختمانهائي كه در جاهاي ديگر دارد و بنده نميدانم و هفت ده در ورامين داشت كه كليه مردم را استثمار كرده بود.

مباشري بدتر از خودش بنام عباس خان اسدي داشت شاهد عيني دارم كه مردم را كور وداغ و زندان ميكرد و فحاشي ميكرد و اگر بانوان كشاورزان براي نان پختن خمير درست ميكردند خمير آنان را در انتظار مردم توي تنور ميريخت و رئيس يك خانواده را مورد فحاشي قرار ميداد، چنين اشخاصي اينجا نشسته بودند و بنده يك نمونهاش را ميشناسم، ولي از آنجائيكه عرض كردم يك بار سنگيني به دوش فرد فرد ما هست براي سي درصد نسل حاضر و هفتاد درصد نسل آينده كه نمايانگر افعال انساني ما باشد، بايد از حقوِ هر فرد دفاع كنيم و بيانگر پايمال شدن حقوِ هر فردي از افراد جامعه باشيم.

آنچه كه من در پيشنويس قانون اساسي مطالعه كردم اصلي درباره قانون كار و نظام كارخانجات در آن نديديم، البته بطور اجمال گفته است بايد تبعيض از بين برود و مساوات برقرار شود ولي آن يك چيز كلي است كه اگر ما بخواهيم به كليات بپردازيم جزئيات همه ميماند.

بنده پيشنهاد ميكنم مقررات استخدامي كليه كارخانجات در سراسر مملكت اعم از ساعات كار و حقوِ و مزايا و استخدام و بازنشستگي و بيمه با در نظر داشتن شرايط بدي آب و هوا بايد زير چتر و پوشش يك قانون قرار بگيرد.

مگر چه فرِ است بين شركت بافت كار و دخانيات كه كارگر دخانيات از مزاياي قانون استخدامي كشور برخوردار باشد اما كاركنان شركت بافت كار روزمزد باشند؟ مگر فرقي بين اين كارگر و آن كارگر هست؟ مگر فرقي بين كارگر كارخانجات نساجي و راه آهن هست؟ مگر فرقي بين كليه كارگران سراسر مملكت با كارگران شركتهاي نفت و پالايشگاهها هست؟ انسانها از نظر صفات با هم تفاوتهائي دارند، ولي از نظر حقوِ انساني چه فرقي بين آنها است؟ يك فرد فقيه عملش بجاي خود محفوظ، يك فرد عامي با يك فرد فقيه، يك فرد كارگر با يك فرد حاكم، يك چوپان با يك وزير مگر از نظر حقوِ انساني با هم فرقي دارند؟ «و خلقنا كم من ذكروانثي» قرآن ميفرمايد چه فرقي بين اينها هست اين عمال مزدوران و طفيليها و ستايشگران اربابان شرقي و غربي كه آمدند و اين مسايل تفرقه زا را بين اقشار كارگر و كشاورز و اصناف ديگر براي چپاولگري خودشان پياده كردند، اگر اين كارها را نميكردند دستهاي رزمنده كليه اقشار از چنگال يكديگر بيرون نميآمد و آنها پنجاه و چند سال به اين ملت اصيل حكومت نافرجام خود را تحميل نميكردند.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي عرب دو دقيقه بيشتر وقت نداريد.

عرب ـ با اينكه خدمتتان عرض كردم كليه تبعيضات بين قشر كارگر و كارمندان و بين شركتها از همين رهگذر است كه تفرقه مياندازند، آنهائي كه از پشت خنجر ميزنند همه جا و همه وقت در لباس اسلام ميآيند و به پشت اسلام خنجر ميزنند ولي بحمدالله با رهبري قاطع امام خميني و با پيروي اصيل ملتي قدرت آفرين كاخ كيهان خراش طاغوت و طاغوتيان را فرو ريختيم و حكومت قرآني و اسلامي و ولايت فقيه را به خواست ذات اقدس پروردگار خصوصا در جامعه ايران و در جوامع اسلامي عموماً پياده خواهيم كرد.

با عرض تشكر، بنده ديگر عرضي نداشتم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ وقت جلسه تمام است دوازده نفر اسمشان در صورت هست آقايان: صافي، هاشمي نژاد، بشارت، خانم گرجي، سبحاني، اشراقي، سيد جلال موسوي، سيد جلال طاهري، خادمي، نوربخش، نبوي، حائري يزدي و دكتر روحاني.

در صورتيكه فردا صبح آئين نامه داخلي مجلس طرح شود نوبت اين آقايان براي جلسات بعد از تصويب آئيننامه محفوظ خواهد بود.


3ـ پايان جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ دستور جلسه فردا بحث درباره آئين نامه داخلي است كه گروه منتخب آماده كردهاند و بجاست كه تكثير بشود و صبح زود آماده باشد كه دراختيار آقايان گذاشته شود كه مطالعه بفرمايند.

اميدوارم خداوند ما را هدايت و ارشاد كند.

جلسه را ختم ميكنيم.

جلسه آينده، فردا صبح ساعت 9 خواهد بود.

(ساعت بيست جلسه ختم شد) نايب رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي ـ دكتر سيد محمد حسيني بهشتي

منبع:شورای نگهبان
ادامه دارد
یزدفردا

+ نوشته شده توسط روشن ضمیر در یکشنبه دوم خرداد 1389 و ساعت 11:58 |

2ـ انتخاب رئيس، نايب رئيس و دبير و دو نفر منشي-3ـ بحث دربارة نحوة تدوين آئين نامه داخلي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي-4ـ انتخاب پنج نفر جهت عضويت در كميسيون مربوط به تنظيم آئين نامه داخلي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي

06 بهمن 1388 - بعدازظهر 03:00                         تعداد باردید : 2192                          کد خبر : 21303

مشروح مذاكرات مجلس تدوین قانون اساسی:جلسة دوم



صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

یزدفردا :علی آبادی :جهت اطلاع رسانی به فردائیان و ثبت در تاریخ در این سلسله مطالب ، مشروح مذاکرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و تدوین قانون اساسی آورده می شود.

توجه: تمام نوشته های مندرج در این بخش، از سایت شورای نگهبان بازانتشار می شود. آوردن این جلسات در سایت یزدفردا به خاطر دسترسی مستقیم پژوهشگران و فردائیان به متن این جلسات در این سایت است.

یزدفردا

جلسة دوم بيست و هشتم مرداد ماه 1358 هجري شمسي



جلسه در ساعت هفده روز بيست و هشتم مرداد ماه 1358 هجري شمسي برابر با بيست و پنجم رمضان المبارك 1399 هجري قمري به رياست آقاي سيد محمد علي انگجي (نايب رئيس سني) تشكيل شد.



فهرست مطلب:

1ـ اعلام رسميت جلسه و بحث پيرامون كيفيت كار مجلس

2ـ انتخاب رئيس، نايب رئيس و دبير و دو نفر منشي

3ـ بحث دربارة نحوة تدوين آئين نامه داخلي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي

4ـ انتخاب پنج نفر جهت عضويت در كميسيون مربوط به تنظيم آئين نامه داخلي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي

5ـ تعيين زمان تشكيل جلسه بعد و پايان جلسه دبيرخانة مجلس بررسي نهائي قانون اساسي
[--------------------------------------------------------------------------------------]

1ـ اعلام رسميت جلسه و بحث پيرامون كيفيت كار مجلس
نايب رئيس (انگجي) ـ جلسه رسمي است چون وظيفه هيأت رئيسه موقت، برگزاري انتخابات هيأت رئيسه دائمي است بدين ترتيب كار انتخاب هيأت رئيسه دائمي شروع ميشود.


آقاي موسوي قهدريجاني بفرمائيد.


موسوي قهدريجاني ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.


با عرض معذرت از طرف رياست محترم از مشكلاتي كه صبح پيش آمد و خود ايشان هم بدواً بعلت كهولت سن و ناراحتي مزاج عذر خواسته بودند برنامه را ادامه ميدهيم و از برادراني كه وقت گرفته بودند بعلت اينكه كفايت مذاكرات تصويب شده عذر ميخواهيم و انتخابات را شروع ميكنيم.


عدهاي از نمايندگان ـ كانديداها را معرفي بفرمائيد.


عضدي ـ كسي بعنوان كانديدا معرفي نشده است بنابراين آقايان نميتوانند هر كسي را مايل بودند شخصاً انتخاب بفرمايند و يا كسانيكه براي رياست و نيابت رياست و دبير و دو منشي داوطلب هستند ميتوانند شخصاً خود را كانديدا كنند و يا اگر برادران، كساني را ميخواهند كانديدا كنند، در اينجا مطرح بفرمايند.

بنده آيت اللّه منتظري را براي رياست و آقاي دكتر بهشتي را براي نايب رئيس و آقاي دكتر روحاني و موسوي را بعنوان منشي و آقاي دكتر آيت را براي دبيري پيشنهاد ميكنم.

نايب رئيس (انگجي) ـ آقاي حجت الاسلام رباني بفرمائيد.

رباني رانكوهي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

اگرچه قبل از ظهر پيشنهاد كفايت مذاكرات تصويب شد، اما تصور ميكنم كه كفايت مذاكرات در مورد چيزي كه ما الان در آن بحث ميكنيم نبود.

بعضي نظر داشتند كه دربارة آئيننامه صحبت شود و بعضي صحبت از اصل قانون اساسي داشتند در اين باره كفايت مذاكرات داده شد اما دربارة اين مطلب كه الان ما ميتوانيم هيأت رئيسه را انتخاب كنيم يا نه، صحبتي نشد.

تصور ميكنم اولين كاري كه بايد انجام گيرد، انتخاب هيأت رئيسه است كه بايد بنحو صحيحي انجام گيرد.

يعني بايد از آقايان نمايندگان رأيگيري شود كه اگر موافقت دارند، قبل از هر چيز هيأت رئيسه مجلس طبق آئين نامهاي كه قبلاً پيشنهاد شده بود، انتخاب شود.

در صورتيكه رأي موافق دادند.

آنوقت است كه انتخابات هيأت رئيسه را طبق همان آئين نامه انجام خواهيم داد و باين ترتيب بعد از اين هم مورد اشكال قرار نميگيرد.

بنابراين ابتدا نسبت به اين مطلب رأيگيري ميشود كه آيا قبل از هر كاري هيأت رئيسه طبق اين آئين نامه انتخاب بشود يا خير؟ اين پيشنهاد من است كه اگر آقايان موافقت كردند و رأي موافق به اين نحوه انتخاب دادند، كانديدا براي رياست و نيابت و دبيري و دو منشي تعيين شود.

نايب رئيس (انگجي) ـ استدعا ميكنم كه نمايندگان محترمي كه با پيشنهاد آقاي حجت الاسلام رباني مبني براينكه انتخابات هيأت رئيسه را الان شروع بكنيم، موافقت دارند قيام بفرمايند.

(اكثر برخاستند) تصويب شد.

خواهش ميكنم اگر غير از اين كانديداهائي كه معرفي شد كانديداهائي را در نظر داريد معرفي بفرمائيد در غير اينصورت مجاز هستيد به هر كسي كه ميخواهيد رأي دهيد.

آقاي هاشمي نژاد بفرمائيد.

هاشمي نژاد ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

با توجه به آنچه كه دارد پيش ميآيد وقت ما روي يك سري مسائل غير ضروري بمصرف ميرسد و من فكر ميكنم در آينده از نظر وقت مشكلاتي خواهيم داشت، راجع به كفايت مذاكرات رأي گرفتيد و اين مسأله تمام شده بود و ديگر ضرورتي نداشت كه دوباره مطرح شود.

راجع به مرحله بعدي يعني انتخاب هيأت رئيسه كه مركب از يك رئيس و يك نايب رئيس و يك دبير و دو منشي بود و پيشنهاد برادرمان جناب مهندس سحابي مركب از دو بخش بود اول كفايت مذاكرات و دنبالهاش رأي گرفتن براي انتخاب هيأت رئيسه كه اين مسأله صبح تعيين تكليف شد و خاتمه يافت.

بنابراين طرح اين موضوع ديگر ضروري نيست و در اينجا بنظر من ضرورتي ندارد كه افراد بيايند و كانديداهايشان را معرفي كنند و خود اين عمل رأي را از حالت مخفي بودن بيرون ميآورد.

بنابراين پيشنهاد ميكنم اجازه بفرمائيد به همان ترتيب كه صبح تصويب شد عمل شود.

آقايان نمايندگان به كسانيكه در نظر دارند رأي دهند و زوتر بتوانيم در متن كار وارد شويم.

نايب رئيس (انگجي) ـ آقاي مهندس سحابي بفرمائيد.

مهنس سحابي ـ من آقاي آيت اللّه طالقاني را به سمت رئيس و آقاي آيت اللّه دكتر بهشتي را به سمت نايب رئيس و آقاي استاد ابوالحسن بني صدر را به سمت دبير و آقايان اكرمي و دكتر نوربخش را به سمت منشي معرفي ميكنم.


2ـ انتخاب رئيس، نايب رئيس، دبير و دو منشي نايب رئيس (انگجي) ـ براي انتخاب هيأت رئيسه اخذ رأي ميشود.

(در اين هنگام آقايان منشيان و يك نفر ناظر در محل اخذ رأي حاضر شدند و نمايندگان به ترتيب زير رأي دادند.

آقايان: دكتر آيت - جعفر اشرفي - سيد كاظم اكرمي - ميرزا محمد انواري - حاج شيخ هادي باريك بين - دكتر محمد جواد باهنر - حاج شيخ محمد تقي بشارت - دكتر ابوالحسن بني صدر - دكتر سيد محمد حسيني بهشتي - دكتر سرگن بيت اوشانا - سيد اكبر پرورش - عبداللّه جوادي آملي - محمد جواد حجتي كرماني - سيد منير الدين حسيني هاشمي - شيخ عبدالرحمن حيدري - حاج آقا حسين خادمي - هراي خالاتيان - سيد محمد حسيني خامنهاي - سيد حسن طاهري خرم آبادي - شيخ ابوالقاسم خزعلي - مهندس عزيز دانش راد - سيد عبدالحسين دستغب - عبدالرحيم رباني - محمد مهدي رباني رانكوهي - شيخ حسينعلي رحماني - محمد رشيديان - دكتر محمود روحاني - جعفر سبحاني - مهندس عزت اللّه سحابي - موبدرستم شهزادي - دكتر عباس شيباني - لطف اللّه صافي - سيد عبداللّه ضيائي نيا - سيد محمود طالقاني - سيد جلال طاهري - جبيب اللّه طاهري - علي محمد عرب - حسن عضدي - مولوي عبد العزيز ملازاده - جواد فاتحي - جلال الدين فارسي - ميرزا علي فلسفي تنكابني - محمد فوزي - دكتر علي قائمي اميري - سيدعلي اكبر قرشي - شيخ محمد كرمي - سيد جعفر كريمي ديو كلاهي - سيد محمد كياوش - خانم منيره گرجي - دكتر علي گلزاده غفوري - علي مراد خاني ارنگه - ميرزا علي مشكيني - شيخ ابوالحسن مقدسي شيرازي - مهندس رحمت اللّه مقدم مراغهاي - ناصر مكارم شيرازي - سيد موسي موسوي قهدريجاني - سيد مير كريم موسوي كريمي اردبيلي - سيد محمدعلي موسوي جزايزي - حاج سيد اسمعيل موسوي زنجاني - حسينعلي منتظري نجف آبادي - حميد اللّه ميرمرادزهي - سيد محمد حسن نبوي - دكتر سيد احمد نوربخس - سيد حبيب هاشمي نژاد - شيخ محمد يزدي.

(آراء مأخوذه قرائت و استخراج شد و نتيجه به قرار زير اعلام گرديد.

) نايب رئيس (انگجي) ـ آقاي آيت اللّه منتظري با 40 رأي به رياست مجلس خبرگان و آقاي دكتر بهشتي با 40 رأي به سمت نايب رئيس و آقاي دكتر آيت با 24 رأي به سمت دبير و آقايان دكتر روحاني با 38 رأي و آقاي عضدي با 37 رأي به سمت منشي انتخاب شدند.

از جناب آقاي آيت اللّه منتظري خواهش ميكنم به جايگاه رياست تشريف بياورند.

(در اين هنگام هيأت رئيسه در جايگاه مخصوص مستقر شدند.

) حسينعلي منتظري ـ اعوذباللّه من الشيطان الرجيم -
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

بنده با اينكه خودم را لايق اينهمه لطف آقايان نميدانستم ولي لطف آقايان بود كه بنده را به عنوان رياست مجلس خبرگان انتخاب كردند.

اين حسن نظر آقايان است و بنده لازم ميدانم هم از طرف خودم و هم از طرف آقايان دكتر بهشتي و دكتر آيت و دكتر روحاني و عضدي تشكر كنم كه حسن نظر داشتند و به بنده و آقايان رأي دادند و عجالتاً و موقتاً از آقاي دكتر بهشتي تقاضا ميكنم كه امروز مجلس را اداره كنند چون ايشان الان در متن كار هستند و من اميدوارم كه در آينده بتوانم آنچه را كه وظيفهام هست انجام دهم.

آقايان توجه دارند كه بار سنگيني بدوش آقايان گذاشته شده زيرا قانون اساسي زيربناي سياست آينده كشورماست اميدوارم كه يك قانون اساسي كه صددرصد اسلامي باشد و در آن حقوِ همه طبقات حتي غير مسلماناني هم كه در ايران هستند زير چتر اسلام تأمين شود، و در عين حال قانوني باشد مترقي و خلاصه آنكه هم اسلامي باشد و هم مترقي.

آقايان انشاء الله به اين مجلس بيشتر اهميت بدهند و سعي كنند در همه جلسات و كميسيونها شركت كنند و كارهاي ديگر را فداي اين مجلس كنند، نه كار اين مجلس را فداي كار ديگر.

زيرا براي ديد و بازديد به تهران نيامدهايم بلكه براي تنظيم يك قانون صددرصد اسلامي و كاملا مترقي كه بتوانيم در اختيار ملت ايران بگذاريم كه با شوِ و اشتياِ به اسلام رأي دادهاند.

ما اميدواريم كه همه موفق باشيم و بتوانيم وظائفمان را بخوبي انجام بدهيم.

آقاي دكتر بهشتي بفرمائيد.


3ـ بحث دربارة نحوة تدوين آئين نامه داخلي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي نايب رئيس (دكتر بهشتي) ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

رسميت جلسه را همراه با تشكر و سپاس فراوان خود و دوستان اعلام ميكنم.

طبق مذاكرات قبلي قرار براين بود كه اولين مطلب تصميمگيري دربارة آئين نامه داخلي مجلس باشد.

چون به هر حال ادامه كار اين مجلس موكول است به تصميمگيري دربارة آئين نامه داخلي و براي كارمان چون هيچ آئين نامه مورد قبول قاطعي كه مشخص كند چه بايد بكنيم در دست نداريم برطبق سنت عمل ميكنيم هر چند به قول برادرمان آقاي مهندس سحابي آئين نامه قبلي چون به تصويب شوراي انقلاب رسيده، در حقيقت اعتبار قانوني دارد.

مثل آئين نامه مجلس كه در گذشته به تصويب مجلس قبلي ميرسيد ولي با اينحال براي پرهيز از هر گونه مباحثه فعلاً بر طبق سنت عمل ميكنيم تا هر چه زودتر با همت آقايان آئين نامه داخلي تهيه شود.

در اين زمينه براي رعايت صرفه جوئي در وقت كه وظيفه قطعي ماست دو نفر ميتوانند صحبت كنند.

آقاي هاشمي نژاد بفرمائيد.

هاشمي نژاد ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

عذر ميخواهم تذكر ميدهم بحث درباره خود آئين نامه نيست، بحث درباره كيفيت آنست.

بهترين كيفيت براي تهيه آئين نامه با رعايت نهايت اختصار من تصور ميكنم بحث دربارة آئين نامه و كيفيت آن اصولا در صلاحيت ما نيست، ما در شرايط انقلاب به سر ميبريم بعد از سرنگون شدن هر سيستم حكومتي و روي كار آمدن سيستم جديد، كانالي براي قانونگذاري دارند در همه ابعاد كه يا با تحميل فكر و عقيده از طريق قدرت است، و يا كانالهاي ديگري كه وجود دارد.

در مجموع هر انقلابي بعد از پيروزي يك شوراي انقلاب دارد كه شوراي انقلاب مسؤوليت قانونگذاري را در مملكت برعهده دارد منتها اين شوراي انقلاب گاهي محصول اعمال زور و قدرت است كه از طرف اقليتي نسبت به اكثريتي انجام ميگيرد، و گاهي مانند كشور ما است كه شوراي انقلاب به وسيله امام انتخاب ميشود و اكثريت قاطع ملت با امام هستند.

بنابراين انتصابات امام به منزله انتخاب ملت است و هر چيزي را كه امام انتخاب بكند، ملت روي آن رأي قاطع خواهد داد.

با اين ترتيب كانالي كه براي قانون گذاري ما داريم شوراي انقلاب است اصل اين مجلس با اين خصوصيات و مدت آن و تمام آنچه كه در آن ميگذرد و كاري كه ما داريم ميكنيم از يك كانال قانوني گذشته كه در انقلاب كشور ما وجود دارد و آن كانال، كانال شوراي انقلاب است.

آئين نامه مجلس هم درست از همين كانال گذشته است و ما صلاحيت رسيدگي به اصل آئين نامه و كيفيت آنرا نداريم زيرا كه مبناي صلاحيت ما يا رأي مردم است به طور مستقيم و يا به طور غير مستقيم نظر امام است كه هيچكدام در اين جهت وجود ندارد.

مردم ما را براي بررسي پيش نويس قانون اساسي انتخاب كردهاند و چگونگي كار و مدت قانوني بودن دوران نمايندگي مان همه و همه در رابطه با همان كانالي است كه امام ميفرمايد و من تصور ميكنم كه اگر ما در اين تصويبنامه دستي ببريم و طبق تصويبنامه اصلاح شده بخواهيم اين كار را بكنيم عملمان غير قانوني است.

هيچ كانال قانوني نداشته و ندارد براي اينكه تكرار ميكنم كار ما از نظر روال كلي قانون انقلاب كشورمان.

مبنايي ندارد و حق دست بردن در اين آئين نامه را نداريم اگر دست ببريم نياز دارد كه دوباره به شوراي انقلاب برگردد و تصويب بشود و از آن مجرا بيايد تا كارمان در اين مدت جنبه قانوني پيدا بكند.

انتقادي كه فقط در اينجا هست اين است كه وزرات كشور ميبايست نظامنامه داخلي را تكثير كند و در اختيار نمايندگان قرار بدهد كه همه افراد بدانند نظامنامه داخلي چيست و به چه صورت مجلس در اين مدت كار خودش را انجام ميدهد.

والسلام.

نايب رئيس (بهشتي) ـ جناب آقاي رباني بفرمائيد.

رباني شيرازي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

آنچه كه بنظر ميايد حضار در مجلس، منتخبين ملتند براي يك كار تخصصي، يعني بررسي پيش نويس قانون اساسي كه آيا اين قانون، اين پيش نويس، انطباِ با قوانين اسلامي دارد يا ندارد؟ كه اگر ندارد آنرا منطبق با اسلام بسازند.

بنابراين كار آقايان يك كار تخصصي است و برنامه كار تخصصي را هم متخصصان ميتوانند تعيين نمايند.

كساني كه خارج از اين عده هستند نميتوانند برنامه كار آنها را تعيين كنند، مخصوصاً اينكه تعيين اين برنامه در كيفيت قانوني كه بعداً مورد رسيدگي واقع ميشود، دخالت دارد.

به اين معني كه ما ميتوانيم اين برنامه را چند جور تدوين كنيم يكي اينكه جمع مواد قانون از نظر آقايان بگذرد وروي آن تحقيق و تدقيق نمايند و يك قسمت اينكه نه، بيائيد هر قسمتي رابدست گروهي بسپاريد كه لازمهاش اين است كه دقت كافي و تحقيق در تمام مواد آن حاصل بشود.

روي اين اصل من خيال ميكنم كه تهيه برنامه وظيفه خود آقايان است و نه از طرف گروه ديگري كه خارج از صلاحيت آنها ميباشد.

علاوه بر اين ما منتخب مردميم نه منتخب شوراي انقلاب يا دولت كه بخواهند براي ما برنامه ريزي كنند.

اين يك مطلب است، مطلب دوم در رابطه با خود برنامه، آن چيزي كه بنظر بنده ميايد كميسيونهاي چند نفري تشكيل بشود، كليه اصول در حدود 150 تا 200 اصل است به اختلاف پيش نويسها.

بعضي در حدود 150 و بعضي در حدود 200 اصل است.

يك ماه هم ما وقت داريم اگر يك كميسيون دوازده نفري را تعيين كنيم ميتوانيم روزي 5 تا 7 اصل را در آن بگنجانيم و آن اصولي را كه براي كميسيونها تعيين ميكنيم، تمام افراد كميسيونها ميتوانند آن را با دقت و تحقيق بررسي كنند.

بنابراين كميت كار كه به اين نحو است كيفيتش هم به همين نحو باشد.

نايب رئيس (بهشتي) ـ جناب آقاي رباني عذر ميخواهم اول درباره اصل تصويب آئين نامه ميخواهيم صحبت بكنيم، نظرات آقايان درباره كيفيت در مرحله بعدي است.

رباني شيرازي ـ پس اگر بحث درباره اصل برنامه است و فعلا كيفيت مورد توجه نيست، بنده عقيدهام اين است كه برنامه را خود آقايان بايد تعيين نمايند.

ديگر عرضي ندارم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ دو نفر از آقايان وقت خواستهاند قبل از كفايت در مذاكرات ميتوانيم بحث را ادامه دهيم.

آقاي منتظري بفرمائيد.

رئيس (منتظري) ـ اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

با تأييد فرمايشات آقاي رباني، بعنوان تأكيد عرض كنم كه كاري است اساسي كه سي و پنج، شش ميليون جمعيت ايران بعهده آقايان گذاشتند و ملتي كه اينهمه خون داده است، اينهمه خسارت ديده است، شما را انتخاب كرده براي اينكه يك قانون صددرصد اسلامي در كشور ما به مورد عمل گذاشته شود.

اين ملت به آقايان اعتماد كردهاند و متد و روش كار بسيار مؤثر است كه اين كار خوب انجام شود، يا بد انجام شود.

بنابراين وقتي كه آقايان موظفند كه كار را خوب انجام بدهند قهراً بايستي آن متد و روش كار را خود آقايان با عقل خودشان، با فكر خودشان، انتخاب كنند، كه در يك چهارچوب معيني فكر شما را محصور نكرده باشند.

كه بگويند بايد در اين چهارچوب فكر كنيد، نه، آزاد باشيد.

اگر براي مذاكرات حد و مرزي معين ميشود، حد و مرزي است كه با فكر خودشان تنظيم كردهاند و اصول قانون اساسي را بررسي ميكنند.

اينكه فرمودند شوراي انقلاب، ما همه مخلص شوراي انقلاب هستيم ولي ميدانيد كه شش، هفت ماه از مدت انقلاب ميگذرد، البته باز هم بايد باشد ولي آنچه مردم بايد صددرصد حرف شوراي انقلاب را عمل كنند، در صورتي است كه يك چنين آزادي عملي نداشته باشند كه در انتخابات آزادي بيايند و رأي بدهند و نمايندگان خود را انتخاب كنند و آنها را كه اعتماد دارند به مجلس بفرستند.

در يك چنين وقتي ديگر نميشود گفت شوراي انقلاب، شوراي انقلاب مال وقت اضطرار و وقت جنگ است، در وقتيكه تازه انقلاب شده است.

اگر آرامش در كشور ما نبود، پس انتخابات آزادي هم نبوده.

ما مدعي هستيم كه آرامش برقرار شده و ملت آزادانه توانسته است رأي بدهد و منتخبين خودشان را به مجلس بفرستند و منتخبين كار خود را انجام بدهند و كار خوب انجام بدهند و كار خوب انجام دادن توقف دارد باينكه آزاد باشند، دست و پايشان را در پوست گردو نگذاريد و بگوئيد شما موظفيد كه اين جور كار كنيد.

بنابراين روش كار اين است كه خود آقايان بايد انتخاب كنند.

متشكرم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مكارم شيرازي بفرمائيد.

مكارم شيرازي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

قسمتي از عرايضي را كه بنده ميخواستم بكنم، جناب منتظري و جناب آقاي رباني بيان كردند.

چيزي را كه بنده ميخواهم اضافه كنم اين است كه آئين نامه داخلي اين مجلس در واقع بيان طرز تفكر هيچكس نميتواند باشد كه به من بگويد اين چنين فكر كن.

من بايد خودم ببينم چگونه بهتر ميتوانم فكر كنم و اصولا شوراي انقلاب مربوط به مسائل كلي مملكت است و من فكر ميكنم كه اصلا با همه احترامي كه براي شوراي انقلاب قائل هستيم، مسأله از حدود صلاحيت شوراي انقلاب بيرون است، براي اينكه كار من و فكر من و روش فكر من از هم جدا نميتواند باشد.

اين آئين نامه نامهاي كه تنظيم شده تا آنجائي كه من اشارهاي در جرايد ديدهام متأسفانه هنوز اصلش را به ما ندادهاند و فقط اشارهاي در جرايد بود.

اگر آن باشد، من فكر ميكنم خيلي از فكرهاي ما به هدر رفته باشد.

وقتي من اين چنين تصور ميكنم آنوقت چگونه ميتوانم طبق اين آئين نامه به نفع قانون اساسي ابراز نظر بكنم؟ روشي كه نميتوانم دفاع از قانون اساسي كنم آن روش را به من كسي تحميل كند و بگويد مطابق اين روش فكر كن، مطابق اين روش اظهار نظر كن، مطابق اين روش قانون اساسي تنظيم كن، اگر من ميخواهم تنظيم و تصويب كنم، پس روش و طرز فكر را هم، من بايد انتخاب بكنم و ما قبلا با رفقا، پر از صفا و صميميت و تفاهم نشسته بوديم و بررسي ميكرديم.

يك طرح هائي هست كه خيلي بهتر از طرحي است كه از طرف شوراي انقلاب پيشنهاد شده اگر آن طرحها عملي بشود فكر ميكنم برداشت اين جلسه، چند برابر بشود.

آيا صحيح است آن طرحي را كه ما فكر ميكنيم اگر مطابق آن رفتار كنيم برداشت اين جلسه چند برابر ميشود، رها كنيم و چشم و گوش بسته دنبال طرحي برويم كه به ما تحميل شده است؟ شايد اين تعبير صحيح نباشد ولي بالاخره قريب به آن است و به ما تحميل شده است.

بنابراين من فكر ميكنم ترديدي نباشد كه هر چند زودتر طرحهاي مختلفي كه از طرف نمايندگان تهيه شده است در اينجا مورد بررسي قرار گيرد و انتخاب اصلح كنيم و مطابق آن نشاءاللّه مشغول به كار شويم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ از آقايان منشيها خواهش ميكنم مراقبت بفرمائيد دوستاني كه نوبت بخواهند، نوبتشان رعايت بشود.

همينطور كه اول عرض كردم اين جلسه را با سنت اداره ميكنيم ، آنهم نه سنت به معناي همه سنتهاي پارلماني معهود - چون يكي از دوستان ميفرمودند با سنتي كه واقعاً بتوانيم با وقت كمتر و با عدالت بيشتر اين مبحث را تمام بكنيم - بعد بنده بر طبق آئين نامه عمل خواهم كرد.

به هر حال آقاي دكتر شيباني پيشنهاد كردهاند كه جناب دكتر سحابي وزير مشاور در امور طرحهاي انقلابي كه تشريف دارند، بيايند و دلايل خودشان را در مورد اينكه چرا اين آئين نامه را براي بررسي قانون اساسي پيشنهاد كردهاند، بفرمائيد.

البته فقط در اين بخش، بخشهاي ديگر را در جلسات ديگر توضيح خواهند فرمود.

اين آئين نامه قبلا به وسيله آقايان تهيه شده، به شوراي انقلاب آمده، شوراي انقلاب فرصت رسيدگي در جلسه عمومي را نداشته، كميسيون مختلطي انتخاب كرده از دولت و شورا، چون طبق روال ميبايست طرحي كه آقايان تهيه كردهاند، اول برود هيأت دولت رسيدگي بشود بعد آنجا عيناً يا با اصلاحاتي تصويب شود، آنوقت بيايد به شوراي انقلاب رسيدگي بشود.

چون وقت كم بود، تصميم براين شد كه يك كميسيون مختلط از بعضي اعضاي هيأت دولت و بعضي از اعضاي شوراي انقلاب مسؤوليت اين كار را بعهده بگيرند.

اين طرحي كه ملاحظه ميفرمائيد، مصوب آن كميسيون است.

معمول اين است كه به پيشنهاد رأي گرفته ميشود، اجازه بفرمائيد، وقت را صرف رأيگيري نكنيم.

به هر حال توضيحات ايشان براي همة ما ميتواند مفيد باشد.

هم چنانكه توضيحاتي كه آقايان دادهاند، مفيد بود (...

خامنهاي - به نظر من توضيح آقاي سحابي وجهي ندارد زيرا ايشان ميخواهند دربارة علت پيشنهاد كردن اين آئين نامه توضيح بدهند، حال آنكه ما اساساً موضوع آن را رد كردهايم و گفتيم كه مجلس رأساً صلاحيت دارد نظامنامه را خودش بنويسد، نه هر مقام ديگر و اين امر حاكم و وارد بر مطلب ايشان است و موضوع سخن ايشان را منتفي ميكند و لزومي ندارد وقت صرف كنيم)...

از آقاي خامنهاي و ديگران خواهش ميكنم بدون نوبت صحبت نفرمايند و هر كس هر صحبتي دارد لطفاً نوبت بگيرد.

پيشنهادي رسيده است، طبق سنت پارلماني يك موافق و يك مخالف روي پيشنهاد صحبت ميكنند.

اگر موافق باشيد آقاي سحابي راجع به اين آئين نامه در مدت كوتاهي در همين جلسه توضيح بدهند، بنابراين كسانيكه با اين پيشنهاد كه آقاي سحابي توضيح بدهند، موافقند، خواهش ميكنم قيام فرمايند (عده كمي برخاستند) رأي كافي نيست اين پيشنهاد رد شد.

آقاي كياوش تشريف بياورند.

كياوش ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

الصلوة و السلام علي الشهداء و الصدقين و الصالحين.

چند نكته بود كه من ميخواستم با اجازه حضار به سمعتان برسانم.

با اينكه همچون من معلمي شايد فضولي حساب شود.

بايد از نظر دور نداريم كه ذره ذره كار ما در اينجا و لحظه لحظه زمان ما الگوئي است و درسي است براي آنهائي كه بعد از ما انشاءاللّه بزودي در مسير اسلامي انقلاب قدم برخواهند داشت.

يك اشتباه كوچك ما، حتي كوچكترينش جرم بزرگ سياسي است و از طرف خدا و از طرف انقلابيون آينده غير قابل بخشش است پس اگر ايمان داريم كه انقلاب كردهايم و يقيناً ايمان داريم، بايد در همه شئون، انقلاب كرده باشيم.

ما هيچ قانون بين المللي را - همچنانكه صبح يكي از برادران به آن تكيه كردند - نميپذيريم و هيچ سنت ديرينه را نيز.

ما انقلاب كردهايم و جنگيدهايم با همان سنت هائي كه در همين مجلس حاكم بوده، دليلي ندارد كه سير قهقرائي بكنيم.

اگر انقلاب بايد صورت بگيرد و گرفته، در همه شئون بايد باشد، در همه ارزشها و آئين نامهها.

آنچنان كه علي عليه السلام در خطبة 15 به آن اشاره ميفرمايند.

پس هيچ سنتي و اصلي در اينجا حاكم نيست، مگر اينكه اصل انقلابي باشد و خبرگان مردم جديداً براي پيشبرد كارشان پيشنهاد و تصويب كرده باشند.

امكان ندارد كسي بتواند راهي را برود بدون اينكه خودش مسيرش را انتخاب بكند.

اگرچه اين تهيه كننده مسير، شوراي انقلاب باشد كه همه ما در مقابلشان خاشعيم.

از صبح تا كنون در اينجا كارهاي ضد اسلامي شده! اگر چه كوچك است ولي اگر ما اين خطاهاي كوچك را كوچك حساب كنيم از خطاهاي بزرگ نميتوانيم جلوگيري كنيم.

يكي طرز سوگند خوردن بود كه با آن تفاصيلش من احساس گناه كردم كه نشسته بودم و اينطور وقت ما به تبذير گذشت.

طبق سنت بود يا براي اينكه ببينند چه كسي ميآيد يا چه كسي ميرود و چگونه فيلمبرداري ميكنند؟ اين مراسم چه لزومي داشت؟ شايد بيشتر از سه ربع وقت ما به آن گذشت كه يك يك بيائيم اينجا سوگندنامه را امضاء كنيم.

شايد در يك دهم آن مدت امكان داشت كه همه ما سوگند بخوريم و سوگند نامه را امضاء كنيم «ولكن اللّه يابي ان يعصي في ارضه و اولياوهم مسكوت» خداوند ابا دارد از دوستانش كه ببيند گناه ميشود و آنان همچنان ساكت باشند.

همه جوانب را در اينجا بر مبناي اسلامي حساب كنيد.

حتي من آمد و رفت خبرنگاران را حساب كردم آنها را هم مبناي اصول اسلامي اجازه بدهيد بيايند و بروند.

اينجا ساحت مقدس اسلام است و تصميمگيري براي اسلام.

پس آمد و رفت هم در اينجا براي خواهران خبرنگار بايد طبق سنت اسلامي باشد.

آنچنان كه خبرنگاران خارجي محجوب اينجا ميآيند، خبرنگاران داخلي هم بايد اينچنين باشند.

گواينكه مسأله شايد كوچك باشد و قابل اهميت نباشد اما از خطاهاي بزرگتر بايد پرهيز كنيم.

دومين مطلبي كه...

نايب رئيس (بهشتي) ـ جناب آقاي كياوش مطالبي كه حضرتعالي ميفرمائيد با نطق قبل از دستور متناسب است ولي با اين بحث كه الان مطرح است، نه.

استدعا ميكنم اين مطالب را در اولين نطق قبل از دستور كه نوبت ميگيريد، بفرمائيد.

كياوش ـ بسيار خوب، پس از همين الان بعنوان قبل از دستور وقت ميگيرم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي اردبيلي بفرمائيد.

موسوي اردبيلي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
، قبلا تذكر داده شد كه دو نفر، يكي موافق و يكي هم مخالف صحبت كنند ولي در جلسه قبل عملي نشد.

يا چنين تذكري داده نشود، يا وقتي داده ميشود به آن عمل شود.

با كمال معذرت از مقام رياست، اين تذكر را دادم، صحبتها راجع به اينكه آئين نامه در صلاحيت شورا بوده يا نبوده، در صلاحيت دولت بوده يا نبوده، در مواقعي كه آقايان محترمي كه اينجا تشريف دارند، اگر قرار باشد اين مطالب را دنبال كنيم و صحبت كنيم خلي وقت ميگيرد.

تنها چيزي كه ميخواستم عرض كنم با شناختي كه من از اكثر آقايان دارم هر كدامشان در بيرون چندين كار دارند كه اگر وقتشان در اينجا مصرف نشود در آن كارها مصرف ميشود.

من هيچ كاري را كه در آن حتي پنج دقيقه وقت بيهوده بگذرد، نميپذيرم.

من كار ندارم كه آئين نامه اينجا رسيدگي بشود يا نشود.

اگر آقايان طرحي دارند كه اين آئين نامه در اينجا رسيدگي بشود، بدهند ولي طوري باشد كه وقت تلف نشود.

با اين مشكلات كه صبح با مسأله پاوه روبرو هستيم، ظهر با مسأله سنندج روبرو هستيم، شب با مسأله ديگري روبرو هستيم، بحث راجع به اينكه يك جلسه غيبت كردن حق رأي را از بين ميبرد يا نميبرد صحيح نيست، اگر وقت و فرصت كافي بود، ميرسيديم، صحبت ميكرديم عيبي نداشت.

من تقاضائي كه دارم اينست كه اين گرفتاريها در نظر گرفته شود.

مجموع وقت ما يك ماه است.

در اين يك ماه ميخواهيم 140 - 150 ماده را رسيدگي و بررسي كنيم.

احياناً طرحها و مواد ديگر هم بايد بررسي شود.

بنابراين من مخالف هستم كه نظامنامه اينجا طرح و بررسي شود و بهتر است در كميسيوني بررسي شود.

منتها با در نظر گرفتن وقت و گرفتاريها و مرحلهاي كه الان ما در آن هستيم.

اگر قرار باشد اينطور ادامه پيدا كند كارهاي لازمتر ميماند.

عرض ديگري ندارم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ دو نفر از آقايان نوبت گرفتهاند براي صحبت.

دو پيشنهاد هم رسيده است.

پيشنهادها را مطرح ميكنيم و ضمناً آقايان هم ميتوانند در پيشنهاد صحبت كنند، پيشنهاد اول، پيشنهادي است از آقاي مكارم شيرازي در مورد كفايت مذاكرات و رأيگيري.

ولي رأيگيري دربارة چي؟ مرقوم نفرمودهاند.

ميفرستم تا تكميل كنند.

پيشنهاد دوم از آقاي نوربخش است كه نوشتهاند كميسيوني جهت بررسي آئين نامه مجلس تشكيل گردد و بعد از دو روز آئين نامه را تحويل جلسه عمومي جهت بررسي و تصويب بدهند.

و در فاصله اين دو روز كه حدود 20 ساعت وقت است هر يك از نمايندگان به مدت يك ربع نظر خود را راجع به پيش نويس قانون اساسي بيان كنند.

بدين ترتيب نمايندگان محترم از نظريات يكديگر آگاه ميشوند.

البته يك نماينده ميتواند وقت خود را به نماينده ديگر بدهد.

اين پيشنهاد كامل است ميتوانيم به رأي بگذاريم ولي پيشنهاد آقاي مكارم، مقدم است ايشان پيشنهادشان را اينطور تكميل كردهاند: پيشنهاد كفايت مذاكرات و رأيگيري درباره صلاحيت اين مجلس براي تنظيم آئين نامه جديد.

ولي چون در اين باره دو نفر پيشنهاد دادهاند يكي اينكه اصولا مجلس نبايد دخالت كند.

و يكي اينكه بايد دخالت كند.

اما اشكالي نميبينم چون آقاي مقدم مراغهاي نوبت گرفتهاند اول صحبت بفرمايند و نظرشان را هم راجع به اين پيشنهاد بفرمايند.

مقدم مراغهاي ـ به نام خدا، بنده تصور ميكنم توضيحاتي كه (اجازه بفرمائيد عنوان برادر خطاب كنم) برادر رباني و منتظري فرمودند، جاي هيچ توضيحي نيست و مخصوصاً اعلام رأي كه شد مجلس رأي داد كه آئين نامه بايستي از طرف مجلس خبرگان تنظيم بشود.

اينجا يك مسأله كلي مطرح است كه آقاي مكارم در پيشنهادشان روشن ميكنند.

ما اولين هيأتي هستيم كه از طرف مردم براي تنظيم قانون اساسي انتخاب شدهايم.

هيچ وظيفهاي فعلا غير از اين كار نداريم، البته براي خودم ميگويم و اميدوارم براي همه آقايان محترم هم باشد.

اگر من چند كار داشته باشم بايد كار اول من حضور در اين مجلس و شركت در اين مذاكرات باشد.

اما ميخواهيم اين قانون اساسي را آنچنان عرضه كنيم كه مسأله شئونات اسلام در جهان مطرح بشود مسأله ثبات و مسأله آرامش مطرح است همين تشنجاتي كه امروز هست، ما بايد كاري كنيم كه آن وحدت مورد انتظار، محصول همين مجلس باشد.

بنابراين عرايضم را كوتاه ميكنم و در مورد هر دو پيشنهاد اظهار نظر كرده و ميگويم كه هر دو با هم قابل تلفيق هستند.

بنده با اين پيشنهاد موافق هستم رأي هم احتياج ندارد چون با رأيي كه چند دقيقه قبل داده شد، همه تأييد كردند كه تنظيم آئين نامه در صلاحيت مجلس خبرگان است البته همه براي اين جمهوري كار ميكنيم چه شوراي انقلاب و چه دولت انقلاب ولي مجلس خبرگان اين اولويت را دارد كه منتخب مردم است و همانطور كه آقاي منتظري گفتند حدود 5، 6 ميليون مردم اين مملكت به اين مجلس رأي دادهاند پس ترتيب و روشي را كه چطور بايد اين مجلس اداره شود و عمل كند، در صلاحيت همين مجلس خواهد بود.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي دكتر ضيائي بفرمائيد.

دكتر ضيائي ـ بطور اختصار و كامل نظر خودم ار خدمت سروان عزيز عرضه ميدارم كه اولا تقصير از هر كجا بوده نميدانم، بالاخره تقصير بوده است كه تا الان ما هيچ كدام، از آئين نامه داخلي مجلس، كه متد كارمان را تعيين ميكند، خبر نداشتيم.

بنابراين نظرخواهي در اين مورد تصديق بلاتصور است و در شأن مجلس نيست و همانطوري كه اساتيد عظام فرمودند، متد كار اين مجلس نحوه بررسي تجزيه و تحليل در جميع اصول است.

بنابراين بعضي از موادي كه شوراي انقلاب يا هر مقامي تصويب كرده، نميتواند محور كار اين نمايندگان باشد.

شوراي انقلاب كه من به سهم خود در مقابلش سر تعظيم فرود ميآورم فقط بايد كار را با نظر امام تعيين كند اما نحوه كار به نظر خود ما بسته است كه چگونه پيش ببريم.

نظرم اين است كه با فرصت كوتاهي كه ما داريم و اين طول و تفصيل كه اين آئين نامه دارد و هنوز به دست ما نرسيده بلكه با حداقل وقت بتوانيم به بررسي و تجزيه و تحليل و تدوين اصول قانون اساسي بپردازيم و فكرمان را تا شعاع مترقيانه قانون اسلام، كه جهان منتظر اوست، جولان بدهيم و ديدمان را تا آخرش بيندازيم.

بنابراين در آن قسمت بايد بيشتر حركت كنيم و آقاياني كه ديدشان وسيعتر است و بصيرترند، تعيين بشوند و همين امشب يك كميسيوني بشود و فردا اصل مطلب را بعنوان يك نظامنامه تقديم مجلس كنند و با يك قيام وقعود كار را تمام كنند و بررسي قانون اساسي را كه وظيفه اصلي آقايان است شروع كنند.

عرض ديگري ندارم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي صافي به عنوان مخالف صحبت ميفرمايند.

صافي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
، اين مسأله الان مورد بحث است كه آيا اين آئين نامه داخلي مجلس مجدداً بشور گذاشته شود، يا اينكه همانطور كه شوراي انقلاب نظر داده ما از همان روش پيروي كنيم؟ به نظر من با توجه به كيفيت برنامه انتخابات و اينكه امام اصرار داشته در اين شرايط حساس و بحراني هر چه كمتر وقت گرفته شود، بايد قانون اساسي كشور هر چه زودتر مورد بحث و تصويب قرار گيرد.

موضوع آئين نامه داخلي جنبه خصوصي دارد و از آنطرف همانطور كه برادر عزيزم فرمودند بايد آن را يك نشست و قيام وقعود حل كنيم، البته فكر ميكنم به اين سادگي نباشد، در شوراي انقلاب مدتها روي آن بحث شده و مدت رسيدگي به اصول در مجلس خبرگان تاحدي بايد محدود باشد، چرا؟ براي اينكه بحث و گفتگو كمتر باشد چون وقت كم است و بايد وقت كمتر گرفته شود و در جريان انقلاب ما وظيفه داريم يكي كار ديگري را تكميل كند و حساب اين نيست كه بگوئيم چون رويش فكر شده ما با يك قيام وقعود تصويب كنيم.

فكر ميكنم كه آئين نامه تا حدي مطالعه شده و جنبه تنظيم داخلي دارد و آن هدف كلي كه ما داريم بررسي قانون اساسي و انطباِ آن با جمهوري اسلامي است.

بايد هر چه زودتر آن را به ملت ايران ارائه بدهيم تا مورد رفراندوم قرار گيرد و لزومي ندارد كه وقت بيشتري گرفته شود و بايد سعي مان بيشتر در تدوين قانون و تنظيم اصول اساسي باشد و مسأله انتظامات داخلي كه مثلا اگر ما چند جلسه شركت نكنيم يا بكنيم چه خواهد شد، اينها به نظرم همانطور كه تا به حال روش كارما متابعت از برنامهاي بوده كه شوراي انقلاب براي ما تنظيم كرده بود و روي اين اصول وارد همين محوطه شدهايم، بعد از اين هم به همان طريق عمل كنيم و هر چه زودتر وارد در اصل مطلب بشويم، شايستهتر است.

نايب رئيس (بهشتي) ـ برادرمان آقاي اكرمي تذكر دادهاند و گفتهاند كه ما با قيام وقعود درباره ضرورت اينكه با قيام وقعود رأي گرفته شود يا نه، رأي گرفتهايم.

البته در ذهنم نيست، به هر حال برادر ديگر آقاي رشيديان پيشنهاد كردهاند كه به عنوان موافق صحبت كنند كه چون قبلا يك نفر به عنوان موافق صحبت كرده است، نميتوانيم اين عمل را كنيم و پيشنهادشان دو بخش دارد كه به رأي ميگذاريم:
1ـ پيشنهاد كفايت مذاكرات.


2ـ درباره صلاحيت اين مجلس براي تنظيم آئين نامه جديد و عدم صلاحيت.

كساني كه با كفايت مذاكرات در اين زمينه موافق هستند لطفاً قيام فرمايند (اكثر برخاستند) تصويب شد، كساني كه با صلاحيت اين مجلس براي تنظيم آئين نامه جديد موافق هستند خواهش ميكنم قيام فرمايند (اكثر برخاستند) تصويب شد.

يك پيشنهاد رسيده است كه كميسيوني جهت رسيدگي به پيشنهادات مختلف درباره آئين نامه تشكيل شود.

ضمناً به اطلاع ميرسانم كه تاكنون سه طرح از قانون اساسي نيز رسيده است، يكي طرح جديدي است كه با همكاري كارشناساني كه در اين دفتر كار ميكنند، تهيه شده و يكي هم طرحي است كه برادرمان آقاي منتظري دادهاند.

طرح ديگري هم هست كه تكثير ميشود و خدمتتان ارائه ميشود.

اگر طرح چهارم يا پنجمي هم باشد به منشيها بدهيد، آنها به دبيرخانه ميدهند و تكثير ميشود.

پس قرار شد طرحها براي اطلاع همه تكثير بشود كه همه از آن طرحها مطلع شوند.

اگر با مطالعه آن پيشنهادي به نظرتان رسيد كه منطقي بود به كميسيون بفرستيد، چون رسيدگي به يك يك مواد و پيشنهادها واقعاً در جلسه علني مشكل است، ناچاريم يك كميسيوني تعيين كنيم و اين كميسيون حق تصميم دارد، چون اگر كميسيون حق تصميم نداشته باشد چه فايدهاي دارد؟ بايد به كميسيون حق تصميم بدهيم تا كار خودش را دربارة آئين نامه انجام دهد.

بنابراين توضيحاتي كه عرض كردم اين است كه توسط دبيرخانه تكثير شود و بخش اول پيشنهاد اين است كه كميسيون را مجلس انتخاب كند و آن كميسيون ظرف دو روز يعني تا پايان سه شنبه نتيجه كارش را به جلسه علني گزارش دهد، اين پيشنهاد مطرح است و دو نفر از آقايان درباره اين پيشنهاد وقت گرفتهاند صحبت كنند.

آقاي رباني بفرمائيد.

رباني شيرازي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

با توجه به كمبود وقتي كه بعضي از آقايان به آن اشاره ميكنند، بنده با صرف دو روز وقت جلسه در اين موضوع مخالفم، چون تصور ميكنم اين دو سه طرحي كه در دسترس آقايان قرار گرفته، شب در منزل مطالعه كنند و فردا صبح در جلسه به عنوان موافق و مخالف هر طرح سخنراني بشود و پس از سخنراني اخذ رأي بشود و ما وقت را تلف نكنيم و به كارهاي اساسي مان كه رسيدگي به پيش نويس قانون اساسي است بپردازيم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ تذكري خدمت دوستان عرض كنم، خواهش ميكنم مطالبي كه شفاهاً پيشهناد ميكنيد پيشنهادتان را كتباً مرقوم بفرمائيد تا نسبت به آن رأي بگيريم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي مكارم شيرازي بفرمائيد.

مكارم شيرازي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم

با اينكه ميل ندارم مكرر مزاحم بشوم و طرفدار اين هستم كه حداكثر صرفهجوئي در وقت بشود، مطلبي به نظرم لازم رسيد كه به عرض آقايان برسانم، مثل اينكه درباره آئين نامه و تلقي بعضي از آقايان از اين آئين نامه اشتباهي شده، ما نميخواهيم بنشينيم بحث كنيم كه چند جلسه غيبت كردن چه حكمي دارد يا طرز پيشنهاد كردن و يا طريقه رأي گرفتن با قيام و قعود به چه شكل بايد باشد، از آئين نامه آنچه كه مربوط به اين مسأله است همان را ميشود پذيرفت.

يك مسأله براي ما بسيار اهميت دارد كه آن را هم در يك جلسه شايد بتوانيم تمام كنيم و آن اينست كه به چه نحو اين 151 اصل مورد بررسي قرار بگيرد و اين پيشنهادي كه در اين آئين نامه هست و الان من يك مقدارش را مطالعه ميكردم، فصول را جدا كرده 10 اصل را در اختيار من و چهار نفر ديگر گذاشته و 10 اصل را در اختيار ديگري با چهار نفر ديگر گذاشتهاند، ما معتقديم اين طرز تقسيم، لطمه به اساس كار ميزند.

ما طرح ديگري هم داريم كه همه در همه مواد بررسي بكنند بدون اينكه وقت زيادي گرفته شود.

با اينكه اين مربوط به ما هيت مطلب است، چون شاهد اصل سخنم هست، عرض ميكنم مثلا طرح اينست كه ما 7 گروه بشويم و اين 7 گروه هر كدامش در يك روز اعلام بشود 10 اصل از اصل يك تا اصل 10 را بررسي كنيم.

نايب رئيس (بهشتي) ـ عذر ميخواهم جناب آقاي مكارم طرح را ارائه بفرمائيد.

مكارم شيرازي ـ من براي اينكه اهميت اين مسأله را در آئين نامه مشخص كنم، بايد يك توضيحي عرض بكنم و الا دليلم روشن نميشود.

بعضي آقايان تصور فرمودهاند كه اين مسأله جزئي است و وقت را ميگيرد.

بايد عرض كنم اين يك مسأله جزئي نيست و اساس كار ما را تشكيل ميدهد.

اما اگر بخواهيم آن چنان كه در اين آئين نامه تنظيم شده تقسيم بكنيم، عملاً هر قسمتي از قانون اساسي در اختيار يك گروه قرار ميگيرد، در حالي كه همه گروهها در همه مسائل با صرفه جوئي در وقت ميتوانند دخالت كنند.

تقسيم بندي ميشود و ده اصل را در اختيار همه بگذاريد، اين ده گروه بررسي ميكنند و عصر كه شد نتيجه افكارشان را مينويسند و تكثير ميشود و در اختيار همه گذاشته ميشود و همه گروهها آنها را شب مطالعه ميكنند و فرداي آن روز با پختگي ميشود در اينجا مطرح كرد.

من براي اينكه خارج از موضوع نشوم توضيح زيادي براي طريقي كه عرض كردم نميدهم ولي اين نكته را بايد به عرض برسانم كه طرز تقسيم اصول و رسيدگي به آنها مهم است.

طرز اداره جلسات و رأيگيري و پيشنهاد و قيام و قعود و غيبت، اينها مطلقاً براي ما مهم نيست و خيلي آسان ميتوانيم از آن بگذريم اما اين مسأله با طرحهائي كه رويش آمده بايد بررسي شود كه ببينيم كدام طرح بهتر است.

چون در نحوه كار ما فوِ العاده دخالت دارد.

نايب رئيس (بهشتي) ـ متشكرم چون اداره منظم جلسات عامل بسيار موثري در پيشرفت كار است از دوستان خواهش ميكنم وقتي تشريف ميآورند اينجا فقط درباره موضوعي كه مطرح است صحبت كنند.

به هر حال هر چه باشد حتي آنطور كه آقاي مكارم ميگويند هر پيشنهادي هست بايد يكجا رسيدگي شود خواه در جلسه عمومي يا در يك كميسيون باشد، راه سومي هم ندارد.

پيشنهاد اول كه رسيده مربوط است به اينكه كميسيوني تشيكل شود و خصوصياتي در اين پيشنهاد است كه 2 روز يا چند روز باشد كه بهتر است ما اينها را جدا كنيم و فعلا راجع به اصل مطلب تصميم بگيريم كه آيا كميسيون به اين كار رسيدگي كند يا در جلسه عمومي به اين كار رسيدگي كنيم، فكر ميكنم اگر روي اين تصميم بگيريم به تدريج ميرويم جلو وروي جزئيات هم ميتوانيم بحث بكنيم و به نتيجة نهائي نيز خواهيم رسيد.

دوستاني هم براي صحبت كردن نوبت گرفتهاند كه حتماً در اين باره هست، ولي اگر بخواهيم اينجوري روي هر مطلبي ادامه بدهيم.

از بحثها فكر نميكنم به جائي برسيم.

حالا دو پيشنهاد رسيده است يكي اينكه كميسيون با استفاده از طرحهائي كه الان هست و با استفاده از همه نظراتي كه به آن كميسيون خواهيد فرستاد با اختيار تام آئين نامه جديد را تهيه بكند و گزارش آن را به مجلس بياورد، يعني آن آئين نامهاي كه آنها ميآورند تصويب شده است و آن را قبول داريم.

پيشنهاد دوم اينكه آئين نامه در جلسه عمومي مطرح بشود براي صرفه جوئي در وقت آئين نامههاي مختلف در دسترس آقايان قرار بگيرد و امشب مورد مطالعه قرار بگيرد و فردا مخالفين و طرفداران هر طرح نظر خود را بيان كنند و رأي گيري شود اين رأيگيري يك وقت راجع به مجموع است كه يكي يكي آنها را به رأيگيري بگذاريم، يك وقت راجع به ماده ماده است ولي آقاي رباني پيشنهاد كردهاند كه ما هر چند طرح را رسيدگي كنيم و فردا بيائيم يكي يكي مطرح كنيم و مخالف و موافق صحبت كنند و نسبت به آن رأي بگيريم و بعد دومي و بعد سومي الي آخر، اين توضيح پيشنهاد آقاي رباني است حالا به پيشنهاد اول يعني، كميسيوني جهت بررسي آئين نامه مجلس تشكيل بشود و با اختيار تام رسيدگي كند و نتيجه را به مجلس گزارش بدهد.

افراد اين كميسيون را شما انتخاب ميكنيد.

راجع به پيشنهاد يك مخالف و يك موافق ميتوانند صحبت كنند.

آقاي نوربخش كه پيشنهاد دهنده هستند نميتوانند به عنوان موافق صحبت بكنند، به علاوه پيشنهاد آقاي نوربخش چون ناقص است قابل طرح نيست حالا پيشنهاد آقاي رباني قرائت ميشود: «براي صرفه جوئي در وقت آئين نامههاي مختلف در دسترس آقايان قرار گيرد و امشب مورد مطالعه قرار گيرد و فردا طرفداران و مخالفين هر طرح نظر خود را بيان كنند و رأيگيري شود.

» يك موافق و يك مخالف با اين پيشنهاد ميتوانند صحبت كنند.

از كسانيكه نوبت گرفتهاند آقاي قرشي هستند كه خواهش ميكنم اگر بخواهند در اين مورد صحبت كنند تشريف بياورند.

قرشي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

بنده احساس ميكنم ما آئين نامه تنظيم بكنيم يا نكنيم بالاخره اهم كار به اينجا خواهد رسيد كه وقتيكه درباره يكي از اصول پيش نويس كفايت مذاكرات را اعلام كردند، با اكثريت رأي گرفته خواهد شد و رأي اكثريت محترم و تصويب كننده قانون است، بنابراين بنده تشكيل كميسيون را اتلاف وقت ميدانم و پيشنهاد ميكنم با همين مسأله كه ما الان فرض بفرمائيد ده با پنج اصل از پيش نويس را معين بكنيم و آقايان شب مطالعه بفرمايند، فردا راجع به اينها مذاكره بكنيم و رأي گرفته شود و آئين نامه فقط اين باشد كه وقتي كه درباره اصلي كفايت مذاكرات اعلام شدو اكثريت رأي دادند آن وقت نسبت به آن اصل رأي گرفته شود و من فكر ميكنم اگر مسأله را اينطور شروع كنيم هيچ اتلاف وقت نخواهيم داشت.

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي موسوي اردبيلي بفرمائيد.

موسوي اردبيلي ـ در مسألهاي كه الان مورد بحث است كاري را كه ما ميخواهيم از آن فرار كنيم يعني تلف نشدن وقت، عملا گرفتار آن هستيم.

اين پيشنهادي كه داده شده حتي با آن صورتيكه جناب آقاي بهشتي فرمودند كه يك كميسيوني را معين كنيم كه به مجموع مواد اين نظامنامه برسد، دو سه روز خود آن كميسيون وقت خواهد گرفت و بعد از آن بيايند اينجاآقايان نمايندگان درباره آن صحبت كنند.

با اين احساسي كه اكثر آقايان محترم ميكنند كه اين وقت را ما براي اينكارها نداريم و پيشنهادي هم كه آقاي مكارم فرمودند پيشنهاد معقولي بود، پيشنهاد بنده هم اين است كه قرائت ميكنم: «پيشنهاد ميكنم اگر قرار است مواد نظامنامه مجدداً مورد بررسي قرار گيرد، يكي دو ماده كه اساسي است و دخالت در اصل تنظيم و تصويب پيش نويس دارد، مورد بررسي قرار گيرد، بقيه مواد طبق نظامنامه عمل ميشود».

و اما در مورد قسمتهاي ديگر، مثل اينكه خود آقايان هم قبول دارند كه قسمتهاي ديگر بحثي ندارد، اما اگر اينجا مطرح شود حتماً بحث هم خواهد شد.

چون اين موضوع سؤالانگيز است و وقت را ميگيرد من اين را مينويسم و تقديم مقام رياست ميكنم كه اگر قبول بفرمايند همينطور تصويب كنند.

نايب رئيس (بهشتي) ـ مرقوم بفرمائيد، راجع به پيشنهادي كه مطرح شده يكي دو نفر به عنوان مخالف اسم نوشتهاند، كه اگر بخواهند، ميتوانند صحبت كنند (اظهاري نشد) پيشنهاد آقاي رباني قرائت ميشود: «براي صرفه جوئي در وقت آئين نامههاي مختلف در دسترس آقايان قرار گيرد و امشب مورد مطالعه قرار گيرد و فردا طرفداران و مخالفين هر طرح نظر خود را بيان كنند و رأيگيري شود.

» نايب رئيس (بهشتي) ـ بنده پيشنهاد آقاي رباني را به رأي ميگذارم كسانيكه، با اين پيشنهاد موافقند قيام بفرمايند (عده كمي برخاستند) پيشنهاد رد شد.

پيشنهاد بعدي از طرف آقايان دكتر آيت - رحماني - مقدم مراغهاي و ضيائي است و چند پيشنهاد هم بدون نام و يك پيشنهاد هم از طرف آقاي رباني املشي رسيده كه پيشنهاد كردهاند «كميسيوني انتخاب شود كه آئين نامه را تنظيم كنند و براي تصويب نهائي به جلسه علني بياورند».

چون دربارة اين پيشنهاد به عنوان موافق صحبت شده اگر كسي با اين پيشنهاد مخالف است ميتواند صحبت كند (اظهاري نشد) من مجدداً پيشنهاد را قرائت ميكنم: «كميسيوني آئين نامه را تدوين كند و بعد نتيجه را براي تصويب نهائي به جلسه علني بياورد» رأي ميگيريم به اين پيشنهاد، كساني كه موافقند قيام فرمايند (اكثر برخاستند) تصويب شد.

با تصويب اين پيشنهاد طرح پيشنهاد ديگري در اين مورد ميسور نيست بنابراين كميسيون را انتخاب ميكنيم.

حالا رأي ميگيريم به انتخاب تعداد اعضاء كميسيون.

اول - عدد پيشنهاد شده براي اين كميسيون پنج نفر ميباشد رأي ميگيريم به اين پيشنهاد، موافقين قيام فرمايند.

(اكثر برخاستند) تصويب شد.

دوم ـ راجع به وقت اين كميسيون است كه آقاي نوربخش پيشنهاد كردهاند در عرض دو روز رسيدگي كرده و روز سوم يعني عصر سه شنبه به جلسه بياورند و در اين دو روز هم بحث دربارة كليات و نطق قبل از دستور باشد.

بنابراين اين كسانيكه با اين پيشنهاد موافقند قيام فرمايند (از 64 نفر عده حاضر در جلسه 31 نفر برخاستند) رد شد.

پيشنهاد ديگر اينستكه تا فردا شب كميسيون كارش را تمام كند و صبح روز سه شنبه به جلسة علني بياورد، نسبت به اين پيشنهاد كميسيون بايد حداكثر كارش را تا فردا شب تمام كرده و صبح سه شنبه آنرا به جلسة علني بياورد، حالا آقايانيكه داوطلب هستند در اين كميسيون عضويت داشته باشند اعلام فرمايند.

آقايان منتظري، خامنهاي، طاهري اصفهاني، رباني، موسوي، جزايري، غفوري، مكارم شيرازي، موسوي اردبيلي، طاهري و نوربخش آمادگي خود را براي عضويت در كميسيون پنج نفري جهت بحث و تدوين اعلام داشتهاند.

حالا براي انتخاب پنج نفر از اين آقايان رأي گرفته ميشود.


4ـ انتخاب پنج نفر جهت عضويت در كميسيون مربوط به تنظيم آئين نامه داخلي مجلس بررسي نهائي قانون اساسي (در اين موقع براي انتخاب 5 نفر اعضاء كميسيون تنظيم آئين نامه اخذ رأي به عمل آمد و نتيجه به شرح زير اعلام شد).

نايب رئيس (بهشتي) ـ آقاي منتظري با 56 رأي، آقاي مكارم شيرازي با 49 رأي، آقاي دكتر غفوري با 45 رأي، آقاي رباني شيرازي با 36 رأي، آقاي موسوي اردبيلي با 31 رأي براي عضويت در اين كميسيون انتخاب شدند.


5ـ تعيين زمان تشكيل جلسه بعد و پايان جلسه نايب رئيس (بهشتي) ـ جلسات فردا صبح و عصر بحث دربارة كليات قانون اساسي خواهد بود و چون در جلسه براي صحبت در كليات نميشود وقت گرفت، بايد هم اكنون براي فردا وقت بگيريد، كساني كه موافقند فردا صبح و عصر جلسه داشته باشيم قيام فرمايند (اكثر برخاستند) تصويب شد.

آقايان اين مطلب را هم بايد بدانند بعد از اعلام رأي هيچ توضيحي قابل قبول نيست وقت جلسه فردا ساعت 9 صبح تا وقت نماز ظهر است، كساني كه با اين مورد موافقند قيام فرمايند (اكثر برخاستند) تصويب شد.

كساني كه موافقند جلسه بعدازظهر ساعت چهار بعدازظهر شروع شود قيام فرمايند (عده كمي برخاستند) رد شد، كساني كه با شروع جلسه در ساعت 5 بعدازظهر موافقند قيام فرمايند (اكثر برخاستند) تصويب شد.

بنابراين جلسه بعداز ظهر ساعت 5 تا وقت افطار خواهد بود جلسه را ختم ميكنم.

(جلسه مقارن ساعت 8 شب ختم شد.

) نايب رئيس مجلس بررسي نهائي قانون اساسي - دكتر سيد محمد حسيني بهشتي
ادامه دارد
منبع :شورای نگهبان

یزدفردا
+ نوشته شده توسط روشن ضمیر در یکشنبه دوم خرداد 1389 و ساعت 11:55 |
 انتخاب هيأت رئيسه سني و استقرار در جايگاه-2ـ اعلام رسميت جلسه و تلاوت آياتي چند از قرآن مجيد-3ـ اجراي سرود «الم نشرح لك صدرك» توسط گروه سرود حسينيه ارشاد.-4ـ قرائت پيام حضرت آيت الله العظمي امام خميني رهبر انقلاب اسلامي ايران در مورد قانون اساسي توسط حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني-5ـ بيانات آقاي مهندس مهدي بازرگان نخست وزير دولت موقت جمهوري اسلامي ايران-6ـ بيانات آقاي مهندس صباغيان (وزير كشور) 7ـ پايان جلسه به عنوان تنفس-8ـ تشكيل مجدد جلسه و انجام مراسم تحليف-9ـ بيانات چند تن از نمايندگان پيرامون اعتبارنامه ها و آئيننامة داخلي مجلس
06 بهمن 1388 - بعدازظهر 02:55                         تعداد باردید : 2515                          کد خبر : 21302

مشروح مذاكرات مجلس تدوین قانون اساسی:جلسه افتتاحيهبيست و هشتم مرداد ماه 1358 هجري شمسي

صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران

یزدفردا :علی آبادی :جهت اطلاع رسانی به فردائیان و ثبت در تاریخ در این سلسله مطالب ، مشروح مذاکرات مجلس بررسي نهايي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و تدوین قانون اساسی آورده می شود.

توجه: تمام نوشته های مندرج در این بخش، از سایت شورای نگهبان بازانتشار می شود. آوردن این جلسات در سایت یزدفردا به خاطر دسترسی مستقیم پژوهشگران و فردائیان به متن این جلسات در این سایت است.

یزدفردا

جلسه افتتاحيه بيست و هشتم مرداد ماه 1358 هجري شمسي



جلسه در ساعت ده روز بيست و هشتم مرداد ماه 1358 هجري شمسي برابر با بيست و پنجم رمضان المبارك 1399 هجري قمري به رياست آيت الله حاج آقاي حسين خادمي (رئيس سني) تشكيل شد.)

فهرست مطالب


1ـ انتخاب هيأت رئيسه سني و استقرار در جايگاه

2ـ اعلام رسميت جلسه و تلاوت آياتي چند از قرآن مجيد

3ـ اجراي سرود «الم نشرح لك صدرك» توسط گروه سرود حسينيه ارشاد.

4ـ قرائت پيام حضرت آيت الله العظمي امام خميني رهبر انقلاب اسلامي ايران در مورد قانون اساسي توسط حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني

5ـ بيانات آقاي مهندس مهدي بازرگان نخست وزير دولت موقت جمهوري اسلامي ايران

6ـ بيانات آقاي مهندس صباغيان (وزير كشور)

7ـ پايان جلسه به عنوان تنفس

8ـ تشكيل مجدد جلسه و انجام مراسم تحليف

9ـ بيانات چند تن از نمايندگان پيرامون اعتبارنامه ها و آئيننامة داخلي مجلس

10ـ اعلام پايان جلسه
آقاي مهندس بارگان (نخست وزير) به اتفاِ آقايان وزراء، سفراء، خبرنگاران داخلي و خارجي و تماشاچيان در جلسه حضور داشتند.

دبيرخانه مجلس بررسي نهائي قانون اساسي
[--------------------------------------------------------------------------------------]

1ـ انتخاب هيأت رئيسه سني به شرح زير: آقاي حاج آقا حسين خادمي رئيس آقاي ميرزا محمدعلي انگجي نائب رئيس آقاي موسي موسوي قهد ريحاني دبير آقاي حسن عضدي منشي آقاي حميداللّه ميرمراد زهي منشي (هيات رئيسه در جايگاه خود مستقر شدند.)



2ـ اعلام رسميت جلسه و تلاوت آياتي چند از قرآن مجيد رئيس (خادمي) ـ رسميت جلسه اعلام ميشود، ابتدا چند آيه از كلام اللّه مجيد قرائت ميشود.

(بشرح زير قرائت شد) اعوذباللّه من الشيطان الرجيم ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
ان اللّه يأمركم ان تؤدوا الامانات الي اهلها و اذا حكمتم بين الناس ان تحكموا بالعدل ان اللّه نعما يعظكم به ان اللّه كان سميعاً بصيرا، يا ايها الذين آمنوا اطعيوااللّه و اطيعوا الرسول و اولي الامرمنكم فان تنازعتم في شيء فردوه اللّه و رسوله ان كنتم تومنون باللّه و اليوم الاخر ذلك خيرواحسن تأويلا.



بسم اللّه الرحمن الرحيم

والشمس وضحيها و القمر اذا تليها و النهاراذا جليهاو الليل اذا يغشيها و السماء و ما بنيها والارض وما طحيها و نفس وما سويها فالهمها فجورها و تقويها قد افلح من زكيها و قد خاب من دسيها كذبت ثمود بطغويها اذا نبعث اشقيها فقال لهم رسول اللّه ناقة الله و سقيها فكذبوه فعقروها فد مدم عليهم ربهم بذنبهم فسويها و لايخاف عقبيها.



3ـ اجراي سرود «الم نشرح لك صدرك» توسط گروه سرود حسينة ارشاد رئيس (خادمي) ـ اكنون توسط عدهاي از جوانان حسينيه ارشاد سرود «الم نشرح» خوانده ميشود: چراغ جاودان سوز حقيقت تابد و تابد كه تا از ريشه بنياد سياهي را براندازد الم نشرح لك صدرك الم نشرح لك صدرك
حقيقت مرد توحيدي به نامردان نميسازد به پاي جان خود ارث شهيدان را نميبازد الم نشرح لك صدرك الم نشرح لك صدرك
بيا با نغمة روح خدائي بزن چنگي به زنجير الهي ميان شرِ و غرب آتش و خون اگر همراه خلق بي پناهي الم نشرح لك صدرك الم نشرح لك صدرك
بيا در سنگر ارشاد و توحيد و عدالت به زير تابش خورشيد خونين شهادت الم نشرح لك صدرك الم نشرح لك صدرك
بيا با هم درفش خون فشان زندگي را ستانيم از كف خصم خدا و خلق و امت الم نشرح لك صدرك الم نشرح لك صدرك
بيا با نغمة روح خدائي بزن چنگي به زنجير الهي بيا بركن زبن در وادي عشق تباهي را تباهي را تباهي


بسم اللّه الرحمن الرحيم

الم نشرح لك صدرك.

و وضعنا عنك وزرك.

الذي انقض ظهرك.

و رفعنا لك ذكرك.

فان مع العسر يسرا.

ان مع العسر يسرا.

فاذا فرغت فانصب.

و الي ربك فارغب.


چراغ جاودان سوز حقيقت تابد و تابد كه تا از ريشه بنياد سياهي را براندازد الم نشرح لك صدرك الم نشرح لك صدرك
حقيقت مرد توحيدي به نامردان نميسازد به پاي جان خود ارث شهيدان را نميبازد الم نشرح لك صدرك الم نشرح لك صدرك
بيا با نغمة روح خدائي بزن چنگي به زنجير الهي ميان شرِ و غرب آتش و خون اگر همراه خلق بي پناهي الم نشرح لك صدرك الم نشرح لك صدرك
بيا در سنگر ارشاد و توحيد و عدالت به زير تابش خورشيد خونين شهادت الم نشرح لك صدرك الم نشرح لك صدرك
بيا با هم درفش خون فشان زندگي را ستانيم از كف خصم خدا و خلق و امت الم نشرح لك صدرك الم نشرح لك صدرك
بيا با نغمة روح خدائي بزن چنگي به زنجير الهي بيا بركن زبن در وادي عشق تباهي را تباهي را تباهي

4ـ قرائت پيام حضرت آيت اللّه العظمي امام خميني رهبر انقلاب اسلامي ايران در مورد قانون اساسي توسط حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني رئيس (خادمي) ـ پيام حضرت آيت اللّه امام خميني قرائت ميشود.

آقاي هاشمي رفسنجاني بفرمائيد.

هاشمي رفسنجاني ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

اين پيام رهبر انقلاب است همانند همه راهنمائيهاي ايشان كه در لحظات حساس تاريخ انقلابمان بما ميفرمودند، در اين لحظه حساس هم راهنمائي هائي براي نمايندگان محترم مجلس خبرگان فرمودهاند كه قرائت ميكنم:

بسم اللّه الرحمن الرحيم

اكنون با عنايت خداوند متعال و تأييد حضرت ولي اللّه اعظم، عجل اللّه فرجه با يمن و بركت مجلس رسيدگي پيش نويس قانون اساسي كار خود را شروع ميكند.

بجا است تذكراتي به ملت شريف و حضرت علماي عظام و ساير وكلاي محترم بدهم:
1ـ بر هيچ يك از آنانكه از انقلاب اسلامي ايران اطلاع دارند پوشيده نيست كه انگيزه اين انقلاب و رمز پيروزي آن اسلام بوده و ملت ما در سراسر كشور از مركز تا دورافتادهترين شهرها و قراء و قصبات با اهداء خون و فرياد «اللّه اكبر» جمهوري اسلامي را خواستار شدند و در رفرندام بي سابقه و اعجاب آور با اكثريت قريب به اتفاِ به «جمهوري اسلامي» رأي دادند و دولتهاي اسلامي، رژيم و دولت ايران را به عنوان «جمهوري اسلامي» برسميت شناختند.


2ـ با توجه به مراتب فوِ، قانون اساسي و ساير قوانين در اين جمهوري بايد صد در صد براساس اسلام باشد.

و اگر يك ماده هم برخلاف احكام اسلام باشد، تخلف از جمهوري و آراء اكثريت قريب به اتفاِ ملت است.

بر اين اساس هر رأي يا طرحي كه از طرف يك يا چند نماينده به مجلس داده شود كه مخالف اسلام باشد، مردود و مخالف مسير ملت و جمهوري اسلامي است و اصولاً نمايندگاني كه بر اين اساس انتخاب شده باشند وكالت آنان محدود به حدود جمهوري اسلامي است و اظهار نظر و رسيدگي به پيشنهادهاي مخالف اسلام يا مخالف نظام جمهوري خروج از حدود وكالت آنها است.


3ـ تشخيص مخالفت و موافقت با احكام اسلام منحصراً در صلاحيت فقهاي عظام است كه الحمداللّه گروهي از آنان در مجلس وجود دارند.

و چون اين يك امر تخصصي است، دخالت وكلاي محترم ديگر در اين اجتهاد و تشخيص احكام شرعي از كتاب و سنت دخالت در تخصص ديگران بدون داشتن صلاحيت و تخصصي لازم است.

البته در ميان نمايندگان افراد فاضل ولايقي هستند كه در رشتههاي حقوقي و اداري و سياسي تخصصي دارند و صاحب نظرند كه از تخصصشان در همين جهات قوانين استفاده ميشود و در صورت اختلاف متخصصان نظر اكثريت متخصصان معتبر است.


4ـ من با كمال تأكيد توصيه ميكنم كه اگر بعضي از وكلاي مجلس تمايل به مكاتب غرب يا شرِ داشته يا تحت تأثير افكار انحرافي باشند، تمايل خودشان را در قانون اساسي جمهوري اسلامي دخالت ندهند و مسير انحرافي خود را از اين قانون جدا كنند، زيرا صلاح و سعادت ملت ما در دوري از چنين مكتبهائي است كه در محيط خودشان هم عقب زده شده و رويه شكست و زوال است.

از گفتهها و نوشتههاي بعضي از جناحها بدست ميآيد: افراديكه صلاحيت تشخيص احكام و معارف اسلامي را ندارند، تحت تأثير مكتبهاي انحرافي، آيات قرآن كريم و متون احاديث را به ميل خود تفسير كرده و با آن مكتبها تطبيق مينمايند و توجه ندارند كه مدارك فقه اسلامي براسايي مبتني است كه محتاج به درس و بحث و تحقيق طولاني است و با آن استدالالهاي مضحك و سطحي و بدون توجه به ادله معارض و بررسي همه جانبه، معارف بلند پايه و عميق اسلامي را نميتوان بدست آورد و من انتظار دارم محيط مجلس خبرگان از چنين رويهاي بدور باشد.


5ـ علماي اسلام حاضر در مجلس اگر مادهاي از پيش نويس قانون اساسي و يا پيشنهادهاي وارده را مخالف با اسلام ديدند، لازم است با صراحت اعلام دارند و از جنجال روزنامهها و نويسندگان غرب زده نهراسند كه اينان خود را شكست خورده ميبينند و از مناقشات و خرده گيريها دست بردار نيستند.



6ـ نمايندگان محترم مجلس خبرگان بايد همه مساعي خويش را بكار برند تا قانون اساسي، جامع مزايا و خصوصيات زير باشد:
الف - حفظ و حمايت حقوِ و مصالح تمام قشرهاي ملت، دور از تبعيضهاي ناروا.


ب - پيش بيني نيارها و منافع نسلهاي آينده آنگونه كه مد نظر شارع مقدس در معارف ابدي اسلام است.


ج - صراحت و روشني مفاهيم قانون، بنحوي كه امكان تفسير و تأويل غلط در مسير هوسهاي ديكتاتورها و خودپرستان تاريخ در آن نباشد.


د - صلاحيت نمونه و راهنما قرار گرفتن، براي نهضتهاي اسلامي ديگر كه با الهام از انقلاب اسلامي ايران درصدد ايجاد جامعه اسلامي برميأيند.


در خاتمه از خداوند متعال توفيق و تأييد همگان را خواستار و اميدوارم به بركت تلاش آقايان قانون اساسي واقعاً اسلامي و مترقي بتصويب برسد.

والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته - روح اللّه الموسوي الخميني رئيس (خادمي) ـ تكبير بگوئيد (حضار همه تكبير گفتند)

5ـ بيانات آقاي مهندس مهدي بازرگان نخست وزير دولت موقت جمهوري اسلامي ايران رئيس (خادمي) ـ آقاي مهندس بازرگان بفرمائيد.

مهندس بازرگان (نخست وزير) -
بسم اللّه الرحمن الرحيم
.

الحمد اللّه الذي هدينا لهذا و ما كنا لنهتدي لولا ان هدينااللّه.

بنام خداوند ذوالجلال وبنا بمأموريتي كه رهبر عاليقدر انقلاب حضرت امام خميني در تاريخ 15 بهمن 1357 بدولت موقت تفويض كردهاند، مفتخرم مجلس بررسي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را افتتاح نمايم و از اين تصادف زماني همگي خوشحال باشيم كه نام و ننگ كودتاي 28 مرداد 1332 با خاطرة شيرين يكي از گامهاي پيروزي مبارزات ضد استبدادي ملت ايران زدوده ميگردد.


بحول و قوه الهي و با فداكاري و همكاري مردم شرافتمند ايران پس از واژگوني نظام استبدادي 2500 ساله، دولت توفيق يافت چهار مرحله از پنج مرحله مأموريت خود را عليرغم كارشكنيهاي مستمر بدانديشان داخل و خارج و مشكلات استثنائي دوران حاضر طي نمايد.


روز جمعه 29 تيرماه 1358 انتخابات سراسري كشور براي تعيين 73 نفر نمايندگان محترم - بنحوي كه سالمتر، بي خدشهتر و بي دخالتتر از تمام ادوار بعد از انقلاب مشروطيت بود - انجام يافت و اينك افتخار دارد كه انعقاد مجلس بررسي قانون اساسي جديد را به ملت ايران و به شما نمايندگان و به رهبري انقلاب تبريك گفته، طرح قانون اساسي را كه در شوراي طرحهاي انقلاب تدوين گرديده به تصويب هيأت وزيران و تصحيح و تاييد شوراي انقلاب رسيده است و متضمن 12 فصل و 151 اصل ميباشد، حضورتان تقديم نمايد تا مورد بررسي و تصويب نهائي براي ارائه به آراء عمومي قرار دهيد.


علاوه بر طرح قانون اساسي مجموعه نظرات ابراز شده از طرف مردم را كه با مساعي آقايان كارمندان دفتر مجلس سناي سابق جمع آوري و تنظيم شده است و آقاي دكتر يداللّه سحابي وزير مشاور در طرحهاي انقلاب بعداً توضيحات لازم را بعرض خواهند رساند، ضميمه مينمايم.

اينك وظيفة بس خطير و مسئووليت تاريخي بس عظيم در پيشگاه خلق و خالق بدوش نمايندگان گرامي گذارده شده است.

از خداوند كريم آرزوي دقت و سرعت و موفقيتتان را در اين امر مهم دارم.


بار امانتي كه از طرف ملت و بدون تعلق به صنف خاص بعهده گرفتهايد، نه تنها شما را در برابر مبارزين و شهيدان گذشته و در برابر نسل حاضر ايران مسئوول كرده است، بلكه جوابگوي نسلهاي آينده نيز خواهد بود.

ضمن آنكه فراموش نخواهيد فرمود كه با توجه به استقبال شايان و احساسات فراوان و مشاركت معنوي تمام مردم ستمديده و عدالت طلب جهان مخصوصاً مسلمانان نسبت به انقلاب پيروزمند ايران و علاقه و ميل به تأسي كه طبعاً به جمهوري اسلامي دارند، قانون اساسي ما به تعبيري قانون اساسي همه مسلمانان و معرف نظام حكومتي اسلام خواهد بود.

هم حق تاريخ و ملت ايران بايد بنحو احسن در آن ادا شود و هم حق مسلمانان چهارگوشه دنيا در آئين الهي ابراهيم.

بنابراين جا دارد بمصداِ «ان الدين عند اللّه الاسلام» و فرمان «تعالوا الي كلمة سواء» انعكاس آينده جهان شمولي قرآن باشد.


در طرح تقديمي آنچه از اصول آزادي، حق انتقاد، حاكميت ملي و رأي اكثريت آمده است، نه ارمغان مغرب زمين و تقليد و تحميل بيگانگان است نه ميراث نظام شاهنشاهي مخلوع، بلكه در تعبيرهاي اختيار، امر بمعروف، نهي از منكر و دستور مشورت، محتوي اصولي است منطبق با قرآن و منبعث از مشيت الهي ازلي رحمان.

بنمايندگي دولت موقت جمهوري اسلامي ايران توفيق همگان را در آنچه رضاي خدا و خير هموطنان است براي تسريع در تصويب لايحه تقديمي و حسن انجام چنين رسالت تاريخي آرزو مينمايم.

رئيس (خادمي) ـ تكبير بگوئيد (حضار همه تكبير گفتند)


6ـ بيانات آقاي مهندس صباغيان (وزير كشور) رئيس (خادمي) ـ آقاي وزير كشور بفرمائيد.

وزير كشور (مهندس صباغيان) -
بسم اللّه الرحمن الرحيم
، در سرآغاز كار اين مجلس تاريخي كه پس از بيست و پنج قرن سلطه طاغوتهاي نظام شاهنشاهي بر سرنوشت ملت ما و به بركت پيروزي انقلاب اسلامي مردم ايران برهبري امام تشكيل ميشود، جاي آن دارد كه سپاس و تشكر بيكران خود را به درگاه پروردگار توانا كه ما را از نعمت و موهبت حاكميت به سرنوشت خود بهرهمند گردانيده است عرضه داريم.

من بعنوان يك مسلمان و بنده كوچك خدا كه در اين روزهاي تاريخي و دوران ساز توفيق انجام خدماتي كوچك در كابينه دولت موقت انقلابي را دارم با اغتنام از فرصت و بحكم وظيفه اسلامي و به اعتبار مسؤوليت فعلي خود لازم ميدانم نكاتي چند را در محضر اين مجلس محترم يادآوري نمايم.

و از اينكه سخناني گزاف ميگويم پوزش ميطلبم.

نخست آنكه اين واقعيت را مد نظر داشته باشيم كه دهها هزار شهيد بخون خفته انقلاب مقدس ما و ملتي ستمديده در طول تاريخ شاهنشاهي چشم انتظار به حاصل كار اين مجلس دوختهاند و شاهد و ناظر بر جريانات آن ميباشند.

خواهران و برادران مسلمان ارجمندي كه بر كرسي نمايندگي اين مجلس قرار گرفتهاند و در مقابل خدا و نسل حاضر و نسلهاي آينده اين مملكت مسئووليتي بس خطير و بزرگ را پذيرا شدهاند و مسلم است كه با درك عميق اين مسئوليت به كار بررسي و تدوين نهائي قانون اساسي نظام جمهور اسلامي ايران كه در واقع بايستي منشور آزادي ملت و جوابگوي انتظارات بحق امت انقلابي ما باشد ميپردازند.

ملت مسلمان ما كه در جريان انقلاب دروان ساز خود عاليترين و والاترين مفاهيم انقلابي نظير شهادت، پارسائي و ايثار در راه خدا و مستضعفين خلق را به جامعه بشريت عرضه داشت، از قوانين اساسي حاكم بر سرنوشتش انتظار دارد كه مبشر پي ريزي آنچنان جامعهاي از انسانهاي آزاد و پويا شود كه در آن موانع سياسي، فرهنگي و اقتصادي از سر راه رشد و تكامل انساني او برداشته شده و استمرار انقلاب اسلامي و سيرورت نفوس مستعد را به سوي قرب الهي تضمين نمايد.

و اين روح حاكم بر مجموعه اصول قانون اساسي جمهوري اسلامي ميباشد.

از طرف ديگر براي آنكه قانون اساسي جمهوري اسلامي ما از اعتبار ذاتي و في نفسه برخوردار باشد بايستي تمام اقشار و آحاد ملت را در زير چتر حمايت خود قرار دهد و در واقع منشور همبستگي ملي و وحدت كلمه ملت ايران گردد.

لذا انحصارطلبيها و تفرقه گرائيها نميتواند و نبايد در تدوين قانون اساسي جمهوري اسلامي ما جائي داشته باشد، چرا كه استمرار انقلاب اسلامي و بقاي جامعه اسلامي ايران مقدم بر همه چيز است و بدون شك خواهر و برادراني كه از طرف ملت ايران مأمور بررسي و تدوين اين قانون گريدهاند، به پيروزي انقلاب مقدس ما كه همانا وحدت كلمه ملت ايران بوده واقف هستند و بخوبي به نداي آسماني قرآن كريم توجه دارند كه: «ولا تكونوا كالتي نقضت غزلها من بعد قوه انكاثا تتخذون ايمانكم دخلا بينكم ان تكون امة هي اربي من امة» بمانند آنكسي كه رشتههاي خود را از تابيدن و استحكام، و اتابيد و پنبه كرد، نباشيد.
و به زبان حال ما، قربانيها و شهادتها و اسارت هائي را كه در راه پيروزي انقلاب متحمل شدهايد، بهدر ندهيد.
به چه طريق اين مايه گزاريها بهدر خواهد رفت؟ جواب ـ «تتخذون ايمانكم دخلا بينكم ان تكون هي اربي من امه» از راهي كه مسئوليتها و تعهدات و پيمانهاي خود را وسيله استفاده شخصي يا گروهي و يا قدرتطلبي قرار دهيد تا آنكه دستهاي فزون بهرهتر از دستههاي ديگر بشود.
قرآن ميفرمايد كاري نكنيد كه جامعه تان اين چنين بشود يعني اصل را بايد بر اين گذاشت كه دسته و گروهي بر دسته و گروه ديگر امتياز و برتري سياسي خاصي نداشته و از قدرت بيشتري برخوردار نباشد و در تحليل نهائي قدرت سياسي بمعني واقعي ملي شود.
و در همين جا چه نيكو و بجاست كه به فرازي از سفارشات امام علي(ع) اميرالمؤمنين به مالك اشتر عنايت كنيم آنجا كه ميفرمايد: «اي مالك در صورت برخورد با منافع خاص خود و عامه مردم، هميشه خوشنودي و رضايت توده را بر خوشنودي خواص مقدم بدار، درست است كه آنان با اين عمل تو خواهند رنجيد ولي با رنجش تودههاي مردم قابل مقايسه نيست و نارضائي آنان با خشنودي عمومي قابل گذشت است، پس با تمام وجود در جلب رضايت اكثريت جامعه بكوش زيرا اكثريت است كه نگهبان مملكت و حصار كشور است هميشه با توده مردم باش و با شادي آنان شادي كن و با غم و اندوهشان اندوهناك باش.
اميد است نمايندگان محترم مردم مسلمان ايران با توجه به شرايطي كه بر مملكت حكمفرماست و عليرغم تلاشهاي مذبوحانه عوامل ضد انقلاب و دشمن براي اغتشاش و تفرقه افكني با تلاشي انقلابي كار بررسي قانون اساسي را در جهت تأمين مصالح عمومي و انقلاب مقدس مردم ايران پيگيري نموده و مجلس حاضر را به كانون همبستگي ملت ايران مبدل نمايند.
و اما هموطنان مسلمان و شريف ايراني توجه داشته باشند كه با انتخاب و اعزام نمايندگاني براي اين مجلس، مسئوليت آنها بپايان نرسيده و به حكم اصل و مسئووليت عام در اسلام بايستي در تمام احوال شاهد و ناظر بر كار اين مجلس بوده و در جريان مباحث و مصوبات آن قرار گيرند، و بخصوص از خواهران و برادران صاحب نظر و خبره انتظار دارد در طول مدت برقراري اين مجلس از طريق وزارت كشور و يا اطلاع قبلي در جلسات عمومي مجلس بعنوان ناظر شركت نمايند تا بخواست خداي بزرگ و طبق فرمايش رهبر انقلاب و با همت شما نمايندگان منتخب مردم، قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در چهار چوب قوانين اسلام بررسي و تدوين گردد.
توفيق همه خواهران و برادران را از خداوند متعال خواستارم.
رئيس (خادمي) ـ تكبير بگوئيد (حضار همه تكبير گفتند)
7ـ پايان جلسه بعنوان تنفس
رئيس (خادمي) ـ جلسة افتتاحيه بعنوان تنفس ختم ميشود.
مجدداً جلسة علني تشكيل خواهد شد.
(جلسه ساعت 12 ختم شد) (در اين هنگام جناب آقاي نخست وزير باتفاِ آقايان وزراء بجز آقاي وزير كشور مجلس را ترك كردند)

8ـ تشكيل مجدد جلسه و انجام مراسم تحليف ساعت دوازده و يك چهارم جلسة علني مجدداً به رياست آيت اللّه حاج آقا حسين خادمي (رئيس سني) تشكيل شد.
رئيس (خادمي) ـ با وجوديكه همه آقايان البته از برگزيدگانند و اين مراتب را همه اقدام خواهند كرد، ولي براي تأكيد در مطلب، قسم نامهاي خوانده ميشود كه چون قسم به قرآن و ديگر كتب آسماني است مقتضي است همه بايستند، متن قسم نامه خوانده ميشود و همه آنرا به دنبال من بخوانند و بعد امضاء كنند: (متن قسم نامه به شرح زير خوانده شد) ما به پروردگار يكتا و در برابر خلق قهرمان ايران به قرآن و ديگر كتب آسماني سوگند ميخوريم كه در بررسي و تدوين قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي ايران همواره اصول ذيل را رعايت نموده و به تحقق آنها متعهد باشيم:

1ـ به رژيم جمهوري اسلامي ايران كه به تأييد ملت رسيده وفادار و مؤمن بوده و در راه استحكام و دوام آن كوشش نمائيم.


2ـ تماميت ارضي مملكت و همبستگي همه اقوام ايراني را در تحت لواي جمهوري اسلامي ايران در مد نظر قرار دهيم.

3ـ به مسئوليت خطير خود در مقابل خدا و ملت مسلمان ايران و مأموريت تاريخي كه اين ملت به ما واگذار كرده، توجه عميق مبذول داشته و در جريان بررسي قانون اساسي احقاِ حقوِ پايمال شده ملت ستمديده ايران در طول 20 قرن سلطه جباران بر اين مملكت و اهداف انقلاب مقدس اسلامي را كه متضمن مصالح ملي جامعه ايران است نصب العين قرار دهيم.
رئيس (خادمي) ـ همه آقايان متن قسم نامه را خواندند؟ (نمايندگان - بله خوانديم) حالا صورت اسامي خوانده ميشود و يك يك تشريف ميآورند اينجا و امضاء ميفرمايند.
(اسامي نمايندگان به ترتيب زير اعلام گرديد و نمايندگان به جايگاه هيأت رئيسه آمده متن قسم نامه را امضاء كردند).
آقايان: دكتر سيد حسن آيت - جعفر اسراقي - سيد كاظم اكرمي - ميرمحمد علي انگجي - ميرزا محمد انواري - حاج شيخ هادي باريك بين - دكتر محمد جواد با هنر - حاج شيخ محمد تقي بشارت - دكتر ابوالحسن بني صدر - دكتر سيد محمد حسيني بهشتي - دكتر سرگن بيت اوشانا - سيد اكبر پرورش - عبداللّه جوادي آملي - محمد جواد حجتي كرماني - محمد جواد حاج طرخاني - سيد منير الدين حسيني هاشمي - شيخ عبدالرحمن حيدري - حاج آقا حسين خادمي - دكتر هراير خالاتيان - سيد محمد حسيني خامنهاي - سيد حسين طاهري خرم آبادي - شيخ ابوالقاسم خزعلي - مهندس عزيز دانش راد - سيد عبدالحسين دستغيب - شيخ عبدالرحيم رباني - محمد مهدي رباني رانكوهي - شيخ حسينعلي رحماني - محمد رشيديان - دكتر محمود روحاني - جعفر سبحاني - مهندس عزت اللّه سحابي - موبد رستم شهزادي - دكتر عباس شيباني - لطف اللّه صافي - محمد صدوقي - سيد عبداللّه ضيائي نيا - سيد محمود طالقاني - سيد جلال طاهري - حبيب اللّه طاهري - علي محمد عرب - حسن عضدي - مولوي عبدالعزيز ملازاده - جواد فاتحي - جلال الدين فارسي - ميرزا علي فلسفي تنكابني - محمد فوزي - دكتر علي قائمي اميري - سيد علي اكبر قرشي - شيخ محمد كرمي - سيد جعفر كريمي ديو كلاهي - سيد محمد كياوش - خانم منيره گرجي - دكتر علي گلزاده غفوري - علي مراد خاني ارنگه - ميرزا علي مشكيني - شيخ ابوالحسن مقدسي شيرازي - مهندس رحمت اللّه مقدم مراغهاي - ناصر مكارم شيرازي - سيد موسي موسوي قهد ريحاني - سيد مير كريم موسوي كريمي اردبيلي - سيدمحمد علي موسوي جزايري - حاج سيد اسمعيل موسوي زنجاني - حسينعلي منتظري نجف آبادي - حميد اللّه ميرمرادزهي - سيد محمد حسن نبوي - دكتر سيد احمد نوربخش - سيد حبيب هاشمي نژاد - شيخ محمد يزدي.


9ـ بيانات چند تن از نمايندگان در اطراف اعتبار نامهها و آئين نامه داخلي مجلس رئيس (خادمي) ـ به موجب مادة 18 نظامنامه براي انتخاب هيأت رئيسه دائم اخذ رأي به عمل ميآيد.
مقدم مراغهاي ـ بنده عرض دارم.
رئيس (خادمي) ـ آقاي مقدم مراغهاي بفرمائيد.
مقدم مراغهاي ـ به نام خدا، خواستم حضور جناب رئيس عرض كنم كه از نظر اصول پارلماني دو مطلب در اينجا فراموش شده كه تذكر ميدهم.
يكي اينكه طبق معمول پارلماني، يعني هر محكمه و دادگاهي هم كه تشكيل ميشود اولين مطلب رسيدگي به صلاحيتها و اعتبارنامه هاست.
در اينجا هم اول بايد اعتبارنامهها مطرح و تصويب شود چون اين اولين هيأت منتخب در جمهوري اسلامي است.
مسؤوليتها معلوم است، رفراندوم تكليف را روشن كرده و امام نظراتشان را اعلام فرمودند و ما بايد كاري بكنيم كه حيثيت اين مجلس رعايت شده باشد.
رسيدگي به اعتبارنامهها در صلاحيت اين مجلس است و مطلب ديگر اينكه آقاي رئيس اشاره فرمودند به آئين نامه.
هيچ آئين نامهاي تا در اينجا تصويب نشود نميتواند مورد قبول باشد.
آئين نامه مجلس خبرگان بايد در مجلس خبرگان تصويب شود.
بنده اين دو مطلب را پيشنهاد كردم و استدعاي رسيدگي به آن را دارم.
رئيس (خادمي) ـ آقاي دكتر عباس شيباني بفرمائيد.
دكتر شيباني ـ به نام خداوند در هم كوبنده ستمگران، بنام خداوندي كه حكومت را مختص صالحان ميداند.
جناب آقاي مراغهاي، اگر بنا است كه به صلاحيت رسيدگي شود، نمايندگان اين مجلس هيچكدام خودشان صلاحيت ندارند، پس چگونه ميتوانند به صلاحيت ديگران رسيدگي كنند؟ صلاحيت نمايندگان را هيأت نظارت رسيدگي كرده و اعتبارنامهها را تصويب و خدمتشان تقديم داشته است.
اگر جنابعالي خودتان به صلاحيتتان اعتراض داريد ميتوانيد تشريف ببريد.
در مورد آئين نامه كه فرموديد همين مجلس آن را بايد تدوين كند ميگويم مجلسي كه وظيفه سنگين تدوين قانون اساسي را برعهده دارد وقتش مهمتر ازاينست كه صرف آئين نامه داخلي مجلس شود.
مرسوم است كه آئين نامه داخلي را قبلا مينويسند و بعد طبق آن عمل ميكنند.
در اين مجلس، جاي بحث بيخودي نيست.
رئيس (خادمي) ـ آقاي حسينعلي منتظري بفرمائيد.
رئيس (خادمي) ـ اعوذباللّه من الشيطان الرجيم،
بسم اللّه الرحمن الرحيم
، و بشر عبادالذين يستمعون القول و يتبعون احسنه، آقايان محترم كه انتخاب شدهاند از طرف ملت براي رسيدگي به قانون اساسي، من مطمئنم كه هيچ هدفي جز اسلام و خير ملت ايران را ندارند.
قهراً بايستي ما از همه تعصبها منزه باشيم و همه آقايان هم هستند و ميخواهند آنچه خير است انجام گيرد.
بنده دو مطلب را خواستم تذكر بدهم.
يكي در مورد آئين نامه است و همانطور كه گفتند مربوط به مجلس خبرگان است كه مجلس شوراي ملي هم آئين نامهاش را بايد خودش تنظيم و تصويب كند.
اين معني ندارد كه ما منتخب ملت باشيم و در جاي ديگري براي كار ما آئين نامه تنظيم بكنند.
ملت صلاحيت آقايان را تشخيص داده است.
آنها را براي اينكار مهم انتخاب كرده است و قهراً برنامه كارآقايان و روش كارشان را خودشان بايد تصويب بكنند.
بنابراين اگر آئين نامهاي در جائي ديگر تنظيم شده باشد، از نظر ما اعتبار ندارد.
به اصطلاح فقهي معامله فضولي است و معامله فضولي احتياج دارد به اينكه امضاء شود اگر مجلس امضاء كرد حجت است والا نه و در مقابل ما هم آئين نامهاي تنظيم كردهايم كه آنرا هم در اختيار ميگذاريم و رأي گرفته ميشود.
خلاصه اينكه به آئين نامه بايد رأي داده شود.
مسئله ديگري كه ميخواستم عرض كنم مسئله اصل طرح پيشنهادي است در واقع ما ميخواهيم كاري بهتر انجام داده باشيم اگر قرار باشد كه طرح پيشنهادي ديگري داشته باشيم غير از اين طرح كه قبلا منتشر شده آن طرح پيشنهادي بايد تكثير شده، در اختيار آقايان گذاشته شود آنوقت نظر بدهند كه كداميك بايد ملاك كار باشد، عرض من تمام شد.
رئيس (خادمي) ـ آقاي خامنهاي بفرمائيد.
خامنهاي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
، من به عنوان مقدمه استناد ميكنم به فرمايشات امام يعني استقلال اين مجلس و اصالت اين مجلس و نظر اين مجلس و استناد ميكنم به نظر رئيس دولت و آقاي وزير كشور كه صلاحيت مجلس را شناختهاند و معناي صلاحيت مجلس و تشكيل آن از دو باب است يكي استقلال نظر و ديگري صلاحيت تام براي قبول يا رد هر چيزي كه صورت قانوني داشته باشد.
به دو دليل: يكي اينكه منتخب مردم هستند و همان مطلبي كه جناب منتظري فرمودند و مردم از آنها توقع دارند و ممكن است مردم در خارج به ما اعتراض كنند كه شما چرا اين نظامنامه را قبول كرديد، دوم اينكه گمان ميكنم كه هيأت محترم دولت و آقاي وزير كشور و بقيه كسانيكه اين نظامنامه را تهيه كردهاند، اصل بين المللي تفكيك قوا را قبول دارند.
به هر حال اين چيزي است كه مدعي هستند و بارها ديده شده كه اعضاي دولت و آقاي نخست وزير گله كردهاند از مقامات غير مسئولي كه دخالت در قوة مجريه كردهاند و چنين ايرادي به جا و سزاوار هم بوده است زيرا قوه مجريه نبايد مورد دخالت قوة ديگري قرار گيرد.
معكوس اين به خود آقايان وارد است، من چون سوء نيتي در بين نميبينم، خوب نظامنامهاي بوده براي زمينه تدوين نظامنامه داخلي مجلس، ولي اين دليل بر حاكميت آن نظامنامه بر ما يعني نمايندگان 36 ميليون جمعيت ايران نخواهد بود، اصولاً اگر قواي ثلاثه يعني قوه مقننه و مجريه و قضائيه را قبول كنيم كه بر معيارهاي بين المللي اينها از هم منفك هستند و جز به مقدار محدود برابر با قانون اساسي كه هنوز نوشته نشده است حق دخالت ندارند، احترام اين مجلس اقتضا ميكند كه در صلاحيتش دخالت نشود و تدوين هر چيزي كه صورت تقنيني دارد در آن حدي كه مقررات و مصوبات خود شورا اجازه داده است و به وسيلة خود دولت به ما ابلاغ شده است و با چنين صلاحيتي ما را فرستادهاند، اين صلاحيت را محترم بشمارند.
نظامنامه داخلي اينجا اولين چيزي است كه در تدوين قانون اساسي مؤثر است، و اشاره بفرمايش آقاي منتظري ميكنم چون هر چيزي كه كانالي و معبري باشد و مسدود كننده و محيط و محدود كننده افكار و عقايد اين جلسه باشد اعم از نظامنامه يا پيش نويس قانون اساسي هر دو به طور برابر مردود است، براي اينكه اينجا هيچ نوع تلقين و تزريقي و هيچ نوع محدوديتي از لحاظ الفاظ، از لحاظ اصول و ماده و پيشنهاد نبايد بشود كه فكر صاف نماينده ملت به مسيري كشيده شود.
لذا اجازه بدهند نظامنامه را بياورند.
نمايندگان و بنده تقاضا كرديم از مقام رياست ولي نياوردند اصل نظامنامه را هيچ يك از حاضرين اطلاع ندارند، اولا اصل نظامنامه را از مقام رياست تقاضا دارم به همه بدهند و بعد بر اساس آن يا بعنوان يك پيشنهادي، ميل مجلس است خواست تصويب ميكند نخواست نظريات ديگري را در آن ادغام ميكند و يا رد ميكند و چيز جديدي ميگذارد و همچنين استبدنبال اين پيش نويس قانون اساسي كه به هر صورتي باشد، محدود ميكند دامنه تفكر و تعمق و تصميم نمايندگان را.
تقليد به هر يك از اين اصول باعث ميشود كه از اصول ديگري غافل بمانند و من اين را بعنوان مبناي حقوقي مورد اعتقاد و قبول دولت عرض ميكنم و گمان نميكنم خود آنها هم قصد تحميل داشته باشند.
ما آمادهايم، نظامنامه را به برادر عزيزم آقاي دكتر شيباني عرض ميكنم كه ما براي اين كار اينجا آمدهايم در اينجا هيچ كاري زائد نيست چون ما تشريفات را كه شايد زائد بود پشت سرگذاشتيم.
نظامنامه مستقيماً در سرنوشت قانون و ملت و مسلمين دنيا و اسلام مؤثر است.
عرض ديگري ندارم.
رئيس (خادمي) ـ آقاي دكتر بهشتي بفرمائيد.

نايب رئيس (بهشتي) ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
، در طليعه انجام وظيفه سنگيني كه برعهده گرفتهايم احساس ميكنم يادآوري اين اصل بخودم و دوستانم مفيد باشد كه سعي كنيم در هر مسئلهاي و مطلبي به حداقل صحبت اكتفا كنيم و ضمناً وقتي يك مسئلهاي مطرح است مسئله بعدي را مطرح نكنيم.
مسئله متن را جناب آقاي منتظري و جناب آقاي خامنهاي مطرح كردند در حاليكه مطرح نبود و بعداً مطرح ميشد، تا بتوانيم با اين وقت كوتاهي كه از نظر مقتضاي انقلاب در پيش داريم در حداقل وقت كارهايمان را تمام كنيم.
در مورد تصويب اعتبارنامه، همانطوريكه فرمودند سنت پارلماني صحيح است، منتهي بايد ديد ضرورت دارد يا نه؟ بخصوص كه رسيدگي به اعتبارنامهها باز تشكيل كميسيون ميخواهد و اگر اعتراضي باشد مورد رسيدگي قرار گيرد كه اين مدتي وقت ميخواهد.
در يك پارلماني كه عمرش 2 يا 4 سال است، خوب وقت اين كارها هست ولي براي اين گردهمائي كه بايد در حداقل وقت ممكن، نميگويم با شتابزدگي، بايد كاري را تمام بكنيم شايد وقت براي اين سنت هائي كه مستحب است نباشد.
چون تأييد كننده اعتبارنامهها دولت است.
راجع به آئين نامه داخلي بايد عرض كنم بهرحال اين جلسه تا اينجا يك آئين نامه ميخواست و آنچه تا اينجا انجام گرفت طبق آئين نامه بود كه آنرا ديگر نميتوانست اين مجلس تصويب كند آن را بايد قبلا دولت و شوراي انقلاب تصويب ميكرد و اين كار را كرد ولي از اين به بعد بستگي دارد به رأي آقايان.
از نظر بنده فكر ميكنم رأي منصفانه اين باشد كه در اين جلسه هيأت رئيسه دائمش را انتخاب كند و بعد هيأت رئيسه دائم در اولين جلسه كميسيوني را براي رسيدگي به آئين نامه تعيين كند و اين كميسيون سعي كند تا امشب به اين آئين نامهها رسيدگي كند و فردا در جلسه مطرح شود.
چون اگر آئين نامه نباشد ما بايد سه روز جلسه نداشته باشيم و منتظر تصويب آئين نامه باشيم و يا اينكه انتخاب هيأت رئيسه دائم را هم ببعد از تصويب آئين نامه موكول بفرمائيد، بنابراين پيشنهاد ميكنم كه همين الان اگر موافق هستيد طبق سنت يك موافق و يك مخالف صحبت كند و بعد به رأي بگذاريد و 5 نفر را براي كميسيون رسيدگي به آئين نامه داخلي تعيين كنيد واين كميسيون را موظف كنيد كه تا فردا صبح نتيجه كارش را به جلسه علني بدهد.
رئيس (خادمي) ـ آقاي مكارم شيرازي بفرمائيد.

مكارم شيرازي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
، مجلسي است در تاريخ مملكت ما بي سابقه و در شرايطي تشكيل ميشود كه مملكت شديداً نياز دارد هر چه زودتر نتيجه كار مجلس در اختيار مردم قرار بگيرد.
من يك تذكر كوتاه ميخواستم عرض كنم شايد بعضي از دوستان فرمودند وقت ما كوتاه و مواد اساسنامه بسيار مفصل است هر چه صرفه جوئي در وقت بكنيم بسيار بمورد و بجاست حتي الامكان از تشريفات حذف ميكنيم.
موضوع ديگر اين است كه اين مجلس با مجالس ديگر فرِ بسيار دارد.
انشاءاللّه در يك محيطي مملو از تفاهم، بحثها تعقيب بشود.
من بعنوان انجام يك وظيفه عرض ميكنم از مختصر خشونتي كه در آغاز مجلس بچشم خورد متأثر شدم و با نهايت معذرت از آقاياني كه صحبت فرمودند عرض ميكنم كه ما بالاخره تابع منطقيم، استدلال ميكنيم، بحث ميكنيم، آخرهم به رأي شما ميگذاريم.
جاي اين ندارد كه بحثها خداي نكرده، به خشونت كشيده شود، اساس اسلام است و اساس اخلاِ است.
اخلاِ و تفاهم بايد رعايت شود و رعايت خواهد شد.
اما در موضوع آئين نامه، بدون شك آئين نامه الگوي كار ما است ما ميخواهيم اينجا كار كنيم الگوي كار ما را ديگران بنشينند و تصويب كنند و در اختيار ما بگذارند؟ فكر نميكنم با هيچ منطقي جور در بيايد اگر بنا است ما بنشينيم كار كنيم الگوي كار را بايد خودمان تعيين كنيم، اگر قرار است ديگري بما ديكته كند اين با بحث آزاد ما سازگار نيست.
بنابراين آئين نامه بايد اينجا تنظيم و تصويب شود.
و اما اينكه آقاي دكتر بهشتي فرمودند در اختيار كميسيوني گذاشته بشود بقول آقاي خامنهاي اصلا ما آئين نامه را نديدهايم.
بدهيد ببينيم، مطالعه كنيم نظراتي اگر رويش داشته باشيم در همين اوقات تنفس، تفاهمي، بحثي بشود بعد معلوم شود آن كميسيوني كه ميخواهد انتخاب بشود و افكار افراد را در نظر بگيرد بايد چه خط سيري را تعقيب كند.
عرضم را كوتاه ميكنم به عنوان استفاده از وقت معذرت ميخواهم.

رئيس (خادمي) ـ آقاي مهندس سحابي بفرمائيد.

مهندس سحابي ـ
بسم اللّه الرحمن الرحيم
، من عرض مختصري دارم، فقط ميخواستم يادآوري كنم اين صحبت هائي كه آقايان منتظري و خامنهاي فرمودند اينها در متن بحثهاي مجلس است و قبل از اينكه هيئت رئيسه مجلس انتخاب شود اين بحثها خارج است.
قرار بر اين است كه اولين كار اين مجلس تعيين هيئت رئيسه قطعي باشد بعد وارد متن كار مجلس ميشود.
اين يك نكته بود بنابراين بنده پيشنهاد كفايت مذاكرات ميكنم و به انتخاب هيئت رئيسه ميپردازيم تا مجلس رسمي بشود.
نكته ديگر اينكه اين آئين نامه كه فعلا در اختيار ما است، برخلاف آن آئين نامهاي كه آقاي خامنهاي فرمودند، آئين نامه تدوين شده دولت نيست.
اين آئين نامه از طريق مراجع و نهادهائيكه در رژيم فعلي ما جنبه قانوني و مشروعيت دارد، از آن طريق گذشته است يعني آئين نامه به وسيله دولت تهيه شده و در شوراي انقلاب هم تصويب شده و نمايندگان شوراي انقلاب هم پاي اين آئين نامه امضاء گذاشتهاند.
بنابراين مشروعيت دارد تا حالا، از اين به بعد وقتي قانون اساسي تصويب شد و مراجع ديگري براي قانونگذاري تعيين شد آنوقت است كه از طريق ديگري آئين نامهها تنظيم خواهد شد.
بنابراين تا اينجا اين آئين نامه رسميت دارد.
ديگر عرضي ندارم.
رئيس (خادمي) ـ از طرف آقاي مهندس سحابي پيشنهاد كفايت مذاكرات رسيده است به رأي ميگذاريم.
آقاياني كه موافقند قيام بفرمايند (اكثر برخاستند) چون اكثريت موافق هستند به اين ترتيب تصويب ميشود.
مقدم مراغهاي ـ بنده پيشنهاد تنفس ميكنم.


10ـ تعيين زمان تشكيل جلسة بعد و پايان جلسه رئيس (خادمي) ـ جلسه تا ساعت 5 بعد از ظهر تعطيل ميشود.
(جلسه در ساعت سيزده و پنج دقيقه تعطيل شد) رئيس سني مجلس بررسي نهايي قانون اساسي - حسين خادمي

ادامه دارد

منبع :شورای نگهبان 

یزدفردا

+ نوشته شده توسط روشن ضمیر در یکشنبه دوم خرداد 1389 و ساعت 11:54 |

اینك نه از روی خودپسندی تا ارزش‌ها و ارجمندی‌های همگنان را  نادیده بگیرم، و نه از سر تجاهل تا مشكلات پیش رو را  ناچیز و بضاعت اندكم را كافی از توكل به خداوند بدانم، بلكه به امید ادای وظیفه قصد خویش را برای نامزد شدن در دورۀ دهم از انتخابات ریاست جمهوری اعلام می‌نمایم.///در جریان فعالیت‌های انتخاباتی، ستاد اینجانب حق چاپ و تكثیر عكس مرا نخواهد داشت و از علاقمندانی كه ممكن است به صورت خودجوش وارد صحنۀ تبلیغات شوند نیز انتظار دارم كه به این خواستۀ خدمتگزار خود توجه كنند./// از نظر من نوشته سادۀ یك شهروند علاقمند به سرنوشت كشور در پشت شیشۀ مغازه‌اش دلنشین‌ترین و موثرترین الگوی تبلیغاتی است. /// يك قدم پيشرفت كه واقعا محقق شود بر آرزوهاي درازي كه جامه‌ی عمل نمي پوشند برتري دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روشن ضمیر در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 و ساعت 14:23 |

در طول سالهاي 2000 تا 2005 ايالات متحده امريكا 2 هزار ميليارد و 336 ميليون دلار در صنايع ساخت و تعمير كشتي سرمايه گذاري كرده است و عليرغم سرمايه گذاري هاي عظيم اين كشور در بخش دريا مسئولين آمريكايي ادعا مي كنند هنوز نتوانسته اند بيش از 5 درصد از مواهب دريايي بهربرداري كنند.

 

پرداختن به صنايع دريايي خصوصا صنعت مهم و اشتغالزاي كشتي سازي و ساخت تاسيسات فراساحل مزايايي زيادي براي كشور به دنبال دارد. حدود 100 رشته شغلي بطور مستقيم و غير مستقيم با صنعت كشتي سازي ارتباط دارند.
شركتهاي صدرا، ايزوايكو، اروندان، صدرا اميد چابهار و چند شركت خصوصي در ايران به امر كشتي سازي اشتغال دارند. در بين شركتهاي ياد شده، شركت صدرا داراي سابقه بسيار درخشاني است. اين شركت عليرغم سختي و محدوديت هاي فعاليت هاي توليدي در ايران توانسته اقدامات ارزشمندي در سابقه دريايي ايران به يادگار بگذارد كه از جمله آنها مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:
• ساخت دكل حفاري جك آپ ايران خزر
• ساخت دكل پيشرفته نيمه شناورايران البرز كه از جمله پيشرفته ترين دكل هاي حفاري از نوع خود است.
• ساخت پل ميانگذر اروميه
• ساخت كشتي هاي يدك كش، نفتكش و لايروب
• ساخت سكوي ميدان نفتي سلمان و چندين پروژه مهم ديگر
اين گزارش مي افزايد: شركت صدرا در اواخر دوران مديريت سابق دچار بحران شد كه در اين نوشته به دلايل آن اشاره نمي شود. شايد يكي از اشتباهاتي كه زمان مديريت سابق انجام شد،  عدم تسويه حساب صورت وضعيت هاي شركت صدرا در پروژه مهم ساخت نفتكش هاي 63 هزار تني متناسب با پيشرفت پروژه بود كه اين موضوع تبعات و عقب ماندگي هاي مالي بسياري را براي اين شركت به همراه داشت.
گفتني است از مبلغ 90 ميليارد توماني كه از بابت اجراي پروژه ساخت نفتكش هاي 63 هزار تني به حساب شركت صدرا واريز شد چند اقدام مهم علاوه بر اتمام بخش مهندسي و طراحي پروژه، صورت گرفت. اول آنكه تمام ورق و لوله مورد نياز هر 3 فروند نفتكش به ارزش حدود 40 ميليارد تومان خريداري شد، همچنين بخش عمده حوضچه خشك كه كشتي در آن به آب اندازي مي شود ساخته شد كه البته بتن ريزي كف آن باقي مانده است كه با مبلغ 10 ميليارد تومان قابل انجام است و مابقي بخش مهندسي و طراحي پروژه نيز بايد در حين اجرا انجام شود كه به دليل مشكلات مالي در حالت توقف قرار دارد.
ابتكار حساب فيمابين
يكي از ابتكارات مهمي كه طي يكسال اخير باعث فعال شدن پروژه هاي مهم شركت صدرا از جمله پروژه پل ميانگذر اروميه، پروژه طرح توسعه ميدان نفتي خشت و پروژه بسيار مهم دكل نيمه شناور البرز گرديد افتتاح حساب مشترك بين كارفرما و پيمانكار و پرداخت به پيمانكاران اصلي و فرعي متناسب با ميزان پيشرفت پروژه بود.
روش مذكور كه البته در گذشته هم سابقه اجرا داشته است تنها راه حل باقي مانده براي اتمام همه طرح هاي در دست اقدام شركت هاي بزرگي مانند صدرا باشد. البته بر اساس شواهد اينچنين به نظر مي رسد كه استفاده از اين روش عليرغم محدود كردن پيمانكار اصلي يعني صدرا، به دليل شرايط بحراني ايجاد شده مطلوب اين شركت هم واقع شده است و گفته مي شود شركت صدرا از اين پيشنهاد استقبال كرده و آمادگي خود را براي افتتاح حساب مشترك با شركت ملي نفتكش جهت تسريع در اجراي پروژه ساخت 3 فروند نفتكش اعلام كرده است.
با پذيرش اين پيشنهاد از سوي شركت ملي نفتكش از هدر رفتن ده ها ميليارد تومان امكانات و مواد اوليه در شركت صدرا نكا جلوگيري خواهد شد و هزاران نيرويي كه شغل آنها بصورت مستقيم و يا غير مستقم به شركت صدرا وابسته است از بيكاري نجات خواهند يافت و توان فني و مهندسي شركت نيز ارتقاء خواهد يافت. البته پر واضح است توامند تر شدن پيمانكاران در اين عرصه هم چنين توان و اقتدار ايران در درياي مازندران افزايش خواهد يافت.
شايان ذكر است همين كشتي هاي 63 هزار تني از خارج كشور مستلزم پرداخت 20 تا 30 درصد هزينه بيشتر به پيمانكاران خارجي است.
اميد است مديريت بانك ملي و شركت سرمايه گذاري اين بانك به عنوان مالك اصلي سهام مديريتي صدرا، جهت حل مشكلات شركت ياد شده  اهتمام بيشتري بخرج دهند. عملكرد بانك ملي در خصوص شركت صدرا مناسب نبوده و اميد است هر چه سريعتر در خصوص وضعيت مديريتي اين شركت معظم تصميم گيري شود.

  
  
  
+ نوشته شده توسط روشن ضمیر در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 6:49 |
+ نوشته شده توسط روشن ضمیر در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 14:17 |

با توجه به مصاحبه ها و سخنان اخیر ، این شبهه که ایشان قائل به اقتصاد دولتی است از بین رفت.  همچنین به این نتیجه رسیده ام که ایشان کماکان به عدالت پایبند است. همچنان توجه به مسئله ای به نام اخلاقیات در اداره کشور دارند و اینکه کشور باید از مدیریت شخصی، سلیقه ای و بعضا هیجانی و عاطفی خارج شود. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط روشن ضمیر در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 و ساعت 13:56 |

 

مردم به هندوانه سربسته راي نمي دهند چرا كه تجربه به آنها ثابت نموده كه انتخاب بزرگ و سرنوشت ساز را نمي توان چشم بسته انجام داد. هر چه اطلاعات در خصوص نامزهاي رياست جمهوري بيشتر و كاملتر باشد انتخاب مردم نيز صحيح تر خواهد بود. اين انتخاب بر زندگي، فرهنگ، آينده فرزندان، آينده كشور و بر دين و دنياي ملت تاثيرات عميقي دارد لذا مردم بايد بدانند تيم رئيس جمهور چه كساني هستند چه كسي معاون اول مي شود چه كساني وزير مي شوند برنامه رئيس جمهور در خصوص موضوعات اساسي اقصادي، فرهنگي، اجتماعي، امنيتي كشور چيست. برنامه ها بايد دقيق، شفاف و قابل محاسبه يا قابل پيگيري و پرسش باشند. لذا انتظاري كه از مهندس ميرحسين موسوي به عنوان محبوب ترين چهره سياسي در كشور مي رود اين است كه اگر واقعا قصد جدي براي حضور در عرصه انتخابات دارد هر چه سريعتر اين موضوع را رسما اعلام نمايد. برنامه هاي خود و تيم كاري اش را معرفي كند تا مردم مجال بررسي و تحليل در اين خصوص و تصميم گيري داشته باشند. آنچه تا كنون مسلم است اينكه مهندس ميرحسين به اهدافي كه بخاطر آنها انقلاب شده پايبند است او مي خواهد آرمانهاي بلند انقلاب و شعارهاي پر مفهوم آنرا پياده نمايد. ايشان به آزادي هاي اجتماعي، حقوق مدني، نهادينه نمودن و ارتقاء جايگاه احزاب، رفع تبعيض و توسعه سريع و متوازن پايبند است اما ايشان با كمك چه دستهايي مي خواهد اين سياستها را اجرايي نمايد. براي اجراي اهداف و برنامه هاي بلند انقلابي نياز به طراحي يك سيستم كارآمد است.  آيا ايشان ساز و كارهايي براي اجرايي نمودن و نهادينه كردن برنامه هاي خود دارند؟

 

+ نوشته شده توسط روشن ضمیر در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 و ساعت 7:52 |